تبليغاتX
سید ابراهیم نبوی

سید ابراهیم نبوی

برای تبادل لینک در کامنت ها به ما اطلاع دهید.برای دیدن عکس و فیلم به پیوند های وبلاگ مراجعه کنید

لاریجانی در خزر غرق شد

سید ابراهیم نبوی- یکشنبه 29 مهر 1386 [2007.10.21]

با توجه به اینکه معمولا اولین نتیجه هر کاری در جمهوری اسلامی ایجاد سووالات بدون پاسخ در ‏مورد همان کار است، لذا، مهم ترین سووالات روز، همراه با پاسخ های پیشنهادی و احتمالی و ‏چهار جوابی و غیره، برای سووال پیچ شدن بیشتر، تقدیم می شود. ‏

سووال اول: این جمله را کامل کنید: علی لاریجانی استعفا....‏
‏1) داد؟‏
‏2) کرد؟
‏3) داده شد؟
‏4) داده بود، ولی بعدا کرده شد؟

سووال دوم: رابطه استعفای علی لاریجانی و پوتین چه بود؟
‏1) چون پوتین را درآورده بود؟‏
‏2) چون پوتین را در نیاورده بود؟
‏3) چون پوتین را احمدی نژاد پوشید؟‏
‏4) چون در مورد پیام پوتین خبر داد؟
‏ ‏
سووال سوم: چرا لاریجانی گفت« پوتین پیام هسته ای به رهبر داد» ولی احمدی نژاد گفت« پوتین ‏هیچ پیام هسته ای نداد»؟
‏1) چون لاریجانی می خواست استعفا بدهد و باید خبرش را می داد؟‏
‏2) چون احمدی نژاد نمی خواست استعفا بدهد، و لاریجانی نباید خبرش را می داد؟
‏3) چون لاریجانی راست می گفت، اما احمدی نژاد راست می کرد؟
‏4) چون خبر را باید احمدی نژاد و استعفا را باید لاریجانی می داد؟

سووال چهارم: چرا هم در اجلاس خزر و هم در استعفای لاریجانی مجلس بی خبر ماند؟
‏1) چون مجلس در راس امور است، اما اجلاس خزر و لاریجانی در ته امور است؟
‏2) چون براساس قانون اساسی کلیه تصمیم گیری های بین المللی باید با نظر مجلس باشد و این ‏تصمیمات بین المللی نبود؟
‏3) چون مجلس کار داشت در حالی که رئیس جمهور کار نداشت؟
‏4) چون انتخابات نزدیک است، ولی دریای خزر دور است؟

سووال پنجم: اکونومیست در مورد سفر پوتین به تهران نوشت « آخرین تانگو در تهران»، معنی ‏این جمله چیست؟
‏1) احمدی نژاد و پوتین با هم تانگو رقصیدند، لاریجانی استعفا داد؟‏
‏2) احمدی نژاد با پوتین تانگو رقصید و لاریجانی در مورد آن خبر نداد و استعفایش پذیرفته شد؟
‏3) سولانا می خواست با لاریجانی در رم تانگو برقصد، اما احمدی نژاد در تهران رقص کرشمه ‏آمد؟
‏4) پوتین با احمدی نژاد تانگو رقصید، به همین دلیل لاریجانی هم مجبور بود با احمدی نژاد ‏برقصد و به همین دلیل استعفا داد؟

سووال ششم: رابطه استعفای لاریجانی با آب نبات و مروارید چه بود؟
‏1) احمدی نژاد مرواریدها را از لاریجانی گرفت، او هم آب نبات را پرت کرد و رفت؟‏
‏2) احمدی نژاد مروارید را به فاطی داد و آب نبات را خودش خورد و لاریجانی قهر کرد؟
‏3) فرانسوی ها آب نبات را پس گرفتند، مروارید هم در دریای خزر گم شد و لاریجانی رفت.‏
‏4) لاریجانی برای پیدا کردن مروارید به دریای خزر رفت، ولی با پوتین احمدی نژاد برخورد ‏کرد و غرق شد.‏

سووال هفتم: در اجلاس خزر چه اتفاق مهمی افتاد؟
‏1) لاریجانی غرق شد؟‏
‏2) احمدی نژاد زیرآبی رفت؟
‏3) رهبری با پوتین کنار خزر راه رفت؟
‏4) پنج رئیس جمهور با هم عکس گرفتند، تا دو رهبر با هم حرف بزنند؟

سووال هشتم: وقتی سخنگوی دولت، بعد از دادن خبر استعفای لاریجانی گفت« دکتر لاریجانی در ‏خدمت نظام، کشور و انقلاب خواهند بود»؟
‏1) چون از این پس لاریجانی فقط به مطالعه فلسفه می پردازد و لذا در خدمت نظام، کشور و ‏انقلاب خواهد بود؟
‏2) چون هر کس استعفا بدهد به توضیح احتیاج دارد؟ ‏
‏3) چون اصولا کسی که از دولت احمدی نژاد استعفا بدهد، در خدمت نظام و کشور خواهد بود، ‏انقلاب هم نکته انحرافی بود؟
‏4) چون بقیه افراد در خدمت نظام، کشور و انقلاب نخواهند بود؟

سووال نهم: چرا دو سال قبل علی لاریجانی از سوی رهبر منصوب شد، اما دیروز رئیس جمهور ‏با استعفای او موافقت کرد؟
‏1) چون در این دو سال رئیس جمهور کارهای رهبر را هم می کند.‏
‏2) چون در این دو سال رئیس جمهور، محبوبیتش کم شده است.‏
‏3) چون لاریجانی برای کنترل رفتارهای غیر معقول رئیس جمهور منصوب شده بود، ولی فعلا ‏کسی به رفتار معقول نیازی ندارد؟
‏4) هر سه جواب صحیح است؟

سووال دهم: در حالی که احمدی نژاد پس از دیدار با پوتین گفت: « اجلاس خزر به تمام اهداف ‏خود رسید» و ایهود اولمرت، رئیس جمهور اسرائیل دو روز بعد، در دیدار با پوتین گفت« از ‏دیدار با پوتین دلگرم شدم»، پیدا کنید پوتین با کدامیک از خزندگان بیشترین شباهت را دارد؟
‏1) مارمولک .‏
‏2) آفتاب پرست.‏
‏3) خرسی است که مار خورده و افعی شده.‏
‏4) اصولا خرس جزو خزندگان نیست.‏

سووال یازدهم: علت اینکه سپاه اعلام کرد« در دقیقه اول حمله دشمن 11 هزار موشک به سوی ‏پایگاههای دشمن شلیک می کنیم.» اما متکی گفت « احتمال حمله نظامی آمریکا صفر است.» ‏چیست؟
‏1) احتمال حمله نظامی آمریکا صفر است، اما منظور سپاه از دشمن بورکینافاسو است که قرار ‏است در صورت حمله به ایران 11 هزار موشک به آنجا پرتاب شود؟‏
‏2) سپاه پاسداران قصد دارد بجنگد، ولی وزارت خارجه در جریان جنگ نیست؟
‏3) وزارت خارجه از اینکه جنگ نمی شود خبر دارد، ولی می ترسد این خبر را به سپاه بدهد؟
‏4) سپاه و وزارت خارجه در جریان جنگ هستند، ولی ما در جریان نیستیم؟

سووال دوازدهم: با توجه به اینکه آقایان احمد توکلی، محسن رضایی، محبیان، فلاحت پیشه و ‏برخی دیگر از اصولگرایان از استعفای لاریجانی ابراز ناراحتی کردند، چرا احمدی نژاد با ‏استعفای او موافقت کرد؟
‏1) برای اینکه ترجیح می داد لاریجانی استعفا بدهد نه خودش؟‏
‏2) برای اینکه احمدی نژاد احتیاج به دیگران ندارد؟
‏3) برای اینکه اصولگرایان ابراز ناراحتی می کنند، ولی احمدی نژاد ابراز ناراحتی نمی کند؟
‏4) برای اینکه دیگر کار از ابراز ناراحتی گذشته است؟

سووال سیزدهم: صفار هرندی وزیر ارشاد گفت « اجازه نمی دهیم سایت ها لجن پراکنی کنند» ‏چرا این وزیر چنین جمله ای گفته است؟
‏1) چون لجن پراکنی در انحصار وزارت ارشاد است و دیگران حق دخالت در این کار را ندارند؟
‏2) چون قرار است باز هم ببندند؟
‏3) چون الآن مدتی است که بسته اند؟
‏4) چون با وجود اینکه بسته شده، ولی هنوز کمی باز است؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 6:42  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

نایک، باس، بنتون، دیگر اثر ندارد

سید ابراهیم نبوی  - پنجشنبه 26 مهر 1386 [2007.10.18]

اقدام موسسه تولید لباس و پوشاک بنتون خشم عمومی را در میان امت حزب الله برانگیخت، این ‏موسسه تصمیم گرفته است فروشگاههای لباس، بخوانید مراکز جاسوسی خود را، در ایران توسعه ‏دهد. در همین راستا مدیر موسسه بنتون در سفری به ایران رفت و تلاش کرد تا با دستیابی به ‏اطلاعات هسته ای، نظامی، مراکز حساس ایران اسلامی را شناسایی کرده و برای زمان جنگ ‏احتمالی ایران و ایتالیا در آینده، خود را آماده کند. ‏

موسسه صهیونیستی بنتون که در ظاهر به تولید لباس می پردازد، در زمینه تولید کفش های ضد ‏نفر، جوراب مین یاب، خشتک های با قدرت کشتار جمعی، دستکش هسته ای و پیراهن ضد تانک ‏فعالیت می کند. این موسسه که زیر نظر موساد و سیا کار می کند، تولید میراژ، شوفاژ، پمپاژ و ‏ناوهای غول پیکر را هم انجام می دهد. ‏

در همین مورد خبرنگار ما با استاد حسن اسکلخانی کارشناس امنیتی گفتگو کرد. حسن اسکلخانی ‏گفت: « بنتون از موسساتی بود که بعد از جنگ دوم جهانی توسط آژانس بین الملل یهود ایجاد شد ‏و اولین کارهای آن تولید کارتون های سرکوبگر تام و جری بود، اما بعدا در جنگ ویتنام کلت 45 ‏را برای از بین بردن اسلام ایجاد کرد.‏‎ ‎یک کارشناس و مشاور نهاد ریاست جمهوری نیز گفت: « ‏ورود بنتون به ایران، یک دهن کجی آشکار به انقلاب اسلامی است، قبلا نایک به انقلاب دهن ‏کجی کرده بود، اما به دلیل سازشکاری در دولت های شانزده سال گذشته دشمنان جری تر شدند.» ‏

از سوی دیگر، شمسی پهلوان، همسر سرگردان سخنگوی دولت نیز طی نامه ای به رئیس ‏جمهور، ورود مدیر موسسه بنتون را اهانت آشکار به مرجعیت شیعه در طول تاریخ خواند و ‏گفت: « آیا خروج دست شیاطین نفرت انگیز و مشمئزکننده لجن خواران متهوع نوکر صفت پدر ‏سگ بی شرف اصلاح طلب و پراگماتیست های کارگزار شیطان را پشت بنتون نمی بینید؟ این ‏ملت بداند! این بنتون نیست، این بنی تون است! این بنی قریضه است! این بنی امیه است که این ‏بار پیراهن عثمان را با مارک بنتون بر سر چوب های استعمار و استبداد و استحمار و استفزار و ‏استمرار می کند. این بنی امیه است که با مارک بنتون حق بنی هاشم را به جیب بنی اکبر و بنی ‏باقر های دوران می ریزد، ای اوف بر شما! من چه بگویم که وقتی اولین فروشگاه بنتون را وقتی ‏دیدم شش ساعت گریستم، غلامحسین آمد و گفت مگری که تو شیرزنی، چنگ بر صورت کشیدم، ‏پیشانی رنج کفر و نفاق را بر دیوار سخت زمان کوبیدم، غلامحسین گفت، مکوب، گفتم: خفه شو ‏پدرسگ! همچی می زنم دهنت پر خون بشه ها. و این حکایت ماست با بنتون ها و آدیداس ها و ‏نایک ها و دجال ها و رجاله ها و فائزه ها و ای اف بر تمام شما باد. بنتون و بنتونان زمان بدانند ‏اسلام با راست ترین حالت خود ایستاده است.» ‏‎ ‎‏ ‏

حسین درخششمداری نیز در گفتگو با تی وی پرس در مورد بنتون گفت: « اپوزیسیون ضد نظام ‏بارها از طریق خشتک شلوار بنتون من خواست در من نفوذ کند، اما بعد از اینکه با اندیشه های ‏پست کلنیال آشنا شدم، احساس کردم دیگر طاقت آن خشتک تنگ را ندارم، احساس می کردم باید ‏پذیرای جریان عظیمی باشم که با وجود آن خشتک نمی توانستم از درون آن را بپذیرم. و به تمام ‏نیروهای اپوزیسیون هم توصیه می کنم، که البته آنها مرا آدم حساب نمی کنند، اما من به آنها می ‏گویم بخاطر سوایق من هم شده شلوارشان را دربیاورند.»‏

در پی گسترش اعتراضات روزافزون به موسسه بنتون، به گزارش واحد مرکزی خبر، تظاهرات ‏گسترده امت میلیاردی به دلیل نبودن سفارت اسرائیل در ایران، در مقابل سفارت کشورهای ایتالیا، ‏فرانسه، دانمارک، نروژ، لوکزامبورگ و فروشگاههای بنتون که امت شهیدپرور آنها را لانه ‏جاسوسی بنتون خطاب می کردند، برگزار شد و نیروهای مردمی از جمله واحد امور رسانه های ‏ریاست جمهوری، بسیج دانشجویی، یک بسیج دانشجویی دیگر، واحد خواهران بسیج دانشجویی، ‏تعدادی از نیروهای بسیج دانشجویی که دیر رسیده بودند، برگزار شد. در این مراسم، ابتدا دعای ‏فرج آقا امام زمان قرائت، آنگاه نماز وحشت خوانده شد و سپس جمعیت خشمگین به دیوارهای ‏روبروی خود حمله کرده و شعارهای زیر داده شد»‏

حسین بی یار و یاور شد، بنتون شش برابر شد
قالی باف حیا کن، بنتون رو رها کن
نایک، باس، بنتون، دیگر اثر ندارد، حتی اگر که دشمن، خشتک ز ما درآرد
شلوار صهیونیستی نابود باید گردد، پیژامه مامان دوز ایجاد باید گردد
حزب الله می رزمد، بنتون می لرزد
ما مایه ننگ نمی خوایم، ما خشتک تنگ نمی خوایم
نصر من الله و فتح قریب، مرگ بر این بنتون مردم فریب
بنتون و آدیداس، دشمن ملت ماست
دشمن پاچه گشاد، محمود احمدی نژاد
حزب الله بیدار است، از کراوات بیزار است
وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد، پیرهن و شلوار نتواند که جوابم دهد

در پایان، از سوی میلیاردها نفر از حاضرین در صحنه، قطعنامه ای از سوی شورای تبلیغات ‏اسلامی قرائت و طی آن ضمن انزجار از سخنرانی رئیس صهیونیست دانشگاه کلمبیا، حمایت ‏کامل از سیاست های خردمندانه رئیس جمهور در برگزاری اجلاس خزر، تائید همکاری ایران و ‏ونزوئلا در تولید تراکتور برای پیروزی امت اسلام در ونزوئلا و ایران، به بیرون آمدن دست ‏های آلوده دشمنان اسلام از آستین پیراهن بنتون اعتراض شده و تظاهرکنندگان اعلام کردند که ‏هرگز کلاه بنتون به سر آنها نخواهد رفت و اجازه نخوهند داد جریانات انحرافی پای انقلاب را در ‏کفش بنتون کنند. در این مراسم دهها تظاهر کننده به دلیل عبور از خیابان زخمی شده و یک تن از ‏آنان با دیوار برخورد کرده و به شهادت رسید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 6:51  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

چهارشنبه 25 مهر 1386

طنز گروهی مینیمال: با پوتین راه نرو، پات زخم می شه

طنزهای مینیمال، داستانهای کوتاهی هستند که در چند جمله یا حتی یک جمله داستانی را می گویند، گاهی می توان از تشبیه استفاده کرد، گاهی بازی با کلمات، گاهی شعر. شما می توانید درباره پوتین نوشته های تان را بنویسید، ممکن است پوتین برای تان چندان جالب نباشد، می توانید درباره اشیاء دیگری بنویسید. نوشته های تان را از یک جمله تا حداکثر پنجاه کلمه بنویسید.

از ترس چکمه ها، مجبور شدیم پوتین پاره قدیمی را بپوشیم.

پوتین های نظامی، بیرونش واکس خورده، توش بوی گند می ده.

از جنوب چکمه، از شمال پوتین، یک مشت با گیوه، ما با پای برهنه.

وقتی خواستی از پوتین استفاده کنی، یادت باشه که باید نیم ساعت بندش رو باز کنی، تازه بعد از نیم ساعت با یک جوراب سیاه ضخیم مواجه می شی، وقتی جوراب رو درآوردی پای یک خرس رو می بینی.

وقتی دمپایی پات هست، یا یک مشت پابرهنه دورت رو گرفته، با کسی که پوتین پوشیده بازی نکن، یا بازی رو می بازی، یا پاهات زخمی می شه.

کفش های شیک ایتالیایی نوک تیز،
کفش ورزشی خوش رنگ سوئیسی،
چکمه های تگزاسی بلند گاوچران های آمریکایی،
نعلین های زرد و قهوه ای بازار کویتی ها،
کفش زنانه پاشنه بلند فرانسوی شانل،
کفش ملی با چرم مناسب برای پای عرق کرده،
دمپایی های پابرهنه های افغانی و عراقی،
هیچ کدومش رو انتخاب نکرد، با یک عالمه پول، یک پوتین خرید.

وقتی پوتین می خری، همیشه یادت باشه که با اون پوتین نمی تونی اون جوری راه بری که دوست داری، باید اون جوری راه بری که پوتین دوست داره.

يه خورده حواست به راه رفتنت نباشه، پوتين مي تونه با كله به زمين بزندت(1)

احمدي نژاد برای نشان دادن حسن نيت ملت ايران نسبت به روسيه, حين استقبال, بر پوتين بوسه زد(2)
پوتين همسايه اينقدر سنگين بود که وقتي پا کردم تا خر خره تو گل فرو رفتم!(2)

رفت «خزرشهر» و از هولش با «پوتین» زد به آب. خوب شنا نمی کرد، ولی «زیرآبی» خوب می‌رفت.(3)

پوتین خرس نشان! دهان را خوشبو و جوراب را بوگندو می کند! با جویدن پوتین دهان خود را خوشبو کنید.(4)
اگر ریگی به پوتین‌ات نیست٬ چرا قر می دی و راه می ری؟(4)
برو کار می کن مگو چیست کار، نه هاله٬ نه پوتین نیاید بکار(4)
از ترس چکمه زیر پوتین له شد.(4)
محمود خواست راه رفتن با پوتین رو یاد بگیره، راه رفتن با گیوه رو هم فراموش کرد.(4)

پوتین نپوش، اگه پوشیدی پاش وایستا!(5)
عاقبت گرگ زاده گرگ شود، با پوتین گرچه او بزرگ شود!(5)
هشدار! با پوتین وارد دریای خزر نشوید، غرق شدن شما حتمی است!(5)
لطفا با پوتین وارد مسجد نشوید!(5)

در بیابان یه لنگه پوتین هم غنیمتیه! (6)
پوتین اگه واکسی داشت خودشو برق می انداخت، نه که گاز ما رو ببره(6)

با پوتین پاره نه می شه ترمز کرد و وایستاد، نه می شه به قله رسید.( 7)

با اینکه پوتین پایش را اذیت می کرد اما مجبور شد بخاطر بوی بد جورابش آن را تحمل کند.(8)
یارو از پوتین پاش خیلی شاکی بود. فرستادش نیروگاه برای آزمایش، دید توش یک عالمه داس و چکش قاطی داره!( 8)

پوتین به چکمه می گه روت سیاه! گیوه می گه صل علی!(9)

don't put in, putin ! ( 10)
پوتین و نعلین همو ندیدن ، وقتی که دیدن پسندیدن!(10)

نوشته های زیر همه طنزهای خوبی بودند، اما همه از نوع ادبیات قدیم بودند، ای ول!

ابن ملجوج مخلص به" اج" مي فرمايد:
الا اي احمدي اي مرد پر کين ....... نرو دنبال مسکو، هی نرو چين
مو پندارم ترا پوتين و چکمه ......... به يغما مي بره، دنيا و هم دين
در اين لحظه احمدي نژاد تو دهني سختي به داور و کمک داورها خصوصا ابن ملجوج کافر زد و چند لحظه قبل سروده که:
ما پوتين پا کنيم، دريا فروشيم.... به پيش رهبري، حلقه بگوشيم
بساط کيک زرد برپا شد از قبل... به فکر خامه و تزيين روشيم!

و همانا گوگ دهم همی فرماید
از کرامات پوتین یکی این بودی که نیروگاهی را فروختی به کیف و دریایی را خریدی به حیف !


1) npc-emp
2) deaf_mute
3) Ghoghnoos
4) mollah
5) shahvali
6) Rhye
7) farzad_b67
8) herati00
9) sinabalkan
10) alikh1980

نوشته های تان را در کامنت بگذارید، هر شش ساعت یک بار آنها را اصلاحات می کنم و می گذارم در دوم دام

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 6:44  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

پوتین، لگد کرد رفت

سید ابراهیم نبوی  - چهارشنبه 25 مهر 1386 [2007.10.17]

اجلاس پوتین در تهران برگزار شد. در حاشیه این اجلاس تعدادی رئیس جمهور دیگر نیز رفت و ‏آمد می کردند. در این اجلاس که پس از شصت سال یک رهبر روسیه به ایران آمده بود نتایج ‏بسیاری به دست آمد. احمدی نژاد گفت: « اجلاس به تمام اهداف از پیش تعیین شده رسید.» آگاهان ‏در مورد اهداف تعیین شده این اجلاس خیلی فکر کردند. آیا این اجلاس موفق شد مشکلی را که ‏سالهاست برای سهم ایران در دریای خزر پیش آمده است، حل کند؟ نظربایف رئیس جمهور ‏قزاقستان گفت: « نه، سند کنونی، سند نهایی نیست، بلکه سند همه جانبه، کنوانسیون رژیم حقوقی ‏است که همه مسائل را در بر دارد.» آگاهان پرسیدند: سند کنوانسیون چه زمانی آماده می شود؟ ‏نظربایف جواب داد: « سند کنوانسیون یک سال دیگر در باکو آماده می شود.» پس این اجلاس چه ‏بود؟ چرا برگزار شد؟ اصلا چه حاصلی داشت؟ در این مورد یکی از کارشناسان خزرشناسی به ‏گفتگو با ما پرداخته است. ‏

قضیه مولمه: در گذشته سهم ایران از خزر، نصف به نصف بود، بعدا به 20 درصد رسید و در ‏حال حاضر بین 11 تا 13 درصد است. الآن سالهاست این سهم در حال از بین رفتن است و کسی ‏هم نسبت به این موضوع توجهی ندارد، چون، گاز دریای خزر حق مسلم ما نیست، بلکه، انرژی ‏هسته ای حق مسلم ماست.‏

ما: سهم ایران از دریای خزر چقدر است؟
کارشناس: سهم ما یک مقداری است که نامعلوم است، ولی یک سال دیگر معلوم می شود.‏
ما: تا یک سال دیگر سهم ما از خزر چه می شود؟
کارشناس: تا یک سال دیگر باید ببینیم تعداد کشورهای حاشیه خزر چند تا می شوند، ممکن است ‏تعداد آنها زیاد بشود یا تعداد ما کم بشود، یا حتی تعداد ما زیاد بشود. ولی چیزی که کاملا در این ‏اجلاس معلوم شد این است که هیچ چیزی معلوم نیست. ‏
ما: لطفا بفرمائید آیا این اجلاس در مورد تعیین سهم ایران از نفت و گاز خزر کاری کرد؟
کارشناس: بله، این اجلاس بسیار موفقیت آمیز برگزار شد، آقای پوتین در حالی که تهدید به ترور ‏شده بود، در میان امواج خمپاره دشمنان اسلام که البته دوستان اسلام می خواستند ایشان را ترور ‏کنند، خودش را سینه خیز به ایران رساند و با مسوولان کشور بیعت کرد و این بزرگترین سهمی ‏بود که ما می توانستیم از دریای خزر به دست بیاوریم و دشمن را نابود کنیم.‏
ما: پس لطفا بفرمائید که با توجه به حضور درخشان آقای پوتین، آیا ایشان سهم ایران را که تا سال ‏آینده هم به باد خواهد رفت، مشخص کردند یا نه؟‏
کارشناس: البته اقدامات بسیار مهمی در این اجلاس صورت گرفت، این اجلاس بطور ضمنی از ‏حق ایران مبنی بر دستیابی به انرژی هسته ای که در ده سال آینده اتفاق خواهد افتاد، دفاع جانانه ‏ای کرد، اما سهم امروز ایران از نفت و گاز خزر در سال آینده معلوم می شود.‏
ما: پس سهم ما از نفت و گاز دریای خزر معلوم نیست؟
کارشناس: در این اجلاس سران پنج کشور بزرگ تعهد کردند حالا که قرار است از جنوب به ‏ایران حمله شود، کشورهای شمالی ایران، هیچ تهاجمی به همدیگر نمی کنند و این یک پیروزی ‏بزرگ بود که ما موفق شدیم در حالی که خطر حمله آمریکا از جنوب و غرب وجود دارد، خطر ‏حمله روسیه را که وجود ندارد، دفع کنیم.‏
ما: آیا این امید وجود دارد که سهم ایران از نفت و گاز دریای خزر معلوم بشود؟
کارشناس: بله، ما امیدواریم که با همکاری پنج کشور بزرگ ساحل دریای خزر، این دریا که هیچ ‏وقت ناامن نبوده، امنیت پیدا کند و فقط می ماند خلیج فارس که باید بعدا برای آن خودمان یک ‏فکری بکنیم.‏
ما: پس فکر می کنید سهم ما از نفت و گاز دریای خزر چه می شود؟
کارشناس: این سووال بسیار خوبی است. در این اجلاس طرفین تعهد کردند که قوای مسلح پنج ‏کشور به طرف هم نشانه نمی روند، اگر هم بروند، شلیک نمی کنند، اگر هم شلیک کنند، بعدا با ‏هم کنار می آیند، اما ایران در این اجلاس موفق شد سهم خود را از روسیه دریافت کرده و تعداد ‏پنجاه فروند جت هم به ایران فروخته شود که پول آن پرداخت شده، رسید هم داریم، روس ها هم ‏هر وقت دوست داشتند جت های جنگنده را به ما تحویل می دهند.‏
ما: پس با این حساب سهم ایران از نفت و گاز دریای خزر همچنان نامعلوم خواهد ماند؟
کارشناس: در این اجلاس در حقیقت آقای پوتین یک پیام مهم به غرب داد و آن این بود که موقع ‏بیرون آمدن از هواپیما با خانم مهماندار روس دست داد، و این مشت محکمی به دهان آمریکا و ‏آلمان بود، چون آنها می خواستند پوتین را در منگنه بگذارند، که اینطور نشد و او با قدرت و ‏صلابت در صحنه حاضر شد، قبلا هم ایشان یک بار رئیس جمهور فرانسه را مست کرده بود که ‏این خودش یک اتفاق بزرگ بود و ما باید قدر کسانی مثل پوتین را بدانیم.‏
ما: البته ملت ما قدرشناس پوتین خواهند بود، ولی سهم ما از نفت و گاز دریای خزر چی شد؟
کارشناس: در حقیقت، پوتین در این سفر مخاطره آمیز که در شرایط ترور صورت گرفت و این ‏موضوع اهمیت ویژه ای داشت، یک خبر بسیار خوش در مورد سهم ایران از انرژی داد که این ‏موضوع از سوی برخی از دشمنان مورد بی توجهی قرار گرفت. این خبر این بود که وقتی در ‏مورد نیروگاه بوشهر سووال شد، در حالی که همه داشتند از ترس سکته می کردند و فکر می ‏کردند که تاخیر در نیروگاه بوشهر سیاسی نیست، ایشان فرمودند: « تاخیر نیروگاه بوشهر سیاسی ‏نیست.» و این یک اتفاق مهم در پیروزی هسته ای ایران بود که متوجه شدیم که این تاخیر سیاسی ‏نیست، و احتمالا تا سال آینده معلوم می شود این تاخیر به چه دلیل است.‏
ما: شما فکر می کنید که بالاخره سهم ایران از نفت و گاز دریای خزر چه می شود؟‏
کارشناس: همانطور که آقای احمدی نژاد فرمودند « ایران و روسیه با همکاری هم خطرات را از ‏خاورمیانه دفع می کنند.» و همانطور که قبلا هم روس ها صدها بار به ایران قول هایی دادند که ‏البته مشکلاتی پیش آمد و نظرات آنها عوض شد، ولی با توجه به اینکه این دفعه فرق می کند، به ‏همین دلیل ما دیگر هیچ مشکلی در خاورمیانه نداریم.‏
ما: پس سهم ما از نفت و گاز دریای خزر چه می شود؟
کارشناس: در این اجلاس موفق یک عکس دسته جمعی مهم گرفته شد....‏
ما: اما سهم ما از نفت و گاز دریای خزر....‏
کارشناس: و آنها تائید کردند که این اجلاس بسیار موفق بود....‏
کا: سهم ما از نفت و گاز...‏
کارشناس: آقا جان! نفت و گاز خزر را همان موقع که نفت سر سفره تان آمد، می دهند، اینقدر ‏سووالت را تکرار نکن...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 6:43  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

پای ما 150 سال زیر پوتین آنها

سید ابراهیم نبوی - سه شنبه 24 مهر 1386 [2007.10.16]

درس اول: ما یک کشور بزرگ بودیم، روسیه ارتش قوی داشت، دولت ایران ببو بود. در جنگ ‏های ایران و روس بخش وسیعی از ایران سابق تبدیل شد به روسیه فعلی. به همین دلیل ما سه ‏شعار مهم را سی سال می دهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.‏

درس دوم: انقلاب مشروطه اتفاق افتاد، مشروطه خواهان که به آنها افتخار می کنیم، به سفارت ‏انگلیس پناهنده شدند، کلنل روس مجلس ملت و کشور را به توپ بست. روس ها پادشاه دیکتاتور ‏را پناه دادند. در تمام مدت انقلاب مشروطه روس ها مخالف مشروطه و انگلیس ها طرفدار ‏مشروطه بودند، به همین دلیل ما هم مشروطه را دوست داریم، هم شعار می دهیم: مرگ بر ‏آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.‏

درس سوم: کمونیست ها در روسیه سرکار آمدند، آنها تمام قراردادهای ظالمانه با ایران را می ‏خواستند لغو کنند، اما نکردند. در عوض تصمیم گرفتند جمهوری گیلان را ایجاد کنند تا به جای ‏این که کمونیست های گیلان که فرق کمونیسم با ازون برون را نمی دانستند و پیشنمازشان رهبر ‏حزب کمونیست شان هم بود، بروند به روسیه، روسیه بیاید به گیلان. در نتیجه میرزا کوچک خان ‏مستقیما بوسیله روس ها کشته شد، سرش را هم فرستادند برای رضا شاه. به همین دلیل ما ‏سالهاست شعار می دهیم: مرگ بر انگلیس، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل.‏

درس چهارم: رضا شاه دیکتاتور بزرگی بود و همه را کشت، مثلا 53 نفر از اعضای حزب ‏کمونیست را دستگیر کرد و یکی از آنها، تقی ارانی در زندان کشته شد، بعد بقیه اعضای کمیته ‏مرکزی، یعنی همان 52 نفر دیگر به روسیه پناهنده شدند و به دلیل همین که به روسیه پناهنده شده ‏بودند، در آنجا کشته شدند یا تبعید شدند یا بیچاره شدند. به همین دلیل کمونیست های ایران و سایر ‏ایرانیان که حداقل نیم ساعتی توده ای بوده اند، همیشه شعار می دهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر ‏انگلیس، مرگ بر اسرائیل.‏

درس پنجم: جنگ دوم جهانی اتفاق افتاد. ایران تبدیل به پل پیروزی شد. آمریکا و انگلیس از روی ‏این پل رد شدند تا به روسیه کمک کنند، در عوض وقتی روسیه پیروز شد، اولین کاری که کرد، ‏این بود که چون کشور کوچکی بود، تصمیم گرفت آذربایجان را هم برای خودش بردارد. ‏آذربایجان و کردستان یک سال از ایران جدا شدند و به همین دلیل روشنفکران و سیاستمداران ما ‏همیشه شعار می دهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.‏

درس ششم: دولت مصدق سرکار آمد، مصدق چون مخالف روسیه بود، به عنوان طرفدار انگلیس ‏شناخته شد، اما چون علیه انگلیس مبارزه کرد، معلوم شد آمریکایی است. مخالف اصلی مصدق ‏در طول سه سال حزب توده بود، و یک صبح تا شب هم آمریکا کودتا کرد. بعد از کودتا هم اولین ‏دولتی که کودتا را برسمیت شناخت، شوروی بود. توده ای ها هم به شوروی پناهنده شدند، تعدادی ‏از آنها در شوروی بیچاره شدند، تبعید شدند، اعدام شدند و تعدادی از آنها هم زمانی که در ‏شوروی پناهنده بودند، طرفدار اقدامات دولت شاه در اصلاحات ارضی بودند. در نتیجه ما ایرانیان ‏هرگز فراموش نمی کنیم که باید شعار بدهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر ‏اسرائیل.‏

درس هفتم: آمریکایی ها انقلاب سفید کردند، انگلیسی ها هم رفتند پی کارشان، حکومت در دهه ‏چهل کاملا دست آمریکا افتاد، روس ها و توده ای ها اصلاحات ارضی را تائید کردند، توده ای ها ‏مشغول آموختن دروس پزشکی در شوروی شدند، تعدادی از آنها هم در شوروی تبعید، کشته و یا ‏بدبخت شدند و برخی از پناهندگان به شوروی فرار کردند و این بار از دست شوروی به ایران ‏پناهنده شدند، در نتیجه روشنفکران ایرانی همواره چپ باقی ماندند و هرگز فراموش نکردند که ‏شعار بدهند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.‏

درس هشتم: در ایران انقلاب مسلحانه آغاز شد. نیروهای مسلح و فداکار آمریکایی ها را کشتند، ‏تعدادی از آنها برای جنگ با اسرائیل رفتند. آنها برای کمک به سوی شوروی رفتند، شوروی به ‏آنها گفت که انقلاب مسلحانه کار غلطی است، بهتر است اطلاعات جمع کنند و به شوروی بدهند تا ‏شوروی با آمریکا بجنگد. درست در همان زمانی که این افراد کشته می شدند، دولت چین و ‏شوروی با ایران روابط درخشان داشت و ایرانیان همواره یاد گرفتند شعار بدهند: مرگ بر ‏آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.‏

درس نهم: انقلاب ایران در سال 1357 اتفاق افتاد، سفارت آمریکا اشغال شد، سفارت اسرائیل ‏محو شد، رایطه ایران و انگلیس همواره در تمام این مدت تیره و تار بود، سفارت روسیه روز ‏بروز بزرگتر شد، سفارت روسیه هم با توده ای ها رابطه داشت، هم با فدائی ها، هم با مجاهدین، ‏هم با حزب اللهی ها، به همه هم می گفت: خط امام بهترین خط از نظر خط شناسی است. توده ای ‏ها و فدائیان در جبهه ای که روسیه در آن به عراق کمک می کرد کشته می شدند، اما با سپاه و ‏کمیته همکاری می کردند، دولت ایران کمونیست ها را دستگیر کرد. کمونیست ها از دست ‏جمهوری اسلامی به آمریکا، انگلیس و روسیه پناهنده شدند، بعدا از دست روسیه به آمریکا و ‏انگلیس پناهنده شدند و در آنجا شعار دادند: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.‏

درس دهم: جنگ آغاز شد. صدام حسین کمونیست بود، موشک صدام حسین سوخو و اسلحه اش ‏کلاشینکف و کاتیوشا بود، ما با موشک آمریکایی و توپ آمریکایی و مسلسل آمریکایی علیه ‏کسانی که اسم حزب شان حزب بعث بود، می جنگیدیم. در تمام مدت جنگ شوروی به صدام ‏کمک می کرد و به ایران کمک نمی کرد، ما در طول جنگ یاد گرفتیم که صدام آمریکایی است، ‏انگلیسی است و اسرائیلی است. در حالی که آمریکا صدام را نابود کرد، اسرائیل هم عراق را ‏بمباران کرد و عاقبت هم دشمن ما را آمریکا و انگلیس از بین بردند و در تمام این مدت روسیه و ‏ونزوئلا و کوبا آخرین طرفداران صدام بودند. و ما همواره شعار می دادیم: مرگ بر آمریکا، ‏مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.‏

درس یازدهم: شوروی سقوط کرد. امام خمینی سقوط کمونیسم را پیش بینی کرد، روسیه شد بیست ‏کشور و پنج کشور آن در دریای خزر ماندند، زمانی که یک کشور بود و شاه خائن بود، سهم ما ‏از خزر 50 درصد بود، بعد تبدیل شد به 20 درصد، بعد رسید به 15 درصد، بعد رسید به 12.5 ‏درصد، بعد کم تر شد و کم تر شد، ما می توانستیم اعلام کنیم که ایران هم تبدیل به پنج کشور شده ‏است، و در نتیجه 50 درصد بگیریم، اما ما چون گاز لازم نداریم و نفت داریم و تا زمان ظهور ‏حضرت هم مشکل انرژی نداریم و بعد از آن هم با نور تغذیه می کنیم، همچنان معتقدیم آمریکا و ‏انگلیس و اسرائیل باید از آذربایجان و ترکمنستان و روسیه و تاجیکستان و غیره بیرون بروند تا ‏پای برهنه ما باشد و پوتین که وقتی به تهران آمد، شعار می دهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر ‏انگلیس، مرگ بر اسرائیل.‏

درس دوازدهم: ما از آمریکا و انگلیس و اسرائیل بیزاریم، روسیه از اینکه ما از آمریکا و انگلیس ‏و اسرائیل بیزاریم خوشحال است. ما می خواهیم بجنگیم، روس ها به ما اسلحه می دهند و از ما ‏پول می گیرند و ما می گوئیم مرگ بر آمریکا، ما می خواهیم در سازمان ملل از انرژی هسته ای ‏دفاع کنیم و چین و شوروی علیه ما رای می دهند و ما می گوئیم: مرگ بر انگلیس، ما می خواهیم ‏بوشهر را راه بیندازیم و روس ها که طرف قرارداد هستند، راه نمی اندازند و ما می گوئیم مرگ ‏بر اسرائیل. ما با مافیا مخالفیم، در نتیجه با اروپا می جنگیم و مافیای روسی دوست ماست. ما با ‏آمریکا مخالفیم، در نتیجه روسیه از دشمنی ما با آمریکا پول در می آورد، ما با اسرائیل مخالفیم، ‏در نتیجه روسیه هم به ما اهانت می کند، هم پول ما را می گیرد.‏

فردا پوتین به تهران می آید تا مثل تمام این 150 سال پاهای برهنه ملت را له کند، و ما باید یادمان ‏نرود که حتما شعار بدهیم: مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس، مرگ بر اسرائیل.‏

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 6:43  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

پوتین، لگد کرد رفت

سید ابراهیم نبوی  - چهارشنبه 25 مهر 1386 [2007.10.17]

اجلاس پوتین در تهران برگزار شد. در حاشیه این اجلاس تعدادی رئیس جمهور دیگر نیز رفت و ‏آمد می کردند. در این اجلاس که پس از شصت سال یک رهبر روسیه به ایران آمده بود نتایج ‏بسیاری به دست آمد. احمدی نژاد گفت: « اجلاس به تمام اهداف از پیش تعیین شده رسید.» آگاهان ‏در مورد اهداف تعیین شده این اجلاس خیلی فکر کردند. آیا این اجلاس موفق شد مشکلی را که ‏سالهاست برای سهم ایران در دریای خزر پیش آمده است، حل کند؟ نظربایف رئیس جمهور ‏قزاقستان گفت: « نه، سند کنونی، سند نهایی نیست، بلکه سند همه جانبه، کنوانسیون رژیم حقوقی ‏است که همه مسائل را در بر دارد.» آگاهان پرسیدند: سند کنوانسیون چه زمانی آماده می شود؟ ‏نظربایف جواب داد: « سند کنوانسیون یک سال دیگر در باکو آماده می شود.» پس این اجلاس چه ‏بود؟ چرا برگزار شد؟ اصلا چه حاصلی داشت؟ در این مورد یکی از کارشناسان خزرشناسی به ‏گفتگو با ما پرداخته است. ‏

قضیه مولمه: در گذشته سهم ایران از خزر، نصف به نصف بود، بعدا به 20 درصد رسید و در ‏حال حاضر بین 11 تا 13 درصد است. الآن سالهاست این سهم در حال از بین رفتن است و کسی ‏هم نسبت به این موضوع توجهی ندارد، چون، گاز دریای خزر حق مسلم ما نیست، بلکه، انرژی ‏هسته ای حق مسلم ماست.‏

ما: سهم ایران از دریای خزر چقدر است؟
کارشناس: سهم ما یک مقداری است که نامعلوم است، ولی یک سال دیگر معلوم می شود.‏
ما: تا یک سال دیگر سهم ما از خزر چه می شود؟
کارشناس: تا یک سال دیگر باید ببینیم تعداد کشورهای حاشیه خزر چند تا می شوند، ممکن است ‏تعداد آنها زیاد بشود یا تعداد ما کم بشود، یا حتی تعداد ما زیاد بشود. ولی چیزی که کاملا در این ‏اجلاس معلوم شد این است که هیچ چیزی معلوم نیست. ‏
ما: لطفا بفرمائید آیا این اجلاس در مورد تعیین سهم ایران از نفت و گاز خزر کاری کرد؟
کارشناس: بله، این اجلاس بسیار موفقیت آمیز برگزار شد، آقای پوتین در حالی که تهدید به ترور ‏شده بود، در میان امواج خمپاره دشمنان اسلام که البته دوستان اسلام می خواستند ایشان را ترور ‏کنند، خودش را سینه خیز به ایران رساند و با مسوولان کشور بیعت کرد و این بزرگترین سهمی ‏بود که ما می توانستیم از دریای خزر به دست بیاوریم و دشمن را نابود کنیم.‏
ما: پس لطفا بفرمائید که با توجه به حضور درخشان آقای پوتین، آیا ایشان سهم ایران را که تا سال ‏آینده هم به باد خواهد رفت، مشخص کردند یا نه؟‏
کارشناس: البته اقدامات بسیار مهمی در این اجلاس صورت گرفت، این اجلاس بطور ضمنی از ‏حق ایران مبنی بر دستیابی به انرژی هسته ای که در ده سال آینده اتفاق خواهد افتاد، دفاع جانانه ‏ای کرد، اما سهم امروز ایران از نفت و گاز خزر در سال آینده معلوم می شود.‏
ما: پس سهم ما از نفت و گاز دریای خزر معلوم نیست؟
کارشناس: در این اجلاس سران پنج کشور بزرگ تعهد کردند حالا که قرار است از جنوب به ‏ایران حمله شود، کشورهای شمالی ایران، هیچ تهاجمی به همدیگر نمی کنند و این یک پیروزی ‏بزرگ بود که ما موفق شدیم در حالی که خطر حمله آمریکا از جنوب و غرب وجود دارد، خطر ‏حمله روسیه را که وجود ندارد، دفع کنیم.‏
ما: آیا این امید وجود دارد که سهم ایران از نفت و گاز دریای خزر معلوم بشود؟
کارشناس: بله، ما امیدواریم که با همکاری پنج کشور بزرگ ساحل دریای خزر، این دریا که هیچ ‏وقت ناامن نبوده، امنیت پیدا کند و فقط می ماند خلیج فارس که باید بعدا برای آن خودمان یک ‏فکری بکنیم.‏
ما: پس فکر می کنید سهم ما از نفت و گاز دریای خزر چه می شود؟
کارشناس: این سووال بسیار خوبی است. در این اجلاس طرفین تعهد کردند که قوای مسلح پنج ‏کشور به طرف هم نشانه نمی روند، اگر هم بروند، شلیک نمی کنند، اگر هم شلیک کنند، بعدا با ‏هم کنار می آیند، اما ایران در این اجلاس موفق شد سهم خود را از روسیه دریافت کرده و تعداد ‏پنجاه فروند جت هم به ایران فروخته شود که پول آن پرداخت شده، رسید هم داریم، روس ها هم ‏هر وقت دوست داشتند جت های جنگنده را به ما تحویل می دهند.‏
ما: پس با این حساب سهم ایران از نفت و گاز دریای خزر همچنان نامعلوم خواهد ماند؟
کارشناس: در این اجلاس در حقیقت آقای پوتین یک پیام مهم به غرب داد و آن این بود که موقع ‏بیرون آمدن از هواپیما با خانم مهماندار روس دست داد، و این مشت محکمی به دهان آمریکا و ‏آلمان بود، چون آنها می خواستند پوتین را در منگنه بگذارند، که اینطور نشد و او با قدرت و ‏صلابت در صحنه حاضر شد، قبلا هم ایشان یک بار رئیس جمهور فرانسه را مست کرده بود که ‏این خودش یک اتفاق بزرگ بود و ما باید قدر کسانی مثل پوتین را بدانیم.‏
ما: البته ملت ما قدرشناس پوتین خواهند بود، ولی سهم ما از نفت و گاز دریای خزر چی شد؟
کارشناس: در حقیقت، پوتین در این سفر مخاطره آمیز که در شرایط ترور صورت گرفت و این ‏موضوع اهمیت ویژه ای داشت، یک خبر بسیار خوش در مورد سهم ایران از انرژی داد که این ‏موضوع از سوی برخی از دشمنان مورد بی توجهی قرار گرفت. این خبر این بود که وقتی در ‏مورد نیروگاه بوشهر سووال شد، در حالی که همه داشتند از ترس سکته می کردند و فکر می ‏کردند که تاخیر در نیروگاه بوشهر سیاسی نیست، ایشان فرمودند: « تاخیر نیروگاه بوشهر سیاسی ‏نیست.» و این یک اتفاق مهم در پیروزی هسته ای ایران بود که متوجه شدیم که این تاخیر سیاسی ‏نیست، و احتمالا تا سال آینده معلوم می شود این تاخیر به چه دلیل است.‏
ما: شما فکر می کنید که بالاخره سهم ایران از نفت و گاز دریای خزر چه می شود؟‏
کارشناس: همانطور که آقای احمدی نژاد فرمودند « ایران و روسیه با همکاری هم خطرات را از ‏خاورمیانه دفع می کنند.» و همانطور که قبلا هم روس ها صدها بار به ایران قول هایی دادند که ‏البته مشکلاتی پیش آمد و نظرات آنها عوض شد، ولی با توجه به اینکه این دفعه فرق می کند، به ‏همین دلیل ما دیگر هیچ مشکلی در خاورمیانه نداریم.‏
ما: پس سهم ما از نفت و گاز دریای خزر چه می شود؟
کارشناس: در این اجلاس موفق یک عکس دسته جمعی مهم گرفته شد....‏
ما: اما سهم ما از نفت و گاز دریای خزر....‏
کارشناس: و آنها تائید کردند که این اجلاس بسیار موفق بود....‏
کا: سهم ما از نفت و گاز...‏
کارشناس: آقا جان! نفت و گاز خزر را همان موقع که نفت سر سفره تان آمد، می دهند، اینقدر ‏سووالت را تکرار نکن...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 21:52  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

ایران، ترکیه و غول تورم

سید ابراهیم نبوی  - دوشنبه 23 مهر 1386 [2007.10.15]

یکی از نکاتی که در طول تاریخ اهمیت زیادی دارد، این است که چرا بعضی دولت ها کاری را ‏می توانند بکنند، اما دولت ایران نمی تواند آن کار را بکند؟ دیروز آیت الله مکارم شیرازی پرسید: ‏‏« تورم هفتاد درصدی ترکیه در سال های گذشته به هفت درصد رسیده است، چرا ما نمی توانیم ‏تورم پانزده درصدی را به ده درصد کاهش دهیم؟» دلایل کاهش تورم در ترکیه و افزایش تورم ‏در ایران به شرح زیر است:‏

اول: کسانی که در ترکیه تورم را کاهش می دهند، در ایران از دولت اخراج می شوند، و کسانی ‏که در ایران عامل افزایش تورم هستند، در ترکیه به عنوان تروریست تحت تعقیب قرار دارند.

دوم: در ترکیه عقل حکومت می کند، در ایران عقل مجازات می شود.

سوم: در ترکیه ای که 60 درصد زنان روسری دارند، رئیس جمهور باید برای اینکه زنش ‏روسری بگذارد، رفراندوم برگزار کند، در ایران در طول یک سال به 1.5 میلیون زنی که ‏روسری شان کوچک است، پلیس تذکر می دهد.

چهارم: در ترکیه کسانی که مثل نهضت آزادی فکر می کنند، دولت را کنترل می کنند، در ایران ‏کسانی که مثل نهضت آزادی فکر می کنند، توسط دولت کنترل می شوند.

پنجم: در ترکیه کسانی اقتصاد را اداره می کنند که در فرنگ درس خوانده اند و برای کار به ‏ترکیه برگشته اند، در ایران کسانی که می توانند اقتصاد را اداره کنند، در ایران درس می خوانند ‏و برای کار به فرنگ می روند.

ششم: در ایران اقتصاد دانان راه کاهش تورم را به دولت می گویند و دولت آنان را به همین دلیل ‏از دانشگاه اخراج می کند، در ترکیه اقتصاد دانان راه کاهش تورم را به دولت ترکیه می گویند و ‏دولت به آنها جایزه می دهد.

هفتم: در ترکیه دولت اگر تورم را کنترل نکند، برکنار می شود و دولتی سرکار می آید که تورم ‏را کنترل کند. در ایران دولت اگر بتواند تورم را کنترل کند، مورد حمایت مردم قرار می گیرد، ‏در نتیجه توسط حکومت برکنار می شود، و اگر دولتی مثل احمدی نژاد سرکار باشد که حکومت ‏قبولش کند، قطعا توانایی کاهش تورم را ندارد.

هشتم: دولت ترکیه ده سال است برای کاهش مشکلاتش دنبال اروپا می دود تا با آن رابطه داشته ‏باشد، در ایران دو سال است اروپا دنبال ایران می دود تا مشکلات ایران را حل کند و ایران از ‏دست اروپا به طرف چین و روسیه فرار می کند.

نهم: دولت ترکیه به این دلیل می تواند تورم را کنترل کند، که به منافع ملی ترکیه فکر می کند، ‏دولت ایران نمی تواند تورم را کنترل کند، چون به منافع ملی ونزوئلا و لبنان و عراق و فلسطین و ‏سوریه فکر می کند.

دهم: در ترکیه کنونی ده درصد بودجه صرف حفظ حکومت و ارزش های حکومتی می شود، در ‏ایران کنونی 70 درصد بودجه صرف حفظ حکومت و ارزشهای حکومتی می شود، به همین دلیل ‏دولت ترکیه می تواند اقتصاد را اداره کند، اما دولت ایران نمی تواند اقتصاد را اداره کند. ‏
یازدهم: در ترکیه دولت به این دلیل می تواند تورم را کنترل کند که می خواهد کنترل کند، چون ‏اگر کنترل نکند، ملت توی سرش می زنند، اما در ایران دولت مجبور نیست تورم را کنترل کند، ‏چون ملت نمی توانند توی سر دولت بزنند. بنا براین اگر دولتی تورم را در ایران کنترل کرد، ‏لطف کرده و بزرگواری کرده، وگرنه دولت در ایران برای حفظ اسلام است. ‏
دوازدهم: در ترکیه دولت به کسب رضایت مردم نیاز دارد تا بتواند خودش را حفظ کند، در ایران ‏دولت نیازی به کسب رضایت مردم ندارد، چون اگر مردم رضایت نداشته باشند، می توانند ‏مهاجرت کنند و بروند به کشوری که در آن تورم کمتر است.‏

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 7:56  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

دوشنبه 23 مهر 1386

بالاتراز خطر

پیشرفت
پیشرفت: متاسفانه پیشرفت اقتصادی، اجتماعی یک جامعه با تعداد فیلسوفان و شاعران آن جامعه نسبت عکس دارند.

نوستالژی
پیرمرد از وقتی دندان مصنوعی گذاشت، احساس کرد که در گذشته غذاها خوشمزه تر بود.

عدالت
آنها جمع شدند و براي عدالت حكومت تشكيل دادند، بعداً براي حفظ همان حكومت مانع اجراي عدالت شدند.


در این تصویر گروهی در حال اجرای عدالت بین خودشان هستند.

چپ و راست
درگيري ميان چپ و راست گسترش يافت. چپ‏ها بتدريج تجديد نظر كردند و راست شدند و راست‏ها بتدريج تجديد نظر كردند و چپ شدند، درگيري ادامه يافت.

استبداد
آنان هزاران كشته دادند تا استبداد را نابود كنند، اما پس از نابودي استبداد براي دفاع از آزادي راهي جز استفاده از استبداد نداشتند.

اپوزيسيون
اپوزيسيون حكومت‏هاي آرمانگرا زندگي است.

جوانان
جوانان حكومت را در دست گرفتند، مردم در ده سال به اندازه سي سال پير شدند.

رژيم
رژيم استبدادي برقرار شد. همه لاغر شدند.

حاكم خوب
وقتي حكومت جمهوري نيست، حاكم خوب حاكمي است كه به موقع بميرد.

بيانات ملوكانه
او گفت: اي ملت بزرگ! بياييد! از امروز همه شما از حقوق برابر برخورداريد و هيچ‌كس بر هيچ‌كس برتري ندارد. همه شما از امروز سهم برابر و يكساني داريد. همه موظفيد كمك كنيد تا سهم خود را از بدهكاري كشور بپردازيد

حقوق بشر
همه حاكمان دوست دارند حقوق بشر در ساير كشورها اجرا شود.

حکومت خوب
حکومت خوب مثل فیلم خوب است، معمولا وقتی فیلمی خوب است، ما نه متوجه درخشش بازیگران آن می شویم و نه به فکر نوع فیلمبرداری آن می افتیم و نه حتی متوجه می شویم که کارگردان برای ساختن آن فیلم چقدر زحمت کشیده است. مثل اینکه من داشتم در مورد حکومت حرف می زدم؟

فرار نکن
فراركردن احتمال خطر را از بين نمي‌برد، بلكه فاصله شما را با خطر كمي بيشتر مي‌كند

نوع خطر
فراركردن در اين كشور فقط باعث مي‌شود نوع خطري كه شما را تهديد مي‌كند، عوض شود

بیخ گوش ماست
خطر همیشه بیخ گوش ماست، اما معمولا وقتی محکم خورد توی سرمان این را باور می کنیم.

خطر مرگ
معمولا وقتی تابلوی خطر مرگ را در جاده می بینیم تصادفی رخ نمی دهد. تازه یعد از اینکه جسدمان را با آمبولانس بردند، یادشان می افتد که یک تابلوی جدید در جاده نصب کنند.


ما همیشه به قهرمانان بزرگ نیاز داریم

بالاتر از خطر
با سیصد کیلومتر سرعت در ساعت رانندگی می کنند.
با مشت محکم توی دماغ و دهان همدیگر می زنند
از روی یک میله در ارتفاع دو متری می پرند
با لگد توی صورت همدیگر می زنند
از ارتفاع چند متری می پرند توی آب
از صخره های بدون هیچ وحشتی بالا می روند
با موتورسیکلت با سرعتی دیوانه وار رانندگی می کنند
قهرمانان ما همه این کارها را می کنند
و ما که از وحشت داریم می لرزیم از دیدن شان لذت می بریم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 7:56  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

گاز نمي دهيد، لااقل گاز نگيريد

سید ابراهیم نبوی- یکشنبه 22 مهر 1386 [2007.10.14]

در راستاي اين که بعضي روزها مسوولان کشور همه شان با هم حرف هاي بامزه مي زنند و فرصت نمي دهند ‏که ما فقط روي حرف يک نفر تمرکز کنيم، لذا مروري مي کنيم بر مهم ترين نظرات و تشعشعات پرتاب شده از ‏سوي ستارگان آسمان کشور که روزي 36 ساعت در حال نورافشاني و پرتوافکني مي باشند. ‏

‎مردي که شش ماه از تاريخ عقب است‎

آيت الله امامي کاشاني گفت: "دشمنان انرژي هسته اي را بهانه کرده اند." آگاهان توضيح دادند که وقتي ايران ‏‏300 سانتريفيوژِ فعال داشت و اعلام مي کرد که 3000 سانتريفيوژ فعال دارد، و تازه سانتريفيوژ هم نمي گفت، ‏بلکه مي گفت ما 3000 سانتين فوژ فعال داريم، طبيعي است که دشمنان انرژي هسته اي را بهانه مي کنند. وگرنه ‏چه بهانه اي دارند که از ما بگيرند؟ ما که الحمدالله قصد نابودي کشورهاي ديگر را نداريم، به هيچ جريان ‏تروريستي هم که کمک نمي کنيم، از گروههاي تندروي فلسطيني و لبناني و عراقي که حمايت نمي کنيم، حقوق ‏بشر را هم که نقض نمي کنيم، موشک دوربرد و اسلحه هم که به طرف پايتخت دشمنان نشانه نمي گيريم، اين ‏دشمنان چه بهانه اي از ما دارند، طبيعتا گير مي دهند به همين انرژي هسته اي که حق مسلم ما بود.‏

نکته مهم: اين آقاي امامي کاشاني هر سال يک بار از خانه بيرون مي آيد و هر وقت هم موضع سياسي مي گيرد، ‏موضوع مواضعش مربوط به مهم ترين موضوع شش ماه قبل است. يک نفر براي ايشان توضيح بدهد که مساله ‏انرژي هسته اي تمام شد، الآن هم توضيح اگر براي ايشان توضيح نمي دهيد، شش ماه بعد که ايشان از خانه بيرون ‏مي آيد، به ايشان بگوئيد درباره وقايع دانشگاه کلمبيا حرف نزند.‏
‏ ‏
‎هورااااا! کشور متعلق به مردم شد!‏‎

احمدي نژاد در يک اظهار نظر شگفت انگيز، ديگرخواهانه، ايثارگرانه، تغيير يافته، دگرگون شده و کاملا متفاوت ‏اعلام کرد: "کشور متعلق به مردم است، نه رئيس جمهور" در پي اين اظهار نظر ملت گفتند: پس چرا کشور رو ‏نمي دين به خودمون؟ رئيس جمهور گفت: شوخي کردم، ما کشور رو از آقاي خاتمي تحويل گرفتيم، مي ديم دست ‏آمريکايي ها، بعدا ملت خودشون از آمريکايي ها پس بگيرند. احمدي نژاد به پوتين هم سفارش کرد که به سفرهاي ‏استاني برود، منتهي پوتين ظاهرا کار دارد و بايد به اداره کشور برسد و وقت اين جور ولگردي ها را ندارد. ‏

‎گاز نمي دهيد، حداقل گاز نگيريد‎

واقعا جاي بسي اميدواري است که وزرا و مسوولان کشور، اين همه به فکر حل مشکلات مردم هستند و اگر بدانند ‏که مثلا يک ماه ديگر مشکلي بوجود مي آيد از حالا براي حل آن تلاش مي کنند، بخصوص در مواردي مثل نفت و ‏بنزين و گاز که کشور عزيز ما ايران خودش توليد کننده اول، نه، حداقل چهارم دنياست، طبيعي است که زمستان ‏هيچ مشکلي پيش نمي آيد. البته مدير شرکت ملي گاز ايران که ظاهرا بتازگي از کلاس هاي روانشناسي فارغ ‏التحصيل شده و تخصص ويژه اش در دادن اميد به مردم است، گفت: "معلوم نيست در زمستان مشکل گاز نداشته ‏باشيم." آگاهان توضيح دادند که: اصلا مشکلي نيست و اصولا از وقتي به مردم قول داده شد که نفت به سر سفره ‏مردم مي رود، و دو سال بعد بنزين را از سفره مردم بردند، احتمال مي دهند که تا زمستان گاز هم از سفره مردم ‏برود. به قول تاج زاده حداقل سفره مان را بدهيد برويم يک خاکي به سر خودمان بکنيم. برخي از مردم نيز به ‏دولت پيشنهاد کردند: حالا که گاز نمي دهيد، حداقل گاز هم نگيريد. کارشناسان پيش بيني مي کنند که سال بعد ‏وزير نفت که احتمالا تا آن موقع پسر الهام وزير نفت خواهد شد، در يک کنفرانس مطبوعاتي اعلام خواهد کرد: ما ‏از اول تابستان سال 87 نفت هم نداريم، مردم از هيزم استفاده کنند. بالاخره وقتي احمدي نژاد به ما گفت قرار است ‏مديريت جهان را در دست بگيرد و آقاي رحيم صفوي گفت: بزودي ابرقدرت منطقه مي شويم، بايد حدس مي زديم ‏که اين بزرگان الکي حرف نمي زنند. ‏

‎جر بزنيد، ولي جر ندهيد‎

يکي از مشکلات کشور ما اين است که تا عيد مي شود و ما مي خواهيم شادي کنيم، يک دفعه اربعين مي رسد و ‏بايد عزاداري کنيم، دير و زود دارد، بدبختانه سوخت و سوز هم دارد. آيت الله خامنه اي که اخيرا مواضع اعتدال ‏را در پيش گرفته است، گفت: "ميانه روي برگرفته از ماه رمضان را به صورت فرهنگ ملي دربياوريم." آگاهان ‏با شنيدن اين جمله اشک شوق از ديده باريده و گفتند: چشم، حتما، منتهي تا اين ميانه روي ماه رمضان تبديل به ‏فرهنگ ملي بشود، تندروي ماه محرم سر مي رسد و همه ميانه روهاي رمضاني را عاشورائيان مي زنند ‏جروواجر مي کنند. لطفا دستور بدهيد حداقل اقدام به پارگي نفرمايند.‏

‎برو بينيم بابا! سيگار برگ!‏‎

مي دانم که هزار تا قسم حضرت عباس هم بخورم باور نمي کنيد، لابد دم خروس الفنون معلوم است، ولي مي ‏ترسيدم نکند اين سوئدي هاي درد گرم خورده که روابط اقتصادي شان با ايران خوب شده، شوخي شوخي بردارند ‏نوبل صلح امسال را بدهند به احمدي نژاد. البته حتما مي خواهيد بگوئيد که نوبل صلح ربطي به سوئد ندارد، ولي ‏من که در جريان اين جزئيات نيستم. در هر حال اين اولين سالي بود که وقتي نوبل صلح را دادند به آدمي مثل « ال ‏گور» به نظرم رسيد همه چيز درست است. فقط تعجب مي کنم چرا هيچ جايزه نوبلي به اين هيلاري کلينتون نمي ‏دهند، با اين همه عقل و هوش و درايتي که اين زن دارد، يک نوبل رياضي، نوبل ادبيات، نوبل فيزيک، نوبل ‏متافيزيک، يک نوبلي را بدهند به اين هيلاري کلينتون، چون واقعا آدم باهوش و حتي مي خواهم بگويم بامزه اي ‏است. هيلاري کلينتون گفته است: "نمي توانيم از عملکرد ايران سردربياوريم." دقت مي کنيد! واقعا نبايد به چنين ‏آدمي جايزه نوبل داد؟ البته من دو سه دليل نه چندان مهم پيدا کردم که چرا هيلاري کلينتون نمي تواند از عملکرد ‏ايران سردربياورد.‏

اول: شب بود، بيابان بود، زمستان بود، هيلاري کلينتون توي کاخ سفيد بود، بيل کلينتون هم با آن دختره چشم سفيد ‏خپل مشغول سيگار برگ کشيدن بود، آن هم در اتاق بيضي کاخ سفيد، آن وقت اين خانم محترم از فاصله سي چهل ‏متري نتوانست بوي سيگار برگ را تشخيص بدهد، انتظار داريد آدمي که از فاصله سي متري از عملکرد ‏شوهرش سر درنمي آورد، از فاصله ده هزار کيلومتري از عملکرد شوهر ديگران سردربياورد؟ ‏

دوم: ملت ايران و مقامات ايران در شهر تهران، از عملکرد خودشان سردرنمي آورند و دو هزار تا آدم دو تا مي ‏زنند توي سر خودشان، چهار تا مي زنند توي سر مردم، خود اين مقامات از عملکرد خودشان سردرنمي آورند، ‏اين خانم انتظار دارد، از عملکرد چنين دولتي سردر بياورد.‏
سوم: مشکل بسياري از جهانيان اين است که فکر مي کنند جمهوري اسلامي مي خواهد يک عملي بکند و همه ‏مانده اند که اين عمل چيست. در حالي که خود مسوولان مملکت نمي دانند عمل فرداي شان چيست. شما مي ‏خواهيد از چي سر دربياوريد؟ ‏

‎‏15 ساله هاي جهان منفجر شويد!‏‎

گاهي اوقات معلوم نيست اين جمله اي که گفته شده، تحسين است يا فحش است؟ دارند بهترين خصوصيت کسي را ‏مي گويند يا دارند بدترين ويژگي اش را مي گويند؟ معاون وزير کشور نه گذاست و نه ورداشت و گفت: "دولت ‏نهم و مجلس هفتم محصول راي 15 ساله هاست." البته مي شود حدس زد که منظور اين معاون محترم اين بود که ‏‏"دولت نهم و مجلس هفتم محصول عقل و شعور 15 ساله هاست." وگرنه 15 ساله هاي کشور را که جمع کني ‏تعدادشان به 4 ميليون هم نمي رسد، بقيه اش حتما يا از زير 15 سال آمده يا از بالاي 70 سال. در هر حال اين ‏منزلت والا و اين شعور عالي و متعالي را به مجلس هفتم و دولت نهم تبريک مي گوييم.‏

‎تشکيل حزب براي تامين گندم کشور‎

چه فرقي مي کند؟ شما مي توانيد از اتوبوس هم براي شخم زدن زمين استفاده کنيد، فقط لازم است تعدادي خيش را ‏به پشت اتوبوس ببنديد و تعدادي گاو اتوبوس را بکشند و زمين را شخم بزنيد، البته اين راه خيلي خوبي نيست، ‏چون براي شخم زدن سه هکتار زمين با اين روش احتمالا هشتاد سال وقت بايد بگذاريد و تا آن زمان دير شده ‏است. براي همين است که هميشه سفارش شده است که از تراکتور يا کمباين براي سفرهاي طولاني استفاده نکنند و ‏از ريل هاي قطار براي بالا رفتن از ديوار بهره نبرند. چون اصولا بعضي چيزهاست که براي يک کارهايي ‏ساخته شده و بهتر است با آنها کارهاي ديگري انجام نشود. سردار افشار، معاون محترم وزارت کشور گفت: ‏‏"شکيل حزب براي کسب قدرت مشروع نيست." آگاهان پس از شنيدن اين جمله به ايشان تعظيم کرده و يک ساعت ‏به حالت سجده باقي ماندند و در همان حال به نتايج زير رسيدند:‏
اول: تشکيل احزاب براي توليد دام و لبنيات مفيد است.‏
دوم: با تشکيل احزاب مي توان در مصرف سوخت کشور صرفه جويي کرد.‏
سوم: تشکيل احزاب مي تواند پوشش بهداشتي کشور را بالا برده و مانع مرگ و مير نوزادان شود.‏
چهارم: تشکيل احزاب مي تواند راهي مطمئن باشد براي کاهش تصادفات جاده اي در کشور.‏

‎احمدي نژاد گم شد‏‎

‏ دو سه روز قبل احمدي نژاد اعلام کرد با توجه به اين که آمريکا پيشنهاد مذاکره بدون پيش شرط را به ايران داده ‏است، ايران بايد براي مذاکره با آمريکا پيش شرط بگذارد. نکته مهم اين است که تقريبا همه مسوولان کشور در ‏اين مورد به وحدت نظر رسيده اند، آمريکايي ها هم حاضرند هر پيش شرطي را بپذيرند. فقط مشکل اين است که ‏الآن احمدي نژاد دو سه روز است گم شده است و رفته است فکر کند و ببيند که چه پيش شرطي مورد نظرش ‏است، هر چه فکر مي کند چيزي به ذهنش نمي رسد، الآن هم دو سه روزي است گم و گور شده و دنبال پيش شرط ‏مي گردد. از آگاهان تقاضا مي شود تعدادي پيش شرط به وزارتخارجه پيشنهاد کنند و يک رئيس جمهور گم شده را ‏يافته و يک مملکت را از نگراني در بياورند.‏

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 6:39  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

یکشنبه 22 مهر 1386

طنز گروهی: تو بالاترین نیستی، بالاترین فقط خداست!

مقدمه آموزشی: با وجود این که شاه ولی جان، که خیلی هم دوستش دارم، پیشنهاد کرد که پیام حسنی را برای طنزهای دسته جمعی انتخاب نکنم، اما از این همه استعداد بی نظیر در « حسنی پردازی» که در مطلب دیروز بود، حیفم آمد. به همین دلیل همین یک بار پیام می دهیم و حسنی بازی را متوقف می کنیم. برای حسنی نویسی باید کارهای زیر را انجام دهید:


1) سعی کنید از چیزهایی که قبلا در پیام های صوتی شنیدید، استفاده نکنید، استفاده از آنها مانع شکوفایی استعداد شما می شود، سعی کنید چیزهای تازه ای را استفاده کنید.
2) یک نفس راحت بکشید، فرض کنید سالهاست که خبرهای سیاسی را از یک رادیوی خراب که دائما سیمش قطع می شود و فقط بعضی از گفته ها را می شنوید، بشنوید.
3) تنها منبع خبری شما غیر از این رادیو، تلویزیون جمهوری اسلامی است که هر وقت آن را روشن می کنید و صدای موسیقی آن را می شنوید حال تان بد می شود، به همین دلیل همیشه با لگد آن را خاموش می کنید، و همیشه برای روشن کردنش مشکل دارید.
4) چند بار مسوولین استان شما را به مرکز مخابرات استان برده و مفاسد اینترنت و شبکه های ایرانی لس آنجلسی را به شما نشان داده اند، چند باری هم از تلویزیون ترکیه در خانه دامادتان تصاویر ناجوری دیده اید.
5) برای شما هیچ اهمیتی ندارد که کدیور درست است یا قنبر، از نظر شما هر حجه الاسلامی، ملانوری است، از نظر سیاسی شما جز خبرهای خیلی مهم که مثلا دو سه سالی خاتمی سرکار بود یا احمدی نژاد رئیس جمهور شده است، یا تعدادی از کمونیست ها از بین رفتند، یا بنی صدر فرار کرده است، یا بازرگان احتمالا مریض است، خبرهای دیگر را نشنیدید.
6) عده ای به سراغ شما می آیند و از شما سووالاتی در مورد کلمبیا و انرژی هسته ای و این جور چیزها می پرسند، شما هم بر اساس همان چیزهایی که از آن رادیوی خراب یا آن تلویزیون شنیدید و بر اساس تشخیص خودتان جواب می دهید.
7) برای پیام دادن، اول یک نفس عمیق بکشید، بعد سعی کنید احساس کنید اسلام در خطر است، بعد به یک موضوع فکر کنید، بعد قبل از اینکه به نتیجه برسید نظر بدهید، وسط نظر دادن، اگر موضوع جدیدی به ذهن تان رسید یا نظرتان عوض شد، همان چیزی که به ذهن تان رسیده است، همان را بگوئید، اصلا مهم نیست که حرف های شما انسجام داشته باشد.
8) لهجه اصلا مهم نیست، چه بسا که مانع هم هست، سعی کنید مثل حسنی فکر کنید، وقتی می گویم حسنی، منظورم سخنرانی های اول انقلاب آیت الله خمینی هم هست، منظورم حرف زدن احمدی نژاد هم هست، منظورم نوع نگاه هخا به دنیا هم هست، منظورم حسن عباسی هم هست. حالا بنویسید، لطفا سعی کنید از یک پاراگراف 200 کلمه ای بیشتر ننویسید، حتی کمتر... موضوعاتی که امروز مطرح است، دانشگاه کلمبیا، انرژی هسته ای، نفوذ کمونیست ها در دفتر تحکیم وحدت، نماز جمعه کدیور، صلح ایران و آمریکا، بالاترین، انتقاد از دولت از نظر رهبری، انتخابات آینده مجلس، حمله آمریکا به ایران، صلح فلسطین و اسرائیل... می تواند مورد توجه شما قرار بگیرد.
8) من از شش هفت ساعت دیگر موارد برگزیده را که بقیه رای خوبی به آنها داده باشند، ویرایش می کنم و به متن اضافه می کنم، و هر شش ساعت این کار را ادامه می دهم، آخرین ویرایش را 23 ساعت بعد از رفتن به صفحه اول می کنم.

تو بالاترینی!؟ غلط کردی! فقط خدا بالاترین بود!
و من را آوردند به یک اتاق که در تلفنخانه بود که رئیس اون را هم قبول ندارم و به من اون بالاترین را نشان داد و من خیلی عصبانی شدم. ای شاه ولی! ای مزدور ستم شاهی! ای منافق! تو از همه بدتری، چون هم طرفدار شاه بودی و هم ادعای ولایت می کنی! ای بدبخت! ولی فقیه فقط یک نفر بود و اون، بقیه هیچ کس. و من با لگد با تو می زنم که بخواهی به جای اون؟ ای کمانگیر! ای چپی که با اون بی غیرت کانادا رفتی تمساح نقاشی کنی برای مسخره کردن ملا؟ تو غلط کردی رفتی و اگر هم رفتی چرا اسم زن خودت را در کامپیوتر خودت نوشتی که من با این زندگی می کنم، ای بی غیرت! تو مثلا مردی! اگر مرد بودی اسم زن را توی کامپیوتر نمی نوشتی. و یکی هم حرف حساب بود. تو حرف حساب نیستی، چون اون مرد و اسم دخترش را خودم دیدم که مثل یکی از محلات تهران بود که یک شب اونجا خوابیدم و من به شما می گم که خدا گفت الله اکبر! یعنی خدا بالاترین از آدام بود، حالا تو بالاترین شدی؟ تو غلط می کنی بالاترین! تو غلط می کنی امتیاز می دی به اون؟ اگر آدم بودی باید امتیاز را بدی به جنتی و نگهبان که اون بگه، نه برای خودش. این از یک.

و دوم اون بولینگ بود که من اسم اون را شنیدم که قبلا توی اون قمار بازی می کردند. ای قمارباز که رفتی به کلمبیا، تو رئیس جمهور عزیز ما را دعوت کردی و با اون گفتی دیکتاتور؟ فکر کردی ما از تو می ترسیم؟ ای بی سواد! دیکتاتور چهار تا بود، یکی رضا، یکی محمد رضا، یکی هیتلر و یکی استالین، تو معلم تاریخ بودی که این آدم به این قیافه را با اون چهار تا نمی فهمی؟ تو دیپلم داری که تاریخ را که حتی من هم بلدم یاد نگرفتی که البته کتاب های تاریخ خیلی کلفت هست و چشم آدام خسته می شه. و من دیدم در اونجا که می گفت که گفتی هلو کاست درست بود، در حالی که اون رامین که خودش یک مدت در آلمان بود و قیافه اون شبیه شیطان بود، ولی حرف مومنین را می زد گفت اون غلط بود، پس یکی تو، یکی اون، پس تو برنده نشدی. و اگر هم هیتلر به اون یهودی را کشت خوب کرد. چون بخاطر اسحاق شارون بود که رفت آمریکا و اون مک دونال درست کرد که دنبال اون موش می دوید و هر وقت برنامه کودک بود آن را نشون می داد! ای لاریجانی! ای بدبخت! این را پخش نکن! این را صهیونیست درست کرد برای سرگرم کردن اسلام که وقتی به اون تجاوز کرد، اون فیلم نگاه کنه و سرگرم باشه و حرف نزنه، و من خودم یک روز پنج دقیقه، شاید بیشتر، نزدیک یک ساعت، به اون مک دونال نگاه کردم و آخرش استغفار کردم که ای ملاحسنی! خجالت بکش! و من می گم این رئیس جمهور ما وقتی اون بولینگ به اون دیکتاتور گفت، خدا به اون کمک کرد که مثل سیدالشهدا در مقابل دوازده هزار لشگر یزید در کربلا بود، با هفتاد و دو تن از جمله منوچهر و الهام که ساکت شد و دنیا مظلومیت اون را فهمید، ای محمود! تو خجالت نکشیدی اون با تو فحش داد به انگلیسی تو ساکت موندی؟ باید با همون صندلی توی سر اون بولینگ قمارباز می زدی، نه اینکه ساکت. و من خیلی از دست تو ناراحت شدم، مگر تو دوم خرداد بودی که ساکت شدی؟ و من دیگر پیامی ندارم و حالا هر کس پیام داد، بگه و من نمی گم برو، چون حسنی یکی نیست و خدا خواست به اسلام کمک کنه که اگر من مردم، شما به جای من، چه فرقی می کنه. خدا هر موجود را یک جور درست کرد، یکی الاغ، یکی کبوتر چاهی، یکی هم لاک پشت که من اون را هم دیدم، حالا حرف بزن...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 6:38  توسط سید ابراهیم نبوی  |