تبليغاتX
سید ابراهیم نبوی

سید ابراهیم نبوی

برای تبادل لینک در کامنت ها به ما اطلاع دهید.برای دیدن عکس و فیلم به پیوند های وبلاگ مراجعه کنید

انتگافات

سید ابراهیم نبوی - پنجشنبه 29 آذر 1386 [2007.12.20]

اصولا انتخابات برای هاشمی « انتگافات» است. دقیقا زمانی است که محمد شان یادش می افتد که ‏چه حرف هایی نباید بزند، و یکهو همه آنها را می زند. خودش هم درست دم انتخابات در حال راه ‏رفتن روی بند وسط سیرک انتخابات، دائم از جیبش گاف روی زمین می ریزد. حالا یکی جمعش ‏کند. در انتخابات مجلس ششم، درست زمانی که نباید با اصلاح طلبان درگیر می شد، با همت ‏برادران غیور اصلاح طلب و بخصوص گنجی و نبوی و جلایی پور و غیره، چهار تا لگد رفت ‏وسط شکم خاتمی و شروع کرد به دفاع از هر چی شورت و کرست و پیژامه و لباده قرمز که ‏پوشیده بود، هر چه به او گفتند، آقا شما متهم به سرخ هستی، می گفت: بله، ما و عفت خانم از ‏رنگ قرمز خوش مان می آمد بخصوص این مهدی که بچه بود.... در انتخابات ریاست جمهوری ‏هم، احمدی نژاد که سینه خیز برای عرض ارادت خودش را در نهاد رهبری فرو کرده بود، اما ‏یک کلمه اسم از آقای خمینی و خامنه ای نمی آورد، در عوض هاشمی که داشت از همان آقای ‏خامنه ای می خورد، هفته اول گفت: ما بیست سال با هم دوست هستیم، هفته دوم شد 25 سال، ‏هفته سوم شد 30 سال، هفته چهارم شد 35 سال، هفته ششم رسیده بود به 45 سال که انتخابات ‏برگزار شد. حالا هی توضیح بده که آقای محترم، ای مرد هفت دریا و هفت کوه و هفت آسمان، ‏خواهر ما را بردی زیارت با این تبلیغات عوضی، ولی مگر از اصول دست بردار بود؟ الآن هم ‏که وزیر احمدی نژاد علیه سیاست های او سخنرانی می کند و پسرش هر نوع رابطه با پدرش را ‏تکذیب می کند و افروغ تبدیل به تروتسکی و قالیباف تبدیل به ماندلای خیابان بهشت شده است، ‏آدمی که دولت احمدی نژاد به او القابی مانند « دزد، مفسد، رئیس مافیا، عامل آمریکا، رئیس ‏جاسوسان، پدر دختر فلانکاره، و غیره داده است» رسما اعلام کرده که ما پشتیبان دولت هستیم، ‏ای خاک نوق به سر این دولت، تو برای چی پشتیبان دولتی هستی که خواهر و مادرت را به ‏حوادث غیر مترقبه دچار کرده است؟ البته سخنرانی هاشمی در خرم آباد فقط شامل این نکته نبود، ‏وی گفت: « انتخابات برای کشور ضروری است.» او تاکید کرد: « به انتخاباتی پرشور، سالم و ‏آزاد می اندیشم.» او در مورد احمدی نژاد گفت: « ما به دنبال حفظ انقلابیم، آنها به فکر بوق و ‏کرنا.» یکی از کارشناسان سیاسی انتخابات به نام س. ا. ن. گفت: اگر یک کلمه دیگر از این دولت ‏کشدار دفاع کنی، ما هم نه از تو دفاع می کنیم و نه از حضور ملت در انتخابات، لطفا جمعش کن، ‏یه جای دیگه پهنش کن.‏

گل پری جون! بله!
روز سه شنبه هفته گذشته در یکی از خطوط متروی مسیر انقلاب به آزادی، یکی از مسافران ‏اقدام به خواندن ترانه مستهجن و ملی « گل پری جون» در ملاء عام نمود، اما چون این شخص ‏در لحظه وقوع جرم نه چکمه اش را روی شلوار انداخته که مصداق تبرج محسوب شود، نه زن ‏بود که بطور کلی مجرم باشد، نه مشغول کشیدن قلیان بود که با آلت جرم و غیره دستگیر شود، ‏هیچ اتفاقی برای خواننده ترانه « گل پری جون» نیفتاد، در عوض با شنیدن این ترانه یکی از ‏مسافران خط انقلاب آزادی دچار هیجان شدید شد و محکم توی گوش یک فروند روحانی جوانی ‏که روی یک صندلی نشسته بود، زد. به دنبال این اقدام پوپولیستی، مترو شلوغ شد و مدیر عامل ‏مترو، محسن هاشمی اعلام کرد که چهل درصد پروژه مترو به دلیل سیاست های دولت متوقف ‏شده است. با آمدن اسم سیاست های دولت، مرتضی نبوی و احمد توکلی شدیدا به سیاست های ‏دولت اعتراض کردند. در جریان همین اعتراض عماد افروغ یکی از منتقدین جدی و مهم دولت ‏که موفق شده است مسیر راست افراطی را به میانه نسبتا معتدل در یک سال و نیم طی کند، به ‏اظهارات رئیس جمهور که همین جوری برای رفع بهانه قبل از سفر حج سروده شده و در صدا و ‏سیما زرتی اعلام شده بود، شدیدا لی اعتراض کرد و گفت: « اگر مجلس شان خود را حفظ می ‏کرد، شاهد این گرانی ها نبودیم.» وی توضیح داد که وقتی مجلس در دو سال گذشته تبدیل به شیئی ‏غیر منفصل رئیس جمهور که خودش شیئی متصل جاهای دیگر بود، شد، چشمش کور، دنده اش ‏نرم، این حرف ها را باید بشنود. در پی سخنان عماد افروغ هفده نماینده مجلس طرحی برای ‏استیضاح وزیر کشور آماده کردند که فعلا 17 نفر آن را امضا کردند، این در حالی است که ‏ریاست جمهوری در مراسم « ددر الهی» به سر می برد و به جای اینکه دور کعبه طواف کند، ‏دارد دور خودش می چرخد و فکر می کند این یک میلیون و نیم مسلمان هم برای زیارت او به ‏آنجا آمده اند. آگاهان دعا کردند که یک دفعه از این برادران اولترا وهابی یک دفعه یکی شان داغ ‏نکند و از حلقه دویست نفری که این عطیه الهی را محافظت می کنند، رد بشود و لباس احرام حاج ‏محمود را سرش بکشد و خدای ناکرده طرف شهید بشود و حالا بدبختی داریم که یک رئیس ‏جمهور ببو را که قرار است برود دنبال کارش، تا سالها به عنوان بزرگراه شهید احمدی نژاد زیر ‏پا یا چرخ بگذاریم. فعلا شهر شلوغ است، منتقدان مشغول انتقاد هستند، قوه قضائیه به نظر می ‏رسد کمی دارد تاملات می کند، ولی هیچ کاری بدون فشار از پائین منجر به اقدام از بالا نمی شود ‏و در حال حاضر صدای گل پری جون همچنان از مترو به گوش می رسد.‏

هویجوری گرفتند، هویجوری ول کردند
ظاهرا صدای « گل پری جون» به قوه قضائیه رسیده و قوه مذکور پس از هشت ماه که سه ‏دانشجوی بدبخت را آب لمبو مرده و دهان آنها را مورد عملیات عمرانی قرار داده و خشتک آنها ‏را بادبان کرده است، امروز دادگاه تجدید نظر احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان را ‏از اتهامات وارده تبرئه کرد. بنا به گفته وکیل این دانشجویان آنها روز شنبه آزاد می شوند. دادگاه ‏تشخیص داد که نشریات جعلی هستند. قضیه بسیار ساده است. به قول یکی از خرگوش های چپ ‏که پس از بازجویی اعتراف کرده بود، خرس است، در مورد دستگیری و آزادی این سه دانشجو ‏گفت: « هویجوری». فعلا معلوم است که نشریات جعلی بوده، اما قرار نیست معلوم شود نشریات ‏را چه کسی جعل کرده بود؟ نکته مهم این که خرگوش ها خبر دادند که در حال حاضر این سه تن ‏آزاد خواهند شد، اما بیست نفری که معتقد بودند این افراد بیگناهند و برای آزادی آنها تلاش کردند ‏در زندان خواهند ماند. ‏


قالیباف ماندلا می شود
البته خوب است که ملت بریزند سر این جوجه فاشیست که اگر در همین انتخابات جلویش را ‏نگیری فردا جلوی در خانه و دفتر روزنامه و محل کار ملت صلیب شکسته یا علامت دیگری می ‏گذارند تا گشتاپو و سازمان جوانان بسیج بریزد و خانه ملت را آتش بزند. هرچه باشد قالیباف چند ‏مرحله از احمدی نژاد جلوتر است. جلوتر هم نبود باز هم مهم نبود، دولت یکدست دهان ما را ‏سرویس می کند، وگرنه دولتی که چپش با راستش دعوا دارد که اشکالی ندارد. در همین راستا ‏دیروز باقر قالیباف از احمدی نژاد شدیدا انتقاد کرد و گفت: « طرح سهمیه بندی بنزین که باید ‏باعث کاهش بار ترافیکی می شد، نشد.» قالیباف به احمدی نژاد اعتراض کرد و گفت: « تا زمانی ‏که فکر می کنیم می توانیم با مزاح و تمسخر مشکلات کشور را حل کنیم، در اشتباهیم.» وی در ‏مورد سیاست های دولت توضیح داد: « می خواهند همه را گدا بار بیاورند.» در همین راستا، ‏دکتر غلومسین خان، دارای شش شغل و یک همسر غیر قابل کنترل، اعلام کرد: « مملکت را با ‏چهار میلیون فقیر تحویل دولت داده اند.» آگاهان جمله کامل وی را از روی نوار مربوطه پیاده ‏کردند و نوشتند: « مملکت را با چهار میلیون فقیر تحویل دولت دادند، ما توانستیم صد و بیست نفر ‏از فقرا را با انتصاب در وزارتخانه ها و استانداری ها از فقر نجات دهیم و در حال حاضر با ‏تولیدات دولت، می توانیم شش و نیم میلیون فقیر تحویل دولت آینده بدهیم .» ‏

تا کنون 43 بار
اصولا اگر به هر کدام از سیاست های دولت نگاه کنید همین طور است، مثلا در مورد مذاکره با ‏اروپا تا به حال دولت حداقل سی بار نظرش تغییر کرده، مثلا در مورد ارمنستان نظر رئیس ‏جمهور از ساعت هشت صبح تا 48 ساعت بعد سه بار تغییر کرد. در مورد اسرائیل نظر دولت ‏حداقل 15 بار عوض شده است. فرشاد مومنی گفت: « نظرات در مورد سهام عدالت تا امروز 43 ‏بار عوض شده است. ‏

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 7:10  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

نمی شود و نمی تواند

سید ابراهیم نبوی  - چهارشنبه 28 آذر 1386 [2007.12.19]

روانشناسی یک رئیس جمهور: رئیس جمهور دائما با سووال مواجه است. او با خودش فکر می ‏کند، من باید یک حرف هایی بزنم که فعلا از دست اینها راحت بشم و به مسافرتم برسم، وقتی رفتم ‏حج، امت اسلام همه شون منو نگاه می کنن و من می شم ستاره حج، در نتیجه وقتی برگردم، همه ‏می فهمن که من چقدر در دنیای اسلام طرفدار دارم و دیگه گیر به اقتصاد و تورم و این چیزهای ‏احمقانه نمی دن. آره، محمود! تو باید بگی چقدر مظلومی، باید بگی اشتباهاتی هم کردی، باید یک ‏چهره بدبخت و کتک خورده از خودت نشون بدی، وقتی از سفر برگشتی اون موقع همه چیز از ‏اول شروع می شه. ‏

رئیس جمهور علیه رئیس جمهور
اول: رئیس جمهور یک عالمه کار کرده که به او مربوط نبوده، در عوض یک عالمه کارهایی را ‏که به او مربوط بوده نکرده است.‏
دوم: یک رئیس جمهور همبشه می تواند افراد زیر دستش را به عنوان عامل مشکلات بیرون کند، ‏اما آنها نمی توانند این کار را بکنند.‏
سوم: اگر رئیس جمهور قبلی در کاری اشتباه کرد باید محاکمه شود، اما اگر رئیس جمهور فعلی ‏اشتباه کرد می تواند حلالیت بطلبد.‏
چهارم: رئیس جمهور فکر می کرد می شود و می توانیم، بعدا دید نمی شود و نمی تواند.‏
پنجم: رئیس جمهور فکر می کرد در عرض یک سال هشت مشکل مهم کشور را حل کند، اما ‏عجله کرد و به جای اینکه حل بکند، حل شد، در نتیجه 13 مشکل جدید ایجاد شد.‏
ششم: رئیس جمهور در هر کاری که مربوط به خودش است، مثل مسافرت رفتن، بازدید کردن، ‏سخنرانی کردن، جمع کردن قالی نفیس و پهن کردن آن، سریع کار می کند، اما برای انجام کاری ‏که هر رئیس جمهوری در یک سال انجام می دهد، احتیاج به 5 سال وقت دارد.‏
هفتم: دولت همه قدرت ها را در دست گرفته است و بلد نیست با آنها کاری بکند. ‏
هشتم: رئیس جمهور هنوز نمی داند که وزارتخانه ها و سازمانها و استانداریها زیر نظر دولت ‏است، به همین دلیل چنان از آنها انتقاد می کند انگار رئیس جمهور شخص دیگری است و او ‏نامزد ریاست جمهوری دوره بعد است.‏
نهم: با این مصاحبه معلوم شد گرانی و تورم وجود دارد و نه تنها علت تورم کشور ما تورم جهانی ‏نیست، بلکه رئیس جمهور ایران مسوول تورم و گرانی در سایر نقاط جهان هم هست.‏
دهم: دولت برای نابود کردن کشور به شش ماه وقت و برای درست کردن خرابی های آن شش ماه ‏به ده سال وقت نیاز دارد.

مجلس رفت توی کار دولت
دیر شد، رفت. این مجلس حداقل یک سال وقت داشت طرح عدم کفایت سیاسی دولت را تصویب ‏کند، الآن هم می تواند ولی فکر می کنم این قدر نمایندگان گرفتار بازی بازی انتخابات بعدی هستند ‏که این کار را نمی کنند. در حالی که اگر این کار را بکنند، به نفع خودشان هم هست. فعلا که ‏احمدی نژاد قورباغه را انداخت وسط صحن مجلس و کت دامنش را درآورده و احرام بسته و رفته ‏است « ددر الهی» یکی از نمایندگان مجلس در پاسخ به اتهامات الف نون به مجلس گفت: « کار ‏مجلس که مداحی دولت نیست.» افروغ هم گفت: « مجلسی که شل آمد باید سفت بخورد.» علی ‏عسگری نماینده مشهد هم پشت بندش ریز آمد که: « مجلس آماده احضار احمدی نژاد به جلسه غیر ‏علنی است.» جلالی زاده هم یه هوا زد به دولت و گفت: « دولت می خواهد اذهان عمومی را از ‏توجه به مسائل داخلی دور کند.» حسن کامران، آشپزباشی اصفهان در مجلس نیز بدون اینکه زیاد ‏به روی خودش بیاورد که چطور شد که این طور شد، گفت: « صرفه جویی بنزین به نارضایتی ‏مردم نمی ارزد.»‏

اوباش هدفمند می شوند
سردار احمدی مقدم، کودکی که به عنوان بچه سرراهی دولت، « امنیت اخلاقی» سابق، دو روز ‏قبل توسط سخنگوی دولت به کنار کاخ دادگستری رها شده است، اعلام کرد که « دستگیری ‏اوباش در کشور هدفمند شده است.» آگاهان اهداف و شیوه های هدفمند و هوشمند شدن طرح ‏دستگیری اوباش را به شرح زیر اعلام کردند:‏
اول: از این پس اوباش و اراذل و الواط و قلدرها فقط حق کار دولتی دارند.‏
دوم: از این پس اراذل و اوباش غیر دولتی به صورت هدفمند توسط اراذل و اوباش دولتی ‏شناسایی شده و توسط چماق های هوشمند کتک می خورند.‏
در همین راستا بطور هدفمند و بسیار هوشمندانه، دیروز ناگهان 25 کافی نت تعطیل و 23 نفر ‏بازداشت شدند. نیروی انتظامی اعلام کرد که از این پس کافی نت نیز شرعا دارای تبرج بوده و ‏به دلیل احتمال استعمال قلیان به عنوان اهداف فرضی دشمن شناخته می شود. ‏

مثبت یا منفی؟ نادرست یا درست؟
یک روز بعد از اینکه احمدی نژاد بیانیه پایانی اجلاس شورای همکاری را مثبت خواند، العطیه ‏سخنگوی اجلاس شورای همکاری خلیج فارس اعلام کرد « تا زمانی که ایران دست از ‏اشغالگری برندارد، پیشنهادات احمدی نژاد بررسی نمی شود.» سخنگوی وزارت خارجه هم ‏اظهارات العطیه را درباره جزایر سه گانه نادرست و غیرسازنده خواند. آگاهان توضیح دادند که ‏منظور وزارت خارجه از نادرست، همان منظور رئیس جمهور از مثبت است. احمدی نژاد دیروز ‏گفته بود « اصلا گیرم کسی در آنجا بگوید خلیج عربی، خب دعوای ما الآن اینست؟» آگاهان ‏توضیح دادند که دعوای رئیس جمهور فعلا این است که ایران حق غنی سازی دارد، اما دعوای ‏کشورهای شورای همکاری این است که ایران این سه تا جزیره را بدهد، بعد هر چقدر خواست ‏غنی سازی هم حق ندارد بکند، چون روسیه و آمریکا سوخت بوشهر را تامین می کنند. از طرف ‏دیگر در مقابل سیاست اخیر احمدی نژاد( سیاستی که سه شنبه قبل مورد نظر قرار گرفته و ‏پنجشنبه فراموش شد) این است که « ایران بزرگترین شریک سیاسی کشورهای عربی می شود. ‏بنگاه خبرپراکنی الجزیره نیز در یک نظرسنجی در میان مردم عرب این سووال را به نظر سنجی ‏گذاشت که آیا اعراب دوست دارند به ایران نزدیک شوند؟ تا دو سه ساعت قبل از 60 هزار ‏پاسخگو 75 درصد مخالف و 25 درصد موافق بودند. ‏
توضیح اساسی: عرب ها دوست ندارند به ایرانی ها نزدیک شوند، ایرانی ها هم دوست ندارند به ‏عرب ها نزدیک شوند، محافظه کاران ایرانی ادعا می کنند بحرین متعلق به ایران است، محافظه ‏کاران دنیای عرب هم ادعا می کنند جزایر سه گانه متعلق به امارات است. دولت ایران ادعا می ‏کند رهبری جهان اسلام را در دست دارد، اعراب هم همین ادعا را دارند. اگر کسی این معادله را ‏حل کرد به خودش یک جایزه بدهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 7:9  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

گوجه فرنگي و نفت ايراني
سيد ابراهيم نبوي  - سه شنبه 27 آذر 1386 [2007.12.18] 
 

در راستاي سخنان رياست محترم جمهوري در صدا و سيما که مشت محکمي به دهان کليه ‏اقتصاددانان جهان، دولت هاي قبلي، نفت، گوجه فرنگي، وزراي دولت، سيمان، استخر و چيزهاي ‏ديگر زد، خبرنگار ويژه ما با برادر حاج محمود مصاحبه سرگشاده اي انجام داده است که براي ‏عبرت آدام اسميت و ساير اقتصاد دانان جهان منتشر مي گردد. اين مصاحبه سرگشاده در هنگام ‏سوار شدن حاج محمود صورت گرفت و علت انجام آن، مسائلي بود که خبرنگار ساده لوح ما با ‏وجود توضيحات دقيق حاج محمود در مورد علت گراني ها، متوجه آن نشد. اين مصاحبه را مي ‏خوانيد:‏

ما: لطفا بفرمائيد علت افزايش گراني کالاها چه بود؟
حاج ميم: علت اصلي افزايش قيمت ها افزايش قيمت نفت بود که البته ما خودمان در افزايش قيمت ‏نفت دست داشتيم، اما برنامه ما اين بود که قيمت نفت افزايش پيدا کند، اما قيمت بقيه کالاها افزايش ‏پيدا نکند، که در اين مورد ناهماهنگي هايي شد و اين اتفاق افتاد. البته اين طور هم نيست که ‏افزايش قيمت نفت عامل تورم باشد، چرا که همانطور که در مصاحبه ام گفتم « کساني تنها افزايش ‏قيمت نفت را موجب تورم در کشور دانسته اند، پس ما بايد هميشه آرزو کنيم قيمت نفت در جهان ‏پائين باشد.»‏

ما: گفته شده است که يک علت ديگر افزايش قيمت ها واردات کالاها بود، اين واردات توسط چه ‏کساني انجام شد و چرا دولت با آن برخورد نکرد؟ از طرف ديگر گفته مي شود که ميزان تورم ‏جهاني يک هفتم ايران است، چطور شد که تورمي که در جهان وجود نداشت به ايران وارد شد؟
حاج ميم: البته ما در ابتداي کار مي ديديم که واردات افزايش پيدا کرده است، من خودم اولين بار ‏از طريق ميدان تره بار محله سابق مان متوجه شدم، وقتي پيگيري کرديم ديديم وزارتي به نام ‏بازرگاني که گويا در دولت هاي گذشته براي افزايش تورم ايجاد شده بود، در جريان بود که ما از ‏طريق وزارت اطلاعات مي خواستيم عوامل اين وزارتخانه را دستگير کنيم که بعدا يک بررسي ‏دقيق انجام شد و متوجه شديم که وزير را خودمان انتخاب کرديم که فراموش کرده بوديم و بعدا ‏هماهنگي هايي انجام شد. البته يک نکته هم مهم است که با وجود اينکه همه مدعي هستند و خود ما ‏هم قبول داريم که واردات افزايش يافته است، اما « براساس گزارش گمرک واردات ما رو به ‏کاهش است.» و اين يکي ديگر از معجزات و شگفتي هاي دولت نهم است که در هيچ جاي جهان ‏سراغ نداريد که يک دولت خودش بگويد واردات افزايش يافته، اما گمرک اعلام کند واردات ‏کاهش يافته است.‏

ما: آيا در افزايش قيمت کالاها قيمت حمل و نقل هم تاثير داشت؟ ‏
حاج ميم: يکي از اصلي ترين مسائل ما همين قيمت حمل و نقل بود که در اين مدت سه تا چهار ‏برابر شد که در تورم بي تقصير نيست، يعني قيمت حمل براي هر تن از 45 به 120 دلار براي ‏هر تن افزايش يافته است. يعني 45 را که ضرب در چهار برابربکنيد مي شود همان 180 که ‏تقريبا همان 120 است و اين چهار برابر شدن به ما خيلي ضربه زد. البته وزارت اطلاعات ‏برخي از کاميونداران را بازداشت کرد، اما بيشتر هزينه بخاطر حمل توسط کشتي ها بود که ما ‏چون هيچ کشتيراني را نمي شماختيم موفق به دستگيري اين افراد نشديم و اين موضوع خيلي تاثير ‏روي گراني گذاشت. البته از حمل و نقل کنندگان پرسيديم که چرا قيمت را بالا برديد که آنها ‏توضيح دادند بخاطر افزايش قيمت نفت بود که ما از آنها خواستيم قيمت نفت بالا بماند، اما قيمت ‏حمل پائين بيايد، ولي آنها قبول نکردند.‏

ما: شما فرموديد که دولت چون قيمت دلار را ثابت نگه داشت و همين باعث تورم شد. به نظر شما ‏چه کسي اين توطئه را انجام داد؟
حاج ميم: البته يک جرياني در دولت قيمت دلار را ثابت نگه داشت که ما اول فکر کرديم، جريان ‏هاي دولت سابق است، اما بعدا متوجه شديم که خودمان قيمت را ثابت نگه داشتيم که واقعا اين ‏يکي از مهم ترين اقدامات دولت نهم بود که بعد از گزارش منابع اطلاعاتي آمريکا يکي از ‏بزرگترين چالش هاي ما در سيصد سال اخير بود که البته کمي هم باعث گراني شد.‏

ما: شما فرموديد که افزايش قيمت بيمه ها از نظر رواني در بازار تاثير داشت و باعث افزايش ‏تورم در بازار شد، آيا نمي شد هيات مديره بيمه را عوض کنيد تا اين اتفاق نيفتد؟
حاج ميم: البته افزايش قيمت بيمه ها هم توسط هيات مديره اي که دولت تعيين کرده بود صورت ‏گرفت که ما با افزايش قيمت بيمه موافق بوديم، اما دوست نداشتيم که باعث تورم شود، که اينطور ‏شد و فعلا داريم کارشناسي مي کنيم که ببينيم چطور مي شود قيمت بيمه را بالا برد، اما تاثيري ‏روي بازار نداشته باشد.‏

ما: آيا افزايش نقدينگي باعث افزايش تورم نشد؟
حاج ميم: يکي از مواردي که باعث تعجب ما شد، همين بود که ما يک دفعه هر جا نگاه مي کرديم ‏مي ديديم که چک پول ريخته است، ما اين چک پول ها را تعقيب کرديم و متوجه شديم که يک ‏افزايش شديد نقدينگي ناشي از هزينه هاي دولت و خلق پول توسط نهادهاي پولي و مالي و ‏اعتباري به وجود آمده است. يعني پول هايي خلق شده بود که ما با آن مخالف بوديم، اول فکر ‏کرديم که ممکن است پول ها را تقلبي چاپ کرده باشند، اما ديديم که بانک هاي خودمان چاپ کرده ‏اند، به همين دليل تصميم گرفتيم تمام روساي بانک ها را عوض کنيم. درست در بحبوحه عوض ‏کردن روساي بانک ها بوديم که خبري داده شد که روساي بانک ها را خودمان يک ماه قبل ‏عوض کرديم که اين موردي بود که ما حواس مان نبود. در حقيقت متاسفانه در بخشهاي پولي و ‏مالي کاري که بايد انجام مي شد، انجام نشد و اتفاق ديگري افتاد. يعني خلق غيرقانوني پول ‏صورت گرفت و چک پول برخلاف قانون چاپ شد و اين خيانت بود. ‏

ما: با اين خيانت چه برخوردي کرديد؟‏
حاج ميم: البته چون خيانت هسته اي نبود، کار خاصي نکرديم و ادامه داديم. که در حال حاضر ‏همين خيانت برکاتي هم داشته است که بيست و سه روز ديگر خبر خوش آن را اعلام خواهيم کرد ‏و ملت ما يک قله بزرگ ديگر را هم فتح مي کند. البته من بايد يک توضيحي بدهم که اصل تورم ‏مربوط به دولت ما نيست، بلکه از صد سال قبل وجود داشته و هيچ دولتي نبوده که تورم نداشته ‏باشد، منتهي تورم قبلا کم بود، اما اخيرا روند صعودي گرفته است. بنابراين دولت ما باعث ايجاد ‏تورم نشده است، بلکه باعث روند صعودي شده است. ‏

ما: از عوامل مهم تورم و گراني به چه چيز ديگري مي توانيد اشاره کنيد؟‏
حاج ميم: من مي توانم بگويم « يک سلسله عوامل هم از سال گذشته اضافه شده است » که اين ‏سلسله عوامل خودش به اندازه چند سلسله عوامل نقش داشت. ‏

ما: اين سلسله عوامل شامل چه چيزهايي بود، لطفا براي روشن شدن اذهان عمومي بفرمائيد اين ‏سلسله عوامل چه بود و چه نقشي داشت؟ آيا دولت هم در آنها نقش داشت؟
حاج ميم: بطور مشخص و دقيق بايد بگويم که چند سلسله عوامل بود که از سال گذشته اضافه شد ‏که ما اول فکر کرديم که در دولت هاي قبلي اتفاق افتاده، ولي بعدا وزارت اطلاعات به ما اطلاع ‏داد که در سال گذشته هم دولت خودمان قدرت را در دست داشت که در حقيقت دولت در اين ‏سلسله عوامل نقش مستقيم نداشت، بلکه وزارتخانه ها نقش داشتند که ربطي به دولت ما ندارند.‏

ما: آيا عامل ديگري هم در گراني و تورم نقش داشت؟
حاج ميم: بله، مثلا بانک مرکزي به برخي بنگاهها وام داده بود و زماني متوجه شد که دير شده ‏بود و به آنها اخطار داد. همين موضوع باعث افزايش تورم شد که فعلا به آنها شديدا اخطار ‏کرديم. البته يک نکته بسيار مهمي هم در مورد افزايش قيمت ها وجود دارد که اولين بار است که ‏در جهان اتفاق مي افتد و اين يکي ديگر از شگفتي هاي دولت نهم است و آن اين که « ما چون مي ‏دانستيم که قيمت ها افزايش مي يابد، جلوي افزايش قيمت آب، برق و گاز را گرفتيم، اما اينها تاثير ‏خود را در جامعه گذاشت....»‏

ما: مگر شما جلوي افزايش قيمت آب و برق و گاز را نگرفتيد، پس چطور تاثير گذاشت؟
حاج ميم: اين هم يکي از شگفتي هاي دولت نهم است و در هيچ کابينه اي در هيچ جاي جهان ‏سراغ نداريم که قيمت برق و آب و گاز افزايش پيدا نکند، اما باعث افزايش قيمت ها شود و اين ‏براي خود ما هم عجيب است. البته يک مورد جالب ديگر هم داشتيم که نشان مي دهد که علت ‏اصلي تورم دولت هاي قبلي است. ما در هنگام اجراي برنامه چهارم توسعه متوجه شديم که ‏اجراي اين برنامه احتياج به 27 ميليارد تومان دارد، به همين دليل ما وارد آن نشديم، اما همين ‏موضوع هم عامل تورم بود. يعني در حقيقت به شکلي برنامه ريزي شده بود که با وجود اينکه ما ‏برنامه را اجرا نکرديم، اما همان برنامه اجرا نشده تورم ايجاد کرد و اگر آن را اجرا کرده بوديم ‏شايد تورم الآن 50 درصد شده بود.‏

ما: شما در مصاحبه تان گفتيد که « همه درآمدهاي ارزي کشور در اختيار دولت نيست.» مي ‏خواستيم ببينيم اين درآمدها غير از دولت دست چه افراد يا سازمانهايي است؟‏
حاج ميم: ببينيد! گاهي گفته مي شود، اين دولت اين همه درآمد نفت داشته، در حالي که « همه ‏درآمدهاي ارزي کشور در اختيار دولت نيست.» و « در واقع دولت بهره اي از درآمد ارزي ‏ندارد.‏

ما: تمام درآمد ارزي در اختيار شما نيست، يا دولت هيچ بهره اي از درآمد ارزي ندارد؟ يعني ‏دولت چقدر بهره از درآمد ارزي دارد؟
حاج ميم: مردم ما مي فهمند منظور من چيست. من توضيح دادم که تمام درآمد ارزي در اختيار ما ‏قرار نگرفت، در حقيقت دولت هيچ بهره اي از درآمد ارزي نداشت و من در اين مدت با پول ‏شخصي خودم کشور را اداره کردم. البته درآمد ارزي در اختيار وزارتخانه ها و ارگانها و ‏سازمانها و ادارات بود، ولي دست دولت نبود. يعني من خودم اين 180 ميليارد دلار را يکجا ‏هرگز نديدم، و همين موضوع يکي از عوامل مهم افزايش قيمت ها بود. چون در دولت هاي سابق ‏تمام درآمد ارزي را با گوني تحويل رئيس جمهور مي دادند، ولي در مورد ما هيچ چيزي ندادند و ‏ما با فداکاري و گرسنگي کشيدن کشور را به شکلي آبرومند اداره کرديم. و درسا در همين زمان ‏بود که « تحريک تورم انتظاري بطور سازماندهي شده وجود داشت.» يعني هي تورم انتظاري ‏ايجاد مي کردند که اين تورم انتظاري از مرگ هم بدتر است. ‏

ما: گفته شده است که دولت در سال گذشته بيش از مصرف چند سال کشور شکر وارد کرد، علت ‏اين موضوع چه بود؟
حاج ميم: « دولت مقدار زيادي شکر را وارد و عمده آن را صادر کرد و مقداري هم در انبارها ‏ذخيره شد. زيرا سال گذشته تهديداتي عليه ايران بود و بايد اين کار انجام مي شد.»‏

ما: يعني ما شکري را که وارد کرده بوديم دوباره صادر کرديم؟ به چه دليل؟
حاج ميم: اصولا استکبار جهاني توطئه اي عليه ما چيده بود که مي خواستند از طريق جلوگيري ‏از واردات کشور، کودتاي خزنده اي انجام دهند که ما متوجه موضوع شديم و از طريق دوستان ‏مان که هر روز به ما تلفن مي زنند و شکر در اختيار دارند، شکرها را وارد کرديم و آمريکايي ‏ها يک دفعه ديدند رودست خوردند و ما براي چند سال شکر داريم. نمي خواهم توضيح بدهم که ‏چه برنامه خطرناکي در اين رابطه داشتند، ولي فداکاري برادراني که با وجود همه کارشکني ها ‏هر روز شکر وارد مي کردند، براي من عجيب بود. شايد بتوانم بگويم اين بزرگترين چالش ما در ‏عرصه شکر در چهارصد سال اخير بود. بعدا که خطر برطرف شد، شکرها را به همان هايي که ‏از آنها وارد کرده بوديم صادر کرديم که با همين صادرات هم ميليونها کودک مسلمان در ‏کشورهاي مختلف از مرگ نجات پيدا کردند. و مقداري هم در انبارها هست که در حقيقت دولت ‏نهم اين افتخار را دارد که اولين دولتي است که براي مصرف چند سال ملت قهرمان ايران شکر ‏وارد کرده است.‏

ما: دولت تا چه حد در گراني و تورم نقش داشت؟
حاج ميم: عامل اصلي تورم البته افزايش قيمت نفت و واردات کالا و خلق غيرقانوني پول و مسائل ‏مربوط به وزارتخانه ها بود که ربطي به دولت ندارد، اما، از « اين تورم 16.8 درصد فعلي، 8 ‏درصد آن مربوط به اخلال عامدانه و عالمانه در کشور است.» يعني نصف تورم توسط دولتي که ‏قدرت را در دست دارد ايجاد مي شود، و نصف ديگر آن را دست هاي پنهاني که معلوم نيست کجا ‏هستند ايجاد مي کنند. البته « در دولت بعضي افراد هستند که سياستهاي ما را اجرا نمي کنند.» ‏

ما: با توجه به اينکه شما تا به حال چندين وزير را که با سياست هاي تان مخالف بودند، استعفا ‏کردند، چرا افرادي که سياستهاي شما را اجرا نمي کنند، بيرون نمي کنيد؟
حاج ميم: ما طرفدار آزادي هستيم و معتقديم که هر کسي در دولت مي تواند نظرش را بگويد. به ‏همين دليل بيشتر وزرايي استعفا دادند که با ما هم نظر بودند، ما هم مي خواهيم ببينيم اين افراد تا ‏کي مي خواهند سياست هاي ما را اجرا نکنند؟ البته ما شايد اولين دولتي هستيم که از کساني که ‏سياست هاي ما را اجرا نمي کنند، استقبال مي کنيم. ‏

ما: علت افزايش قيمت مسکن چيست؟ ‏
حاج ميم: افزايش قيمت مسکن در گذشته هم اتفاق افتاد، در آن زمان « يک باند با تجمع در ‏استخري در منطقه شميران، با همراهي برخي عوامل شهرداري موجب افزايش قيمت مسکن ‏شدند.» الآن هم به يک شکل ديگري يک باندهاي ديگري در استخرهاي ديگري تجمع کرده اند که ‏ما هم آدرس استخرها را داريم و هم حتي رنگ مايوي آنها را مي دانيم، اما ملت ما بايد بدانند که ‏همين افرادي که در استخرها اجتماع مي کنند، يکي از مهم ترين عوامل افزايش مسکن هستند. به ‏همين دليل است که در تابستان که اين افراد بيشتر به استخر مي روند، قيمت مسکن افزايش مي ‏يابد. ما بدقت بررسي کرديم، و من مي گويم که « اگر همه عوامل اقتصادي را در نظر بگيريم ‏هيچ گاه نبايد چنين جهشي در مسکن اتفاق مي افتاد و مطمئن باشيد که عامل اصلي برخي افراد ‏داخلي هستند.» ‏

ما: شما چه عوامل اقتصادي را در نظر گرفتيد که متوجه شديد نبايد چنين جهشي در قيمت مسکن ‏اتفاق مي افتاد؟
حاج ميم: مثلا بحران اقتصادي، ما در ايران بحران خاص اقتصادي يا سياسي يا اجتماعي نداشتيم ‏که بخواهد روي قيمت تاثير بگذارد، فقط قيمت ها بالا رفته بود و احتمال جنگ وجود داشت و همه ‏چيز عوض شده بود، وگرنه اتفاق خاصي نيفتاده بود. قيمت سيمان و تيرآهن هم البته اضافه شده ‏بود، ولي در آشپزخانه که مردم از تيرآهن و سيمان استفاده نمي کنند، در حالي که نه فقط قيمت کل ‏مسکن، حتي قيمت آشپزخانه ها و توالت خانه ها هم بالا رفت. مسائلي مثل خروج سرمايه، يا مثلا ‏افزايش قيمت بورس، يا چيزهاي ديگر هم خيلي اثري ندارد. ‏

ما: آيا افزايش قيمت مرغ هم دست نيروهاي داخلي است، يا آمريکايي ها باعث آن شدند؟
حاج ميم: با وجود اينکه آنفلوآنزاي پرندگان براساس گفته وزارت بهداشت وارد ايران نشد، در ‏حقيقت، اثر خودش را روي مرگ و مير مرغ گذاشت. و « علت افزايش قيمت مرغ آنفلوآنزاي ‏پرندگان و اتلاف مرغ بود.» در حالي که در مورد گوشت آنفلوآنزاي پرندگان هيچ اثري الحمدالله ‏نداشت و دولت نهم اولين دولتي است که با وجود آنفلوآنزاي پرندگان، قيمت گوشت قرمز در ‏کشور ما به دليل ديگر افزايش يافت که اين نيز از شگفتي هاي دولت نهم است. در حال حاضر ‏مساله جالبي که دشمنان انقلاب و کوردلان نمي توانند بفهمند، اين است که « گوشت داخلي را ‏کشورهاي همسايه کيلويي 10 هزار تومان از بازار ايران مي خرند، اما در ميان دوستان ما ‏کساني هستند که مي توانند گوشت را با قيمت 6000 تومان وارد کنند. اين نکته جالب است که ‏همين کشورهاي همسايه که گوشت را از ما کيلويي 10 هزار تومان مي خرند، توانايي خريد همين ‏گوشت را که ما از بازار بين المللي به قيمت 6000 تومان مي خريم، ندارند. ممکن است سووال ‏کنيد چرا، من در اين مورد نمي توانم پاسخي بدهم. ‏

ما: شما به نقش استخرها در افزايش قيمت مسکن اشاره کرديد، مي خواستم ببينم آيا دولت نهم هيچ ‏تاثيري در افزايش قيمت مسکن نداشت؟
حاج ميم: تاثير چنداني نداشت، البته « دولت در مورد مسکن دو اشتباه و غفلت داشت، يکي اعلام ‏بانک مسکن براي پرداخت وام و تاکيد رسانه ها برآن و دوم برخي عملکردهاي دولت در اوايل ‏کار و نيز برخي درگيري هاي بيروني است.» مثلا وقتي بانکها اعلام کردند که وام مسکن مي ‏دهند، روي اين موضوع تبليغاتي صورت گرفت که ما قصد داشتيم مردم بفهمند که دولت با دادن ‏وام مي خواهد مشکل مسکن را حل کند، رسانه هاي گروهي هم در اين مورد تبليغات کردند، اما ‏بعدا فهميديم که اين تبليغات باعث افزايش قيمت مسکن شده است و طبيعتا اين رسانه ها نبايد وقتي ‏ما از آنها مي خواستيم روي اين موضوع تبليغ کنند، به حرف ما گوش مي کردند، در حقيقت ما ‏غفلت کرديم، اما رسانه ها عامدانه و عالمانه به اين موضوع دامن زدند و قيمت را بالا بردند. از ‏سوي ديگر در اوايل کار ما هنوز تجربه کافي نداشتيم، و مسائلي صورت گرفت که البته جزو ‏افتخارات و شگفتي هاي دولت نهم است، ولي مقداري هم قيمت مسکن بالا رفت که ما قصد ‏نداشتيم بالا برود و خودش رفت.‏

ما: شما بارها تاکيد کرديد که پرونده انرژي هسته اي بسته شده است، منظورتان از اين موضوع ‏چيست؟
حاج ميم: اصلا پرونده اي از اول وجود نداشت. حتي وقتي من به سازمان ملل رفتم، و خودم ‏شوراي امنيت را هم ديدم، هيچ پرونده اي به آن معني که پرونده اي باشد و توي آن کاغذي باشد، ‏من نديدم و فهميدم که اينها دارند سر ما را کلاه مي گذارند. اما اشتباه از کجا آغاز شد؟ از آنجا « ‏انحراف آغاز شد که ما از آژانس بيرون رفتيم.» يعني وقتي دولت و مجلس خواستند از آژانس ‏بيرون بروند ما فهميديم که انحراف آغاز شده است. ‏

ما: مگر شما خودتان دولت را در اختيار نداشتيد؟
حاج ميم: ما تا حدي دولت را در اختيار داشتيم، ولي همه دولت دست ما نبود، مثلا در سال 1376 ‏دولت را کساني اداره مي کردند که خيانت هاي زيادي کردند و در آن زمان دولت دست ما نبود، ‏بعدا ما از آژانس بيرون آمديم و نبايد مي آمديم که دوباره رفتيم. ‏

ما: عده اي معتقدند که حضور شما در اجلاس شوراي همکاري خليج فارس که در بيانيه پاياني ‏شان ايران را تهديد به ارجاع شکايت در مورد سه جزيره کردند، از نظر سياسي نادرست بود.‏
حاج ميم: اينطور نبود که آنها جلوي من بگويند جزاير را بده به ما، اصلا چنين چيزي نگفتند، و ‏حتي شام دادند و صندلي بزرگي بود که من روي آن نشسته بودم. حتي « البته بندگان خدا هم در ‏سخنراني خود از واژه خليج استفاده کردند و اصلا کسي خليج عربي نگفت.» البته خليج فارس هم ‏نگفتند، ولي خليج عربي هم جلوي من نگفتند، من هم چيزي نگفتم و اين يک پيروزي بزرگ براي ‏ما بود که بعد از پيروزي دانشگاه کلمبيا و گزارش منابع آمريکايي بزرگترين چالش ديپلماتيک ما ‏در پانصد سال اخير بود. البته خيلي ها پس از اين ماجرا حرف هايي زدند، اما « ملت ما اين را به ‏حافظه مي سپارد و اين نيست که احمدي نژاد را مظلوم گير بياورند و بر سرش بکوبند و هيچ ‏حزبي از او حمايت نکند.» البته ممکن است که اين دولت باعث افزايش گراني شده باشد، اما من ‏همه کساني که دو سال جنس گران خريدند حلال مي کنم و مي بخشم، درست است که ناامني هايي ‏بوجود آمد و بعضي افراد در درگيري ها کشته شدند ولي من تمام آن مقتولين را به بزرگواري ‏خودم مي بخشم، درست است که دولت باعث شد ايران در موقعيت بين المللي بدي قرار بگيرد، اما ‏من همه هموطناني را که در اين دو سال بخاطر کارهاي دولت تحت فشار بودند، مي بخشم و ‏حلال شان مي کنم. ‏

علي آبادي رفت
و سرانجام علي آبادي هم رفت به ده خودشان. در پي درگيري هاي مختلفي که در فدراسيون ‏صورت گرفت، علي آبادي دوست، همکار قديمي، عضو مورد اعتماد، نماينده ثابت و دائم و ‏غيرقابل تعويض رئيس جمهور در سازمان ورزش کشور، بعد از ساعتها استعفا ندادن، سرانجام ‏استعفا داد و احتمالا اگر تا دو سه ساعت ديگر برنگردد، رفته است. ديشب احمدي نژاد در مورد ‏علي آبادي به عنوان دومين قرباني انتخاباتي دولت بعد از رادان گفت « اين وضع حاصل اشتباه ‏آقاي علي آبادي بود که من همان موقع يعني پارسال به او گفتم اين کار را نکن و اشتباه مي کني و ‏اين مساله آثاري در پي دارد.... بخاطر مصلحت فوتبال به آقاي علي آبادي گفتم برو کنار و بگذار ‏انتخابات برگزار شود و فرد شايسته اي را انتخاب کنند.» آگاهان توضيح دادند که علي آبادي که ‏ديروز استعفاي او توسط خبرگزاري مهر اعلام شده و توسط ساير خبرگزاري ها تکذيب شده بود، ‏پس از ساعتها درگيري و خين و خين ريزي استعفا داد و فعلا بايد منتظر خرتوخر بعدي باشيم.‏

برخورد شديد کنيم
به دنبال انتقادات هاشمي رفسنجاني، روحاني، عسگراولادي، خاتمي، مرتضي نبوي، احمد توکلي ‏و غيره از دولت احمدي نژاد، وزير کشور خواستار برخورد با منتقدان بلند پايه دولت شد. اين ‏واقعه زماني روي داد که شب قبل از آن احمدي نژاد در کمال مظلوميت گفته بود که من همه را ‏حلال کردم و بخشيدم

نيروگاه هسته اي، هزار تومن بسته اي
دولت روسيه پس از يک ميليارد سال و اندي، سوخت نيروگاه هسته اي بوشهر را ارسال کرد. ‏آقازاده نيز در کمال شادماني گفت که « از سال آينده انرژي هسته اي وارد بازار مصرف انرژي ‏کشور مي شود.» همزمان با اعلام اين موضوع دولت آمريکا نيز خبر را تائيد کرد و اعلام کرد: ‏‏« ايران ديگر دليلي براي غني سازي ندارد.» اما درست نيم ساعت بعد، محمد سعيدي مسوول ‏امور بين المللي سازمان انرژي اتمي شخصا تعدادي معدن سرشار از اورانيوم را همين چند ‏ساعت قبل در مرکز و جنوب کشور کشف کرد. روابط عمومي سازمان انرژي اتمي فعلا يک نفر ‏را فرستاده است به بازار تا يک نقشه بخرند و محل مناسبي براي معادن تازه کشف شده پيدا کنند.‏

اجلاس دوحه و سياست خارجي
در حالي که محمود احمدي نژاد در حال حاضر تمام لباس هايش را درآورده و لباس احرام پوشيده ‏و تا فردا صبح حق دروغ گفتن ندارد، اما تا آخرين لحظات هم اعلام کرد که « بيانيه شوراي ‏همکاري خليج فارس بسيار مثبت بود.» شوراي همکاري خليج فارس، امروز رسما گفت: « تا ‏ايران دست از اشغالگري برندارد، پيشنهادهاي احمدي نژاد را بررسي نمي کنيم.» در همين راستا ‏سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي اعلام کرد: « سفر احمدي نژاد به اجلاس سران شوراي همکاري ‏خليج فارس نماد بي تدبيري و بي درايتي دستگاه ديپلماسي جريان حاکم است.» در عوض علي ‏لاريجاني که به دليل اختلاف نظرش با احمدي نژاد شوراي امنيت ملي را ترک کرد و الآن معلوم ‏نيست سخنگوي کجاست، گفت: « استراتژي ايران در منطقه و پرونده هسته اي تيزهوشانه است.» ‏


تا مرگ هر چي چکمه، پوتين ادامه دارد
به دنبال اظهارات سخنگوي دولت، مردي با شش شغل و يک همسر معجزه دوست، مبني بر اينکه ‏رفتارهاي نيروي انتظامي در مورد مساله بدحجابي ربطي به دولت ندارد و دولت با آن مخالف ‏است، سردار رادان گفت: « طرح امنيت اجتماعي با قوت ادامه مي يابد.» سردار رادان که با ‏کشف فقهي هفته قبل خود باعث ايجاد زلزله در محل گورستان فقهايي چون علامه حلي و محقق ‏کرکي شده بود، مجددا بر چکمه پافشاري کرد و گفت: « حتي اگر پوشيدن چکمه روي شلوار ‏مصداق تبرج هم نباشد استفاده از آن اشکال دارد.» وي گفت که اصولا در زندگي اش هرگز از ‏چکمه زنانه خوشش نمي آمد. سردار رادان تاکيد کرد: « سخنگوي دولت با کليت طرح هيچگونه ‏مشکلي ندارد.» وي در مورد مبارزه ملي و دشمن شکن نيروي انتظامي با قليان و عوامل داخلي ‏آن گفت: « با چايخانه ها بحث کرديم.» وي تاکيد کرد: « در شب اول 300 مکان داراي قليان ‏بررسي شد.» وي همچنين گفت: « وزارت بهداشت متولي جمع آوري قليان است.» آگاهان پيش ‏بيني مي کنند پس از چکمه و قليان نيروي انتظامي هويج فروشي، استفاده از لامپ مهتابي، بستن ‏ساعت مچي با بند سوراخ دار، استفاده از سنجاق قفلي در ملاء عام و فروش هر نوع ساندويچ ‏سوسيس را ممنوع نموده و از هفته ديگر مراحل جديدي از طرح امنيت اجتماعي را آغاز کند. ‏

کريس دي برگ مي خواند‏
اعلام شد که کريس دي برگ، جواد يساري امت شهيد پرور بزودي در تهران کنسرت برگزار ‏خواهد کرد. کريس دي برگ که قبلا يک بار براي مجاهدين خلق کنسرت برگزار کرده و از آنها ‏حمايت کرده است، به تهران مي رود تا ببيند اين دولت که به قول مجاهدين خلق تا به حال دجال و ‏قاتل بود، تا چه حد ماماني و ناناز است. جالب است که يوسف اسلام به ايران نمي رود، ولي ‏کريس دي برگ مي رود. البته در هر حال رفتنش بهتر از نرفتن است. کلي آدم هم حال مي کنند، ‏جواد يا غير جواد.‏

مولانا مرتد و گمراه مي شود
آقا! براي چي مزاحم ترک ها و عرب ها مي شويد؟ اگر قرار است خيام بشود عرق خور، حافظ ‏بشود خانم باز، سعدي بشود کودک نواز، فردوسي بشود عامل رژيم سلطان محمود غزنوي، ‏باباطاهر عريان هم متهم به استريپ تيز شود، نظامي گنجوي هم متهم شود که با پلي بوي همکاري ‏مي کرده، بيخودي چه اصراري مي کنيم که اينها ايراني اند؟ اين بيچاره ها اگر زنده بودند که همه ‏شان الآن در بازداشت يا در تبعيد بودند. غرض اين که در اجلاس بزرگداشت مولوي در خراسان ‏گفته شد گه شمس و مولانا و حلاج و جنيد بغدادي و ساير عرفا همه دچار گمراهي بودند. حالا ‏يکي برود و جمعش کند.‏

ادامه نظرسنجي
بيش از 500 اي ميل تا الآن برايم رسيده و دوستان عزيز نظرات شان را درباره مطالب ‏روزآنلاين داده اند، اگر اين کار را يک روز ديگر ادامه دهيد و نظرتان را درباره مطلب ديروز ‏من که در حقيقت نظرسنجي درباره اين صفحه طنز است بفرستيد ممنونم.‏
منتظر نظراتتان به آدرس زير هستم، ضمنا مطالب ارسالي را در دوم دام منتشر مي کنم. به دوم ‏دام دات کام هم سر بزنيد‎.‎
ebrahim.nabavi@gmail.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 7:9  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

دوشنبه 26 آذر 1386

به من بگوئید چه کنم؟

اول این که امروز قصد طنز نوشتن ندارم، لطفا اگر در جایی احساس کردید که دارم طنز می نویسم یا فکر کردید دارم شوخی می کنم به بزرگی خودتان مرا ببخشید و حالا هم که رئیس جمهور در حال سفر کشور، صدای انقلاب یا اعتراض یا چیزهای دیگر مردم را شنیده و برای اولین بار در تاریخ دو سال و چند ماهه خودش متوجه شده که ممکن است دولت هم اشتباهی بکند، ما هم فرض می کنیم که احمدی نژاد وقتی از حج برگشت پسر خوبی می شود و سعی می کند که یواش یواش کارهای کشور را تحویل کسانی بدهد که توانایی انجام آن را دارند. اما امروز قصد دارم از خوانندگان خوب این نوشته ها چند سووال خصوصی بکنم و انتظار دارم که بطور خصوصی یا عمومی یا هر جور دوست دارند جواب مرا بدهند.

اول: اینکه به نظر من در سه ماه آینده ما دو جریان مشخص و روشن می شود، اول اینکه ما وارد انتخابات مجلس هشتم می شویم. موضوع انتخابات از نظر من حیاتی است. فکر می کنم آمریکای جنایتکار، این را گفتم که معلوم شود که با موضوع آشنا هستم، با این موضوع مواجه بود که آیا باید فشار بر ایران را برای تعیین تکلیف بر دولت موجود، قبل از انتخابات انجام بدهد، یا این که منتظر بماند تا ببیند مردم ایران واقعا چه برخوردی با آینده و سرنوشت کشور می کنند. به همین دلیل به قول بوش « توپ در زمین ایران است.» حالا با کاهش خطر حمله آمریکا به ایران، هم احمدی نژاد و دوستانش نمی توانند زیر پوشش احتمال جنگ و یا جنگ، ضعف های شان را پنهان کنند، و هم این که دولت هم به عنوان یک رقیب سیاسی با اصولگرایان و اصلاح طلبان و کارگزاران و حزب اعتماد ملی و بقیه جناح های موجود و معدوم، برای کسب وجهه وارد بازی تبلیغاتی شده است. دولت تعدادی وزیر را حذف کرده و خواهد کرد تا تقصیر مشکلات را به گردن رفتگان بیندازد. از طرفی در مورد مساله بدحجابی و طرح امنیت احلاقی و بحران در فوتبال کشور، که هر دو پروژه ناشی از رفتارهای احمدی نژادی در نیروی انتظامی و فدراسیون فوتبال بود، کاملا عقب نشینی کرده و دارد بتدریج وجهه وجیه المله ای برای خودش درست می کند. در این شرایط باید با هوشمندی با انتخابات برخورد کرد. من تصمیم دارم که محور کارم را تا روز انجام رای گیری یعتی 24 اسفند، یعنی 88 روز دیگر، بر موضوع انتخابات بگذارم. طبیعتا موضع من مشارکت در انتخابات و کمک به همه جریانهایی است که به عنوان مخالف و منتقد دولت، در رقابت با دولت در انتخابات شرکت می کنند. و بدیهی است که اگر به این نتیجه برسم که شرکت یا عدم شرکت در انتخابات علی السویه است، در انتخابات شرکت نمی کنم، اما اگر بدانم که احتمال بدست آوردن یک اقلیت خوب و یا یک اکثریت نسبتا خوب یا یک اکثریت خیلی خوب است، طبیعتا هم در انتخابات شرکت می کنم و هم با کسانی که از حالا شمشیرها را از رو بسته اند و تحریم را شروع کرده اند، درگیر می شوم.

دوم: شرایط کنونی کشور چنان پیچیده و فشرده است که حجم سنگین و فراوان حوادث و اتفاقات باعث می شود، سوژه های طنز روزانه که من انتخاب می کنم، از صبح که سراغ شان می روم تا شب صدبار تغییر کند، مثلا تا همین دو روز قبل موضوع چکمه و تبرج که اگر در هر کشوری پیش آمده بود تا شش ماه موضوع زندگی روزنامه ها و طبعا طتزنویسان بود، الآن تبدیل به موضوعی تاریخی و حتی باستانی شده است. براحتی می شود 1500 نوشته اینترنتی و روزنامه ای در مورد چکمه و تبرج پیدا کرد، یعنی به اندازه ده کتاب سیصد صفحه ای در این مورد مطلب نوشته شده است. به همین دلیل است که زمان برای نوشتن طنز روزانه که کار من است، موضوع مهمی است، به قول دوستی به نام آقای خوشحال، آیا من باید موضوعات روز را بصورت طنز خبری انتخاب کنم یا سعی کنم با انتخاب تک سوژه هایی مربوط به مسائل روز و تبدیل آنها به داستان و نمایش و مصاحبه، اثری نسبتا ماندگارتر تولید کنم. سووال مشخصی که خواهشمندم پاسخ آن را برای من بفرستید این است که دوست دارید نوشته های طنز روز را به صورت مرور طنزآمیز خبرهای روزانه بنویسم، یا ترجیح می دهید طنزها یک سوژه واحد داشته باشد و قالب داستان یا نمایش یا شعر یا موارد مشابه را داشته باشد. لطفا کسانی که به نوشته های طنز روز علاقه دارند برایم بنویسند که کدام قالب را ترجیح می دهند، مرور طنزآمیز خبر، یا نوشته هایی که بیشتر با خبر فاصله دارد.

سوم: در این روزها من کلی حرف دارم که فکر می کنم باید در قالبی جدی بگویم، بعضی دوستان از جدی نوشتن من خوششان نمی آید، طبیعی است که این موضوع برای من اهمیت دارد، چون دوست دارم شیوه مطلوب مخاطب را در نظر بگیرم. برای من بنویسید که آیا
1) طنز و جدی را قاطی همدیگر در همین صفحه بنویسم.
2) این صفحه را با نوشته های جدی و احساساتی یا فرمایشات ملوکانه یا دستورات خشمگینانه خودم آلوده نکنم و فقط طنز بنویسم و مطالب جدی را در جایی دیگر بنویسم، مثلا در وبلاگ یا در سایتی دیگر یا در روزآنلاین بصورت مطلبی جداگانه ؟
3) چطور است هفته ای مثلا یک بار در همین صفحه جدی بنویسم؟
4) اصلا نوشته های جدی من مزخرف است و هیچ نتیجه ای ندارد؟
لطفا در این مورد هم به من نظرتان را بنویسید و وقتی نوشتید آن را ای میل کنید.

چهارم: طبیعی است که از یک سو فکر می کنم که نوشته های من با فضای داخل کشور فاصله گرفته و به درد خواننده ایرانی نمی خورد، گاهی اوقات از تفاوت طنزهای خودم با طنزهای بچه های داخل کشور، این موضوع را می فهمم، اما وقتی یادم می افتد که وقتی در ایران بودیم هم همین تفاوت ها کمابیش وجود داشت، به نظرم می آید که هنوز خیلی هم از فضای ایران دور نشدم. گاهی اوقات بعضی دوستان به من می گویند که اصلا با مسائل داخل کشور فاصله نگرفتم، بعد وقتی با آنها حرف می زنم متوجه می شوم خودشان در خارج از کشور زندگی می کنند، به همین دلیل از دوستانی که در داخل زندگی می کنند، طنزهای دیگران را در داخل می خوانند، نوشته های مرا هم می خوانند، لطفا به من بگویند که:
1) آیا نوشته های من برای عمه خودم خوب است یا برای عمه کسانی که در داخل زندگی می کنند هم خوب است؟
2) وقتی نوشته های مرا می خوانید معلوم است که من چهار سال است در ایران زندگی نمی کنم، یا به نظر می رسد که فقط سه سال و نیم است در ایران زندگی نمی کنم یا فکر می کنید هست سال است در ایران زندگی نمی کنم؟
3) در هر حال فکر می کنید به کارطنز ادامه دهم یا بعد از انتخابات سراغ یک کار آبرومندانه دیگری مثل جاسوسی یا آشپزی بروم؟

پنجم: قصد من این است که حداکثر تا پنجاه سالگی یعنی آبان سال آینده کار ژورنالیستی بکنم و پس از آن به ادبیات خواهم پرداخت. طبعا تا آن روزها تمام تلاش خودم را برای خوب تمام کردن کارنامه روزانه نویسی خودم خواهم کرد. البته طبیعی است که فردا صبح از خواب بیدار نشوم و هرگز به پنجاه سالگی هم نرسم، اما اگر زنده ماندم قصدم چنین است.

این نوشته را بخوانید و خواهش می کنم به سووالات من پاسخ دهید، پاسخ ها را لطفا به آدرس ای میل شخصی من بفرستید. ضمنا این نوشته را در سایت خودم خواهم گذاشت و از شما می خواهم نظراتتان را در آنجا بنویسید.
ebrahim.nabavi@gmail.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 7:51  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

مردی که خالی شد

سید ابراهیم نبوی  - یکشنبه 25 آذر 1386 [2007.12.16]

من فکر می کنم رئیس جمهور، در حال خالی شدن است. مثل یک بالن یا کره قرمز خیلی بزرگ ‏که در عرض دو هفته باد شد و بالا رفت، بالا رفت، بالا رفت و خیلی بالا رفت، تا رسید به کلمبیا، ‏بعد یواش یواش آمد پائین، آمد پائین، آنقدر آمد پائین تا رسید به سطح زمین، در میان سکوت ‏بتدریج بادش خالی شد، فشرده شد، کوچک شد و کوچک شد و .....کوچک می شود، جمع می ‏شود، چین می خورد، بعد پهن می شود روی زمین، بعد عده ای در حالی که به دوربین هایی که ‏در سکوت مطلق از صحنه فیلم می گیرند، نگاه می کنند و مواظب هستند که کت و شلوار ‏خاکستری شان مرتب باشد، این حجم افتاده بر زمین را جمع می کنند، تا می کنند، می گذارند توی ‏یک جعبه و درش را می بندند و می روند. در هنگامی که دارند جعبه را سوار ماشین می کنند، ‏یکی از خبرنگاران صدایش را صاف می کند و می پرسد: ببخشید، رئیس جمهور کجا رفتند؟ بعد ‏طرف نگاهی به دوربین می کند و می گوید: من اطلاع ندارم، همین جا تشریف داشته باشین، الآن ‏می آن توضیح می دن خدمت تون. همین جا باشین، الآن می آن..... این تصویری را که می گویم ‏ندیدید؟ فکر می کنم همین روزها آن را پخش می کنند.....‏

به رسم ادب از که آموختی؟
احمدی نژاد سه روز قبل گفت که یک روز دیگر در مورد علت گرانی ها توضیح خواهد داد. باز ‏هم همان مشکل قبلی را داشت، فکر می کرد مشکل مردم این است که نمی دانند علت گرانی ‏چیست، یا علت آن را از زبان او نشنیده اند. نمی داند که مردم مشکل دارند چون گرانی هست و ‏وجود دارد. قرار است امشب احمدی نژاد قبل از رفتن به سفر حج درباره مسائل اقتصادی و علت ‏افزایش قیمت ها بطور مفصل صحبت کند و برنامه های دولت را تشریح کند. فردارئیس جمهور ‏برای چهارمین بار در دو سال گذشته به حج می رود. حزب الله از سفر احمدی نژاد به حج انتقاد ‏کرده است و گفته است که « با توجه به این که این چهارمین سفر احمدی نژاد به حج است و با ‏توجه به اینکه او قبلا به حج تمتع رفته است، سفر او با مصوبات خود دولت ناسازگار است.» اما ‏احمدی نژاد پاسخی داده است که غیرمنتظره است. او گفته است: « اگر عربستان از ما برای حج ‏تمتع دعوت کند، رسم ادب است که این دعوت را اجابت کنیم.» او که قبلا نشان داده است که ‏همیشه شرط ادب را در مورد همه کشورهای دوست از جمله عربستان رعایت کرده است، برای ‏حج تمتع به این کشور می رود. شاید بپرسید چرا جوری از احمدی نژاد حرف می زنی انگار که ‏در زمان ماضی بعید همه این اتفاقات افتاده است. اتفاقا خودم هم از حال خودم تعجب می کنم، اما ‏احساس می کنم انگار طرف رفتنی است، هیچ دلیلی هم برای این حرف ندارم. اما سئوالی مهم ‏است این همه اصرار کشورهای دنیا به عمل متقابل. به این که هر دیدی را بازدیدی هست، چه ‏شد. چهار رفتن به جائی بدون آن که کسی از آن ها محل بگذارد، آیا شرط عزت است. جواب این ‏است که بابا چی میگی. امارات که می ترسد ایران ها فوت کنند و باد ببردشان تا به حال دو بار ‏بی دعوت و بی زحمت شاهد رییس جمهور کشور بزرگ ایران بوده و هیچ هم قصد ندارد بازدید ‏بدهد، دیگر مصر و سعودی که جای خود دارند. این حرف ها برای چاوز و احمدی نژاد قدیمی ‏شده است. ‏

هیچ خدمتی به کشور نکرد
دیروز مرعشی گفت: « احمدی نژاد هیچ خدمتی به کشور نکرده است.» عسگراولادی هم گفت: ‏‏«احمدی نژاد تافته جدا بافته نیست.» رمضان زاده، سخنگوی دولت سابق گفت: « بیش از خطر ‏خارجی، دولت بی کفایت کشور را تهدید می کند.» مرتضی نبوی از مشکلات اقتصادی کشور ‏شدیدا انتقاد کرد. محسن هاشمی، مدیر عامل شرکت مترو گفت: « چهل درصد پروژه های مترو ‏به دلیل کمبود سیمان دولتی تعطیل شد، مجاز به تامین سیمان از بازار آزاد نیستیم.» وزیر کار هم ‏در کمال اطمینان و سادگی گفت که « نرخ بیکاری به بیش از 11.2 درصد افزایش یافته است. ‏محسن رضایی هم گفت: « با دروغ گفتن و تهمت نمی توان با جاسوسی مبارزه کرد.» مهدی شهید ‏کلهر، مشاور هنری رئیس جمهور استعفا داد، اما رئیس جمهور مخالفت کرد. مشاور رئیس ‏جمهور گفت و سخنگوی دولت تکرار کرد که: « دولت با برخوردهای نیروهای انتظامی در قالب ‏طرح مبارزه با بدپوششی مخالف است و اینگونه برخوردها باید اصلاح شود.» از طرفی معلوم ‏است که شاهرودی رئیس قوه قضائیه هم با این برخوردها مخالف است. نیروی انتظامی هم قطعی ‏است که زیر نظر مجلس کار نمی کند، پس باید یک مشکلی وجود داشته باشد.‏

نیمه پر لیوان

فکر می کنم اگر خیلی بدبین نباشیم و فقط به عیب های احمدی نژاد فکر نکنیم، می توانیم دهها ‏هنرش را هم بگوئیم. زیاد حاشیه نمی روم و نیمه پر لیوان رئیس جمهور را نشان تان می دهم.‏

‏1) رئیس جمهورمان با حداقل 100 و حداکثر 150 رهبر و رئیس جمهور جهان ملاقات کرده و ‏حداقل یک عکس با آنها گرفته است.‏
‏2) رئیس جمهورمان به چهار قاره سفر کرده و دنیا را دیده است و اینقدر ایران را دوست دارد که ‏با وجود اینکه در خیلی از این کشورها از او استقبال هم کردند، ولی باز هم دوباره به آغوش وطن ‏بازگشته تا بتواند دوباره به سفر برود.‏
‏3) رئیس جمهور در این مدت تمام زیارتگاههای اسلامی را زیارت کرده و با دل سیر خدا را در ‏این زیارتگاهها عبادت کرده است.‏
‏4) رئیس جمهورمان دعای فرج امام زمان را در سازمان ملل و خیلی جاهای دیگر خوانده است و ‏مردم جهان را با دعای فرج امام زمان آشنا کرده است.‏
‏5) رئیس جمهور موفق شده است کلیه راههای ممکن برای سیاست خارجی را حداقل برای یک ‏هفته هم شده امتحان کند، سیاست نزدیکی به روسیه و چین به جای اروپا، سیاست مذاکره مستقیم با ‏آمریکا به جای مذاکره غیر مستقیم با اروپا، سیاست نزدیک شدن به دنیای اسلام به جای روسیه و ‏چین، سیاست ارتباط با مصر به جای دشمنی با آن، سیاست دشمنی با مصر به جای نزدیک شدن ‏به آن، سیاست دوستی از راه دور با آمریکای لاتین به جای سیاست دوستی با همسایگان، سیاست ‏نزدیکی به ارمنستان به مدت 18 ساعت و ایجاد دشمنی بخاطر همین 18 ساعت با آذربایجان و ‏ترکیه به مدت سه سال، سیاست برادری با چپ ها و قهر با راست ها، سیاست نزدیکی به اروپای ‏جنوبی به جای اروپای مرکزی به مدت سه روز و غیب شدن تئوریسین این نظریه پس از سه ‏روز.... در حقیقت، به جای اینکه مرکز تحقیقات وزارت خارجه این تئوری ها را یکی یکی مورد ‏بررسی قرار دهد و بهترین راه را انتخاب کند، ما موفق شدیم هر کدام از این سیاست ها را حداقل ‏یک ماه تجربه کنیم... البته ممکن است هنوز سیاست درست را انتخاب نکرده باشیم، ولی حداقل از ‏این پس می دانیم که هرکدام از این راهها چه فایده ای دارد و اگر قرار شد خدای ناکرده کسی ‏روی کار بیاید که بخواهد کشور را نجات دهد، تجربه خوبی داریم.‏
‏6) رئیس جمهور موفق شده است که در مدتی کمتر از سه سال همه کارهای بزرگی را که به ‏نظرش رسیده در سطح جهانی تجربه کند، مثلا نابودی اسرائیل، اتمی کردن ایران، تبدیل ایران به ‏مهم ترین سوژه خبری جهان، تبدیل جنگ اسرائیل و فلسطین به جنگ حماس و فتح، تبدیل جنگ ‏اسلام و امپریالیسم در خاورمیانه به جنگ شیعه و سنی، حل اختلاف میان اروپا و آمریکا و متحد ‏کردن آنان علیه ایران، حل همه اختلافات تاریخی میان دولت های اسلامی و کشاندن اختلاف به ‏ملت های مسلمان.‏
‏7) رئیس جمهور موفق شده است در داخل نیز هر هفته یک راه حل جدید کشف کند، افزایش ‏جمعیت به صد میلیون نفربه مدت دو هفته، وام ازدواج به صدها هزار نفر به مدت سه ماه، ‏پرداخت کمک مالی مستقیم به 95 میلیون نفر از جمعیت 75 میلیونی که برای او نامه نوشتند به ‏مدت دو ماه و نیم، وام اشتغال به سه میلیون نفر که باعث افزایش بیکاری در شش میلیون نفر شد، ‏رساندن قیمت نفت به 90 دلار و گوجه فرنگی به 3000 تومان در آن واحد، هزینه کردن 180 ‏میلیارد دلار بدون اینکه مشکلی برای کسی بوجود بیاید، حمایت از طرح امنیت اجتماعی و ‏ممنوعیت شلوار بلند و کوتاه و تنگ و گشاد و روسری رنگی و انواع گل سر، مبارزه طاقت فرسا ‏با قلیان و چای و جایگزینی آبلیمو به جای نوشابه و خرما به جای قند، مبارزه با مفسدین اقتصادی ‏به مدت بیست روز و افشای اسامی آنان در روزهای آینده، تبدیل خیابانهای کشور به محل بزن ‏بزن و اعدام برای عموم مردم، تشویق دانشمندان جوان برای اختراعات بزرگ و ایجاد این تصور ‏که برای هیچ کار علمی مهمی لازم نیست که آدم سواد لازم را داشته باشد.‏
‏8) رئیس جمهور از قالب خشک روسای جمهور معمول درآمده و با لباس فوتبال، جودو، لباس ‏کار شهرداری، لباس ترکمنی، لباس لری، لباس قشقایی، لباس بلوچی و با انواع عینک و جوراب ‏سفید در ملاء عام ظاهر و اسباب تفریح مردم شد. ‏
‏9) رئیس جمهور پا از تهران بیرون گذاشت و تمام کشور را گشت و به مردم نشان داد که رئیس ‏جمهور یک آدم معمولی است، حتی خیلی معمولی تر از آن که آنان فکر می کنند و باعث شد آنها ‏به این نتیجه برسند که دیگر دوست ندارند کسی را انتخاب کنند که مثل خودشان باشند.‏
‏10) رئیس جمهوراین تابوی بزرگ را شکست که مردم فکر می کردند یک رئیس جمهور نمی ‏تواند دروغ بگوید، یا نمی تواند حرفی را که جلوی دوربین زده عوض کند، یا چیزی را که همه ‏دیده اند جوری بگوید که انگار هیچ کس ندیده است و از این طریق اثبات کرد که جامعه ایران ‏آنقدر ثبات دارد که اگر رئیس جمهور یک سال هم برود سفر و برنگردد هیچ اتفاقی نمی افتد و چه ‏بسا که مشکلات کمتری هم رخ بدهد.‏
‏11) رئیس جمهور موفق شد شرکای سیاسی اش مثل چمران و زریبافان را به سکوت مطلق، ‏کسانی که در سکوت مطلق بودند مثل مرتضی نبوی و عسگراولادی را به منتقد جدی، منتقدان ‏جدی مانند اعلمی و افروغ را به مخالف، مخالفان خودش مانند روحانی و هاشمی را به دشمن، ‏دشمنان مسلمانی مثل دانشجویان را به مارکسیست های دوآتشه، مارکسیست های دو آتشه را به ‏طرفداران حمله نظامی تبدیل کند. ‏
واقعا دلمان تنگ می شود.‏

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 22:30  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

محو کنیم یا حل کنیم؟

سید ابراهیم نبوی  - پنجشنبه 22 آذر 1386 [2007.12.13]


از هفته آینده احتمالا بخشی از مشکلات ایران و آمریکا کاهش یافته، میزان تورم کنترل شده، ‏قیمت مسکن 20 درصد نازل می شود و به دلیل کاهش سریع قیمت نفت تا سطح 60 دلار احتمالا ‏قیمت کلیه کالاهای وارداتی کم می شود. پیش بینی می شود استعفاها در دولت متوقف گشته و ‏احتمالا به مدت دو هفته از آلودگی هوای تهران، میزان تصادفات، دستگیری زنان و دانشجویان ‏کاسته می شود..... خلاصه کنم، قرار است هفته آینده احمدی نژاد خوشبختانه برای یکی دو هفته ‏به سفر حج برود، برای وی سفری زودهنگام و بازگشتی دیرهنگام آرزو می کنیم.‏

طرز تهیه نعلین از چکمه
با توجه به حرمت چکمه برای بانوان به دلیل سیاست های تبرج گرایانه زنان ایرانی و وجود تعداد ‏زیادی چکمه در کشور، روش تبدیل تبرج به تبرک چکمه ها از طریق تبدیل چکمه به نعلین یا ‏دمپایی به شرح زیر پیشنهاد می شود.‏
اول: بخش بالایی چکمه که اضافه است و باعث تبرج بیشتر می شود، قطع می کنیم. در صورتی ‏که مشکل حل نشد، ساق پای مذکور را به طرق مختلف و شرعی حذف می کنیم. ‏
دوم: یکی دیگر از عوامل تبرج، بخش زیرین پاشنه چکمه مذکور است، اگر چکمه پاشنه نازک ‏باشد ابتدا آن را کلفت نموده و سپس آن را قطع می نمائیم تا شخص متبرج به حد سایر خواهران و ‏مسوولان ذیربط رسیده و از طول بیش از حد برخوردار نشود.‏
سوم: با توجه به اینکه نوک چکمه یکی از عناصر تحریک کننده است و معمولا توی چشم ‏برادران تحریک شونده رفته و آنها را مساله دار می کند، نوک آنرا از طرق ممکن قطع نموده و ‏حتی الامکان از آن رفع تبرج می نمائیم.‏
چهارم: با توجه به اینکه یکی از مهم ترین عوامل تحریک برادران پشت پاشنه پا می باشد و چکمه ‏نقش بسزایی در تبرج پاشنه بانوان داشته و باعث تحریک می گردد، پشت پاشنه مذکور را ابتدا ‏خوابانده و سپس ترتیبش را می دهیم، یا ابتدا ترتیبش را می دهیم تا بعدا خودش بخوابد، و آنگاه ‏برجستگی پاشنه را می بریم.‏
پنجم: حالا یک نعلین مناسب از چکمه سابق ایجاد شده است. این نعلین را سه بار غسل داده و ‏تبرج آن را از بین برده و آن را متبرک می کنیم، اما چون جلو و پشت آن باز است، برای استعمال ‏خواهران مناسب نیست، به همین دلیل آن را به یکی از برادران می دهیم و یک کفش بدون پاشنه ‏و بدون نوک و حتی الامکان بدون پا، برای خواهر متبرج سابق می خریم و پس از اخذ چکمه و ‏تعهد وی را آزاد می کنیم.‏

دوربین، برو گمشو!
این چی شده بود یک دفعه؟ به نظرم خاتمی دارد به روزهای 1376 برمی گردد، به مصباح گفت، ‏بیخود می گویند، به شورای نگهبان گفت، غلط می کنند، از موسویان و ناصری دفاع کرد و یک ‏دفعه زد به کانال ام تی بی( ممد تودل برو). البته همزمان هاشمی و روحانی هم دولت را زیر ‏حمله گرفتند. ظاهرا گاف برخوردهای اشتباه احمدی نژاد در قبال گزارش اطلاعاتی آمریکا و ‏اجلاس دوحه از یک طرف و استقبال سرد مردم ایلام از هیات همراه احمدی نژاد، باعث شد که ‏طرف برود زیر ضرب. ولی یکی از مهم ترین برخوردهای صورت گرفته در دانشگاه جلوگیری ‏از ورود دوربین صدا و سیما به محل سخنرانی خاتمی بود. اصولا نبودن دوربین صدا و سیما در ‏مراسم سخنرانی فواید بسیاری دارد که برخی از آنها را مورد اشاره قرار می دهیم.‏
اول: نبودن دوربین صدا و سیما باعث انعکاس دقیق واقعیت در افکار عمومی شده و از انتشار ‏دروغ جلوگیری می کند.‏
دوم: صدا و سیما به جای انتشار دروغ یک واقعیت، یک دروغ کامل، مثلا سخنرانی احمدی نژاد ‏را پخش می کند که مردم هم بفهمند که موضوع چیست و بیخودی گیج نشوند.‏
سوم: در راستای سیاست های صرفه جویی دولت، حذف دوربین و در نتیجه حذف فیلمبردار و ‏وقت مونتاژ و هزینه های دیگر باعث می شود میزان اتلاف هزینه سالانه دولت از 90 میلیارد ‏دلار در سال به میزان هزار دلار در هر سال کاهش پیدا کند.‏
چهارم: حذف دوربین صدا و سیما از سالن دانشگاه باعث کاهش عوارض روحی و روانی ناشی ‏از دیدن آن، کاهش مصرف داروی آرام بخش پس از دیدن آن و در نتیجه افزایش بهداشت روانی ‏جامعه می گردد.‏

محو کنیم یا حل کنیم؟
با توجه به اینکه سیاست قبلی رئیس جمهور مبنی بر محو اسرائیل از روی نقشه کره زمین، از ‏دیروز به سیاست « حل مشکل اسرائیل از موضع جمهوری اسلامی» تعدیل شده است و احمدی ‏نژاد گفته است: « موضع جمهوری اسلامی نسبت به اسرائیل حل شدنی است.» ناظران آگاه ‏پیشنهاد کردند که اول سعی می کنیم کشور مورد نظر را از روی نقشه محو کنیم، بعد اگر دیدیم ‏داریم خودمان محو می شویم، موضوع را حل می کنیم. در صورتی که حل کردن قضیه بسرعت ‏صورت گرفت که هیچ، در غیر این صورت سعی می کنیم چیزهایی را که قبلا گفتیم از حافظه ‏دیگران محو کنیم. اگر آنچه گفتیم از حافظه دیگران محو شد که چه بهتر، در غیر این صورت با ‏اعلام این که نه سفره ای بود و نه نفتی و نه نقشه ای و نه اسرائیلی در کار بود، موضوع را حل ‏می کنیم. ‏

خودروی اسلامی ایجاد باید گردد
شوخی شوخی خودروی اسلامی دارد به موضوعی جدی تبدیل می شود. یکی از دست اندرکاران ‏ایرانی تولید خودروی مشترک ایرانی مالزیایی که به عنوان خودروی اسلامی در دستور کار ‏سازمان کنفرانس اسلامی قرار گرفته است، اعلام کرد که این پروژه بزودی به نتیجه می رسد. ‏موارد زیر به خودروی مذکور قابل افزودن است:‏
اول: در صورتی که خودرو برای ایران طراحی شود، نیاز به دنده عقب و ترمز ندارد، حتی ‏الامکان نیازی به فرمان هم ندارد.‏
دوم: خودروی مذکور به دو صورت تولید می شود، یا بصورت عادی یا بصورت هوشمند، موارد ‏خودروی هوشمند اسلامی احتمالا پس از مدتی فرار کرده و از مرزهای کشور بیرون می روند.‏
سوم: خودروی مذکور نیازی به بنزین و گاز ندارد و صلواتی کار می کند. ‏
چهارم: خودروی مذکور دارای محل ویژه تعبیه بمب بوده و ساعت آن نیز بطور خودکار قابل ‏استفاده برای انفجار است، فقط باید ساعت را تنظیم کرد و پس از پارک از آن خارج شد. در ‏موارد انفجار، خودرو بصورتی تنظیم شده است که خود بخود همه آثار انگشت پس از تنظیم ‏ساعت از بین می رود.‏
پنجم: برف پاک کن خودروی مذکور به دو حالت مختلف برای کشورهای شیعه نشین و اهل سنت ‏قابل تنظیم است، برف پاک کن ویژه کشورهای شیعه نشین در ماه محرم قابلیت سینه زنی همراه ‏با پخش نوحه به شعاع یک کیلومتر دارد.‏
ششم: زنجیر چرخ ویژه کشورهای شیعه بطوری طراحی شده که قابلیت استفاده دوگانه برای چرخ ‏اتومبیل و زنجیر زنی را دارد. ‏
صندلی های اتومبیل برای افراد خانواده طراحی شده و در صورت اصابت باسن افراد نامحرم به ‏صندلی آژیر آن بصدا در می آید و تا زمان سررسیدن قاضی دادگاه ساکت نمی شود. ‏
با توجه به اینکه خودروی مذکور در حال طراحی و توسعه می باشد، در آینده موارد جدیدی به آن ‏اضافه می شود.‏

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 6:53  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

بزودی، بزودی، بزودی، بزودی

سید ابراهیم نبوی- چهارشنبه 21 آذر 1386 [2007.12.12]


یکی از تفاوت های دولت نهم با دولت هفتم این است که در دولت هفتم وقتی کسی حکم اعدام می ‏گرفت، این حکم دو سال بعد اجرا می شد، اما وقتی دولت با مشکل اقتصادی مواجه می شد، این ‏مشکل دو ماه بعد حل می شد، در دولت نهم وقتی کسی حکم اعدام می گیرد، این حکم سه روز بعد ‏اجرا می شود، اما وقتی یک مشکل اقتصادی ایجاد می شود، آن مشکل سه سال بعد احتمالا ممکن ‏است حل بشود. رئيس جمهور در مصاحبه امروز خود راه حل مشکلات اقتصادی کشور را نشان ‏داد و گفت: « به زودي درباره برنامه هاي اقتصادي دولت و علت برخي افزايش قيمت‎ ‎ها با مردم ‏صحبت خواهم كرد‎.‎‏ » وی مشکل افزايش نرخ‎ ‎تورم به ويژه در بخش مسكن و نيز ميوه را حل ‏کرد و افزود: « در صحبت مفصلي كه با مردم خواهم كرد‎ ‎برنامه هاي دولت را براي كاهش تورم ‏تشريح مي كنم.»

حاج محمود نورانی تر می شود
از امروز اسمش را می گذاریم حاج محمود نورانی، طرف قرار است به حج برود. امروز رئیس ‏جمهور یک تنه با صد خبرنگار خارجی و داخلی مصاحبه کرد و در تمام روز خوشحال بود. حاج ‏محمود نورانی در مورد مسائل جهان اظهار نظر کرد و تقریبا کل مسائل جهان و منطقه را حل ‏کرد. وی در مورد حل مشکل انگلیس گفت: « با انگلستان خیلی مشکل نداریم بلکه یک مشکل ‏جزئی وجود دارد و‎ ‎آن هم پیروی این کشور از سیاست های طرف ثالث است.» حاج محمود در ‏مورد اسرائیل گفت: « معضل شصت ساله اسرائيل‎ ‎قابل حل است، ما براي رفع اين معضل راه ‏حلي پيشنهاد كرده ايم و راه حل‎ ‎هاي ديگري هم داريم كه مي تواند به شيوه دموكراتيك به اين ‏معضل انساني پايان دهد‎ ‎‏.» وی مشکل مصر را هم حل کرد و گفت: « رابطه دو کشور ایران و ‏مصر را به نفع دو ملت می دانم.» رئیس جمهور با خوشحالی تمام در مورد سفرش به ترکیه گفت: ‏‏« هنوز دقیقا معلوم نیست، ولی حتما می روم.» حاج محمود نورانی که از حالا برای سفر حج ‏دمپایی ابری و لباس احرامش را خریده است، اعلام کرد: « پادشاه عربستان از من می خواست ‏دعوت کند، ولی خجالت کشید، فردا به او زنگ می زنم تا مجبور شود دعوتم کند.» وی اضافه ‏کرد: « در اين زمينه هنوز برنامه سفري تنظيم نشده است اما پادشاه عربستان در قطر به‎ ‎من گفت ‏اگر شما را براي حج دعوت كنيم مي آييد ، من هم گفتم اگر شما دعوت كنيد حتما‎ ‎خواهم آمد، ولی ‏هرچه منتظر ماندم بقیه جمله اش را تمام کند، چیزی نگفت‎.‎‏» رئیس جمهور مشکل کشورهای ‏حاشیه خلیج فارس را هم حل کرد و گفت: « در اجلاس دوحه طرح بیانیه از‎ ‎جانب شورا کار ‏خوب و مثبتی بود‎ ‎‏...‏‎.‎‏ باید از آنانی که بدبین هستند، پرسید که چرا بدبین‎ ‎هستند‎.‎‏» وی توضیح داد، ‏آنها خودشان از من دعوت کرده بودند، اما یادشان رفته بود خبر بدهند، به همین دلیل من خودم ‏رفتم که آنها را سورپریز کرده باشم.» رئیس جمهور به پیشنهاد پوتین اشاره ای کرد و برای ‏توضیح دقیق گفت: « درباره پیشنهاد پوتین توضیحی نمی دهم.» حاج محمود نورانی به حل مشکل ‏آمریکا اشاره کرد و چون حل هر مشکلی را با یک سفر ممکن می دانست، گفت: « پیام های ‏بسیاری از‎ ‎مسئولان آمریکایی در خصوص مسافرت به کشورمان می رسد و ما در حال بررسی ‏آنها‎ ‎هستیم‎.‎‏» رئیس جمهور برای حل مشکل آمریکا گفت: « با یکی دو گام مثبت آمریکا راه برای ‏تعامل باز می شود.» کاخ سفید هم بلافاصله خواستار اولین گام ایران برای بهبود روابط ایران و ‏واشنگتن شد. اما احمدی نژاد گفت: ما نمی خواهیم روابط ایران و واشنگتن بهبود یابد، ما می ‏خواهیم روابط ایران و نیویورک بهبود یابد، چون نیویورک بزرگ تر است. سخنگوی کاخ سفید ‏نیز اعلام کرد: « کاملا با احمدی نژاد موافقیم، ایران از تعلیق غنی سازی اورانیوم آغاز کند تا ما ‏هم قدم های بعدی را برداریم.» فعلا قرار است طرفین شش ماه هم درباره اینکه چه کسی اولین ‏گام را بردارد، دعوا کنند.

گرانی کالاها ارزان می شود
دولت احمدی نژاد اعلام کرد که طبق برنامه های دقیقی که خبرگزاری فرانسه پیش بینی کرده ‏است، مشکل گرانی کالاها با تلاش دولت نهم تا چهار سال دیگر توسط دولت دهم حل می شود. ‏خبرگزاری فرانسه پیش بینی کرده است که « پیروزی احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ‏آینده تقریبا غیرممکن به نظر می رسد.» در همین راستا، وزیر اقتصادی و دارائی پس از ساعتها ‏تفکر و اندیشه و محاسبه دقیق و رفتن به خیابان، در یک اظهارنظر شگفت انگیز اعلام کرد: « ‏باید اعتراف کرد که قیمت ها بالا رفته است.» همچنین یکی از نمایندگان دولت در مورد گرانی ‏کالاها گفت: « دولت عامل افزایش قیمت حبوبات و سیمان است.» اما ثمره هاشمی در اصفهان ‏علت مشکلات اقتصادی را کشف کرد و گفت: « مشکلات امروز مردم ریشه در اقتصاد پوسیده ‏سالهای گذشته دارد.» وی گفت: اگر بخواهیم با همین سرعت پیش برویم باید مدت ریاست ‏جمهوری احمدی نژاد به جای چهار سال، چهل سال شود تا بتوانیم مشکلات دولت های گذشته که ‏در زمان خودشان مشکل شان کمتر از ما بود، حل کنیم. در همین راستا دولت سفر آخر استانی ‏رئیس جمهور به ایلام را موفق ارزیابی کرد و در مورد آن زیاد حرف نزد. در این سفر، پس از ‏اینکه استاندار در حضور رئیس جمهور گفته بود که 97 درصد وعده های سفر پارسال به ایلام ‏عملی شده است، مردم شعار داده بودند « دروغه، دروغه» در همین راستا رئیس جمهور به مردم ‏گفت: کی خسته است؟ مردم گفتند: برو بینیم بابا حال نداری! بنا به گفته داریوش قنبری نماینده ‏مجلس، در سفر ایلام، مردم شهری که 50 هزار نفر جمعیت دارد، 26 هزار نامه به دولت تحویل ‏دادند و در یکی از سفرها به وزیر همراه رئیس جمهور حمله کردند.

ستاد عملیات فرهنگی!
وقتی آدم با بیل کتاب ورق بزند، همین می شود. دولت شبه نظامی نهم وقتی درباره فرهنگ هم ‏حرف می زند، آدم می ترسد. به نظر می رسد قرار است همه برای چاپ کتاب هجمه کنند و این ‏دفعه به یک بهانه جدید ترتیب اهل فرهنگ داده شود. حاج محمود نورانی، رئیس جمهور فرهنگی ‏عملیاتی کشور در مصاحبه مطبوعاتی عملیاتی خود اظهار داشت: « ستاد عملياتي ويژه اي در ‏زمينه فرهنگ ایجاد می شود و در‎ ‎عين حال گروهي هم مامور شده اند تا سازمان فرهنگي كشور ‏را تنظيم كنند و براي كتب‎ ‎درسي نيز برنامه هايي درجهت توجه ويژه به فرهنگ طراحي شده ‏است‎.‎‏.... در فرهنگ عمومي نيز‎ ‎شوراي فرهنگ عمومي به شدت در حال تلاش و فعاليت است و‎ ‎ستاد عملياتي فرهنگ نيز در اين بخش فعال شده است و بيش از اين فعال خواهد شد‎ ‎‏.» آگاهان به ‏کلیه عناصر و مزدوران فرهنگی هشدار داده و از آنان خواستند تا پیش از عملیاتی شدن اقدامات ‏فرهنگی دولت فرار کنند.

مدیر بی لیاقت، استعفا، استعفا!
یک خوبی استعفاهای دائمی دولت احمدی نژاد این است که یک مشت بی عرضه استعفا داده و از ‏دولت بیرون می روند، اما یک بدی این استعفاها هم این است که به جای بی عرضه های مستعفی ‏یک گروه بی عرضه تر سرکار می آیند و برادران بی عرضه مستعفی سر کار مهم تری می ‏روند. در همین راستا، سردار ذوالقدر که از معاونت وزارت کشور استعفا داده بود، به عنوان ‏معاون ستاد کل نیروهای مسلح در امور بسیج منصوب شد. البته شایعه رفتن وزیر علوم هم فعلا ‏همه جا مطرح است، اما این خطر وجود دارد که وزیر بی عرضه علوم را بردارند و به جایش ‏پسر احمدی نژاد بشود وزیر علوم و زاهدی هم بشود رئیس قوه قضائیه. لامروت ها! حتی نیم ‏ساعت فرصت نمی دهند آدم با یک خبر استعفا حال کند. حاج محمود نورانی گفت: « استعفاي ‏ديگري نداريم و سلسله استعفاها مطلقا وجود ندارد و‎ ‎دوستان ما مشغول انجام وظايف خودشان ‏هستند‎ ‎‏... چند تغيير در هر دولتي طبيعي است.»‏‎ ‎در همین راستا و برای اثبات اظهارات رئیس ‏جمهور معاون سیاسی استاندار هرمزگان استعفا داد. ‏

صل علی محمد، ناجی مردم آمد
راستش را بخواهید از دیروز دل تو دلم نبود. همه اش می ترسیدم سخنرانی خاتمی در دانشگاه به ‏هر نحو خوب انجام نشود. اما خبرها را که خواندم خیالم راحت شد. دانشجویان در هنگام ورود ‏رئیس جمهور سابق شعار می دادند « صل علی محمد، ناجی ملت آمد» خاتمی در این سخنرانی ‏در مورد رد صلاحیت ها گفت: « چه حق داریم به جای مردم تصمیم بگیریم و كسانی كه مورد ‏تأیید مردم هستند‎ ‎را از آن‌جا كه صلاحیت‌شان برای شش یا ‌١٢ نفر احراز نشده ردصلاحیت كنیم‎.‎‏ ‏‏» وی در پاسخ به جنتی مشت محکمی به دهان وی پرتاب کرده و گفت: « پس چه قدر باید به ‏مردم بی‌اعتنا باشیم كه بگوییم اكثریت اشتباه می‌كند و چهار‎ ‎نفر درست می‌گویند؛ اصل بر برائت ‏است و اصل بر برائت نشانه‌ی اعتماد به مردم است.» خاتمی در مورد اجرای طرح امنیت ‏اجتماعی که فعلا از فاق شلوار به چکمه رسیده است، اظهار داشت: « به نظر من برخی از ‏برخوردها، برخوردهای‎ ‎نامناسبی است كه اهانت به مردان و زنان جامعه‌ی اسلامی محسوب ‏می‌شود.» خاتمی خواستار آزاد شدن دانشجویان دستگیر شده شد و در پاسخ به یکی از سووالات ‏گفت: « امكانات من در‎ ‎این حد است كه فقط حرف بزنم. من به هیچ وجه برخی رفتارها را ‏نمی‌پسندم.» در پاسخ خاتمی یكی از حضار گفت « شما در آن هشت سال ثابت كردیدعلاقه‌ای به ‏این گونه‎ ‎رفتارها ندارید» این سخنان با عكس‌العمل برخی در جمع مواجه شد. خاتمی دانشجویان ‏را‎ ‎به سكوت دعوت كرد و گفت: « این دانشجو حرف خوبی زد. باز خدا رحم كرد كه توانست ‏حرفش‎ ‎را بزند. خیلی‌ها حتی تاب شنیدن حرف زدن را هم ندارند، پس در برابر‎ ‎عمل چه ‏می‌كنند؟» خاتمی که سخنرانی اش با استقبال گسترده دانشجویان مواجه شده بود، گفت: « معتقدم ‏در سیاست خارجی بدون آن كه یك ذره از منافع ملی عبور كنیم، حرمت ایران را‎ ‎بالا بردیم.» وی ‏در مورد وضعیت بین‌المللی‎ ‎كشور گفت: « به هر حال من معتقدم وضعیت ما خیلی خوب نیست؛ ‏اما این امر به این معنا‎ ‎نیست كه ما باید از ارزش‌هایمان دست برداریم. خواهران و برادران! ‏بسیاری از‎ ‎دستاوردهای هسته‌یی حاصل تلاش دولت قبل است. دولت فعلی هم البته تلاش‌هایی ‏می‌كند‎ ‎اما ما تلاش‌مان این بود كه به شورای امنیت نرویم نه این كه از حق‌مان بگذریم.» وی در ‏مورد موسویان گفت: « البته هر كسی در اظهارنظر آزاد است و من نمی‌خواهم‎ ‎وارد این مقوله ‏شوم؛ اما‎ ‎آقای موسویان یكی از دیپلمات‌های جدی‎ ‎و تلاشگر جامعه‌ی ماست و بسیار متاسفم كه ‏قبل از هر دادگاهی ایشان را محاكمه كردند.» یكی از دانشجویان درباره سیروس ناصری نیز ‏پرسید كه خاتمی گفت: « ایشان نیز یكی دیگر از دیپلمات‌های خوب كشورمان بودند. اگر مسئله به ‏دادن آدرس‎ ‎خیانت‌كاران باشد كه آدرس آنها را بدهیم، داریم، اما به شما نمی‌دهیم. » خاتمی یکی ‏از برنامه های دولت خودش را دفاع از آزادی بیان دانست و گفت: « نباید عقیده و بیان و حركت ‏در چارچوب بیان عقیده، هزینه داشته‎ ‎باشد. این شرط اول دموكراسی است.» در این سخنرانی ‏دانشجویانی که مراسم را برگزار کرده بودند، برای کمک به خبررسانی صحیح و درست، دوربین ‏صدا و سیما را به سالن راه ندادند.‏‎

کاظم دارابی به وطن بازگشت
بازگشت به وطن اصولا چیز خوبی است، بخصوص اینکه آدم به اتهام تروریست بودن پانزده سال ‏زندانی باشد و پس از بازگشت به وطن معاون وزارت امور خارجه از او استقبال کند. دارابی در ‏این پانزده سال لهجه عربی گرفته و قصد دارد کتابی به آلمانی بنویسد و در آن از خودش دفاع کند. ‏می توانم حدس بزنم کتاب پرفروشی خواهد شد. این هم از مزایای دموکراسی، ترور می کنی، ‏زندان می روی، زبان های مختلف یاد می گیری، خاطراتت را می نویسی و میلیونر می شوی. ‏البته ممکن هم هست که کتابت را اول برای بخش بازبينی وزارت بفرستی و در نتيجه نه تنها ‏میلیونر نشوی و کسی کتابت را نخواند که هیچ وقت جرات نکنی سری به خارج بروی. ناچار ‏شوی مجاور شوی در کنار حضرت معصومه به فروش شمع. یا به جمع برادارانی که دیروز ‏ملبس شدند بپیوندی که عکسشان را ضمیمه کرده ام. ملاحظه کنید.‏

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 7:40  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

چهارشنبه 21 آذر 1386

91 روز به انتخابات: تحریم آخرین راه است

بسیاری از کسانی که در انتخابات کشور شرکت نمی کنند، معمولا یک دلیل روشن دارند، آنان معتقدند که شرکت آنان در انتخابات چیزی را عوض نمی کند. یا به عبارت دیگر حضور آنان در انتخابات باعث تغییر شرایط کشور نمی شود. این عدم مشارکت زمانی بیشتر می شود که میان داوطلبان موجود و افراد مورد نظر مردم، تفاوت زیادی وجود دارد.


از سوی دیگر گروهی در انتخابات شرکت نمی کنند، چون معتقدند انتخابات سالم نیست، عادلانه نیست و برگزار کنندگان نام هرکسی را که بخواهند از صندوق بیرون می آورند. البته تمام دلیل این نیست، یک دلیل محکم این است که اصولا وقتی شورای نگهبان فقط داوطلبانی را تائید صلاحیت می کند که ملتزم به ولایت فقیه باشند، طبیعی است که وقتی چنین قاعده ای مقرر و مجری می شود، بسیاری از داوطلبان خود بخود گمان می کنند که داوطلب مورد نظر آنها حتما یکی از عناصر حکومتی است و چون به چنین خصوصیتی اعتقاد ندارند، از شرکت در انتخابات خودداری می کنند.

با وجود منطقی بودن بسیاری از آنچه گفته شد به عنوان دلایل متقن برای عدم شرکت در انتخابات نمایشی، سووالاتی مطرح است که نمی توان بی پاسخ به آنان از کنار واقعیتی به نام انتخابات گذشت.

1) روسای جمهور در 18 سال گذشته هر کدام سیاستی را دنبال می کردند که این سیاست ها با همدیگر متفاوت بوده و به همین دلیل زندگی در هر دوره برای مردم متفاوت با دوره دیگر است، مثلا در هشت سال ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی زندگی اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و اجتماعی متفاوت با دوره ریاست جمهوری خاتمی و احمدی نژاد بود، علیرغم اینکه در هر سه دوره رهبری واحدی، آیت الله خامنه ای کشور را اداره می کرد. آیا این تفاوت را می شود نادیده گرفت؟

2) آیا انتخاب رئیس جمهور یا نماینده مجلس یا عضو شورای شهر، برای انتخاب نماینده یا نمایندگانی برای چهار سال و در نتیجه دادن اختیار به مدت چهار سال به دست آنان است، یا برای تغییر نظام سیاسی کشور؟

3) در صورتی که مطمئن باشیم در صورت عدم مشارکت در انتخابات، کسانی قدرت را در دست می گیرند که زندگی عمومی مردم شرایط بدتری پیدا می کند، در صورتی که با گزینش گروهی دیگر وضع بهتری حاکم می شود، آیا بهتر است در انتخابات شرکت کنیم یا از مشارکت خودداری کنیم؟

4) آیا در انتخابات، در هر حال و در هر کجای جهان، انتخاب وضع مطلوب در دسترس است، یا معمولا میان چند انتخاب موجود و ممکن دست به انتخاب می زنیم؟ مثلا در انتخابات فرانسه که منجر به ریاست جمهوری سارکوزی شد، نامزدهای موجود، نیکولا سارکوزی، سگولن رویال و دو نامزد مهم دیگر کمابیش با نامزد مطلوب مورد نظر فرانسوی ها متفاوت بودند، آیا در چنین شرایطی باید دست به انتخاب بهترین حالت موجود زد، یا در انتظار حالت مطلوب از انتخاب خودداری کرد؟ در انتخابات گذشته آمریکا نیز انتخاب میان بوش و جان کری بود، هر دو داوطلب از سوی بسیاری از آمریکائی ها بهترین حالت ممکن نبودند. نه بوش بهترین داوطلب جمهوریخواهان بود و نه کری بهترین یا حتی یکی از بهترین نامزدهای دموکرات ها بود. در این حال باید چه کرد؟

5) اگر امکان انتخابی مطلوب وجود نداشت، اما یکی از داوطلبان بهتر از داوطلب دیگر بود و عدم حضور ما در انتخابات باعث انتخاب نامزد بدتر می شد، باید از حضور در انتخابات خودداری کنیم، یا در انتخابات شرکت کنیم؟

6) در سالهای گذشته، برخی از نیروهای سیاسی به دلیل رد صلاحیت افرادی مانند ابراهیم یزدی و نامزدهای نهضت آزادی یا سعید حجاریان یا نامزدهای دفتر تحکیم وحدت، از شرکت در انتخابات خودداری کردند، در حالی که در دوره پنجم مجلس سعید حجاریان نامزد تهران و در دومین دوره انتخابات شوراها نامزدهای دفتر تحکیم و نهضت آزادی در فهرست تائید صلاحیت شده ها بودند، اما انتخابات شوراها به دلیل تحریم انتخابات به نفع آبادگران تمام شد. یعنی در انتخاباتی که نهضت آزادی، اصلاح طلبان و تحکیم وحدت می توانستند انتخاب شوند، احمدی نژاد و طرفدارانش با 200 هزار رای در تهران شورای شهر را در دست گرفتند. آیا با وجود چنین تجربیاتی تحریم انتخابات و در نتیجه کاهش حضور گسترده مردم بدون سازمان، و در نتیجه رای آوردن یک اقلیت سازماندهی شده، صحیح به نظر می رسد؟

7) هشت سال زندگی در دو دوره ریاست جمهوری یک رئیس جمهور بهتر، معادل یک پنجم عمر مفید یک انسان بالغ است، آیا می توان به انتظار تغییری که ممکن است تا بیست سال دیگر رخ ندهد، یک فرصت هشت ساله بهتر را از دست داد؟

8) طبیعی است که تحریم انتخابات، به عنوان یک کنش سیاسی، می تواند یک واکنش ملی یا گروهی از سوی مردم یا گروههای سیاسی باشد که از طریق آن به قدرت نمایی و به رخ کشیدن نیروی اجتماعی هوادارشان برای تعامل سیاسی با حکومت یا جامعه جهانی بپردازند، اما اگر بنا باشد جریان تحریم به عنوان اقدامی کور رخ بدهد که تنها موجب از دست دادن قدرت شود و هیچ بهره ای از آن برده نشود، طبعا باد در هاون کوبیدن است.

انتخابات یک عمل سیاسی است، نه نمایش و سخنرانی هیجان آلود سیاسی است و نه عملی همچون انقلاب است، فرصتی است برای به دست آوردن یا حفظ قدرت یا از دست دادن آن. تحریم یکی از راههای برخورد با آنتخابات است، اما شاید آخرین راهی باشد که باید به آن فکر کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 7:37  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

سه شنبه 20 آذر 1386

برغاله و میمون( شعری از سیمین بهبهانی)

شنیــدم باز هم گوهر فشــاندی
که روشنـــفکر را بزغاله خواندی
ولی ایشــان ز خویشـانت نبـودند
در این خط جمله را بیــجا نشـاندی


سخـن گفـتــی ز عدل و داد و آنرا
به نان و آب مجــانی کشــاندی
از این نَقلت که همچون نٌقل تر بود
هیاهــو شد عجب توتــــی تکانــدی
سخن هایت ز حکمت دفــتری بود
چه کفتر ها از این دفتر پراندی
ولیــکن پول نفـت و سفره خلــــق
ز یادت رفت و زان پس لال ماندی
سخن از آسمان و ریسمان بود
دریـــغا حرفـی از جنـــگل نراندی
چو از بزغاله کردی یاد ای کاش
سلامـی هم به میــمون میرساندی
سیمین بهبهانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 7:35  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

محمود در حمام ارشمیدس

سید ابراهیم نبوی  ‏ - سه شنبه 20 آذر 1386 [2007.12.11]

البته اکثر دانشمندان و اهل فرهنگ و خرد از جمله خود من معتقدم که همانطور که دکتر احمدی ‏نژاد گفته بود که « من با مدیریت علمی کابینه را اداره می کنم»، بدینوسیله برخی از قوانین علمی ‏که اداره کابینه دولت نهم از آن تبعیت می کند، به شرح زیر است:‏

تئوری انفجاراولیه(‏Big Bang‏)
براساس این اصل کابینه با یک انفجار اولیه تشکیل شده و در اثر این انفجار گازهای بویناکی از ‏آن متصاعد شده و هسته اولیه بسرعت از مرکز دور شده و به شهرستانها و اطراف و تا آمریکای ‏لاتین می رود و با همان جنس و بو، ولی با غلظت کمتر باقی می ماند تا از بین می رود. ‏

اصل بقای اقبح
بر اساس یک نظریه زیست شناسی جدید با توجه به عدم ضرورت « بقای اصلح» کابینه براساس ‏‏« بقای اقبح» اداره شده و در اثر مرور زمان هر که اصلح باشد کنار رفته و اقبح جایگزین آن می ‏شود. ‏

اصل بقای ماده و انرژی
بر اساس این اصل کابینه تا وقتی انرژی داشته باشد با هر کسی که از جنس ماده باشد، مبارزه می ‏کند و تا وقتی که جنس ماده وجود داشته باشد، دولت برای نابودی آن انرژی دارد.‏

اصل تبدیل کیفیت به کمیت
براساس این اصل علمی کابینه بطور مستمر درحال تبدیل کیفیت به کمیت است، در انتها از کابینه ‏فقط مقداری عدد باقی می ماند که روز بروز کمتر می شود، از سوی دیگر از تعداد آحاد کیفی ‏کاسته شده و آحاد کمی بطور الهام یافته ای کمیت های مختلف را در اختیار می گیرند.‏

قانون ظروف مرتبطه
براساس این قانون فیزیکی کاهش سطح مدیریت در یک نقطه کابینه عینا به نقاط دیگر آن منتقل ‏می شود و در پایان به علت سوراخ بودن ته ظرف احتمالا به سطح زیر صفر رسیده و بتدریج در ‏سفره های زیرزمینی حل می شود.‏

تئوری وزن مخصوص و یافتم یافتم
براساس این قانون علمی که توسط دکتر محمود ارشمیدس کشف شد، هر گاه رئیس جمهوری پس ‏از چند ماه در وان حمام فرو برود، به اندازه وزن مایع هم حجمش از وزن آن کاسته می شود، در ‏این حالت، رئیس جمهور با لباس کاراته از حمام خارج شده و می گوید یافتم یافتم، وی هر بار ‏موفق می شود یک دلیل گرانی ها، مثلا روزنامه نویسان، دولت های قبلی، تورم جهانی، آمریکا و ‏غیره را یافته و اعلام کند.‏

تئوری سطح شیب دار
براساس قانون علمی سطح شیب دار، کابینه پس از قرار گرفتن در سطح شیب دار، دائما به ‏سرعتش افزوده شده و چون ترمز ندارد، به سوی مقصد پیش می رود، در هنگام عبور به دلیل ‏قرار گرفتن در پیچ های مختلف، براساس قانون گریز از مرکز دائما کسانی که با مرکز کابینه ‏فاصله بیشتری دارند به بیرون پرت می شوند و کمک راننده، الهام، جای همه آنها را می گیرد.‏

قانون گریز از مرکز
قانون گریز از مرکز می گوید که کابینه به دلیل اینکه قدرت حل مشکلات را در مرکز ندارد، ‏دائما درحال گریز از مرکز است.‏
‏ ‏
اصل عدم قطعیت
براساس قانون علمی « اصل عدم قطعیت» هایزنبرگ، هیچ چیز قطعی در کابینه وجود ندارد، ‏یک روز وام می دهند، یک روز نمی دهند. یک روز می کشند، بعد می شمرند، یک روز می ‏شمرند و آزاد می کنند. یک روز فقط با اروپایی ها هستیم، یک روز دیگر فقط با چین و روسیه ‏هستیم، یک روز تمام مسلمانان دنیا را هم به عنوان مسلمان قبول نداریم، روز دیگر فقط پشت سر ‏کمونیست های جهان نماز وحدت می خوانیم. یک روز جلوی خرید یک دسته گل را می گیریم، ‏یک ماه بعد یک هواپیما بین تهران و کاراکاس راه می اندازیم که هر روز به اندازه دو هزار دسته ‏گل هزینه دارد. در حقیقت هیچ چیز قطعی وجود ندارد، جز اینکه....‏
‏ ‏
سرعت نور و سرعت صوت
با توجه به اینکه کابینه با « نور» و « صوت» اداره می شود و همین دو موجود، در آن حضور ‏واقعی دارند و سرعت نور از سرعت صوت بیشتر است، بتدریج هاله های نور در اثر سرعت ‏زیاد از بین رفته و فقط اصوات باقی می ماند. ‏
‏ ‏

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 14:1  توسط سید ابراهیم نبوی  |