تبليغاتX
سید ابراهیم نبوی

سید ابراهیم نبوی

برای تبادل لینک در کامنت ها به ما اطلاع دهید.برای دیدن عکس و فیلم به پیوند های وبلاگ مراجعه کنید

حق مسلم آقای ایشپیلیوس

ابراهيم نبوي - یکشنبه 29 دی 1387 [2009.01.18]

 

این رفیق ما آدم نازنینی است، همین آقای ایشپیلیوس را عرض می کنم. البته ایشان از یک خانواده آسوری ارمنی بین منطقه کردستان و بلوچستان است و در منطقه آنها اسمهای آدمها همه اش عجیب و غریب است، مثلا همین اسم ایشپیلیوس. آخر این هم شد اسم؟ تازه اسم خودش که خوب است، آرا ایشپیلیوس، اسم خاله اش ماسماسک ایشپیلیوس است.

این آقای ایشپیلیوس مدتها به من سر قضیه انرژی هسته ای حق مسلم ماست گیر داده بود که تو چرا در این مورد با منافع ملی مان مخالفت می کنی و علت اصلی توقف غنی سازی را کارهای من می دانست. دیروز به من گیر داده بود که چرا مثل احمد نجفی و مهناز افشار بلند نمی شوی بروی به غزه. به او می گویم برادر عزیز! شما اول بگو ماجرای انرژی هسته ای چی شد، می گوید کدام انرژی هسته ای؟ می گویم همان که می گفتی حق مسلم ماست. می گوید: من می گفتم؟ کی گفتم؟ می گویم، دو سال هر روز می گفتی که انرژی هسته ای حق مسلم ماست و می گفتی هر کسی با آن مخالف باشد خائن به کشور است.

با تعجب به من نگاه می کند و می گوید: من که اصلا یادم نمی آید، انرژی هسته ای دیگر چه حرف بی ربطی است؟ اصلا من چنین حرفی نزدم. بعد نگاه می کند به من و می گوید: حالا اگر نمی خواهی بروی به غزه حرف دیگری است، ولی بیخودی انرژی هسته ای و این مزخرفات را بهانه نکن

... می گویم: ببین، عزیز من! همانطور که آن یکی یادت رفت، فردا اصلا فراموش می کنی غزه کجای نقشه جهان بود و تمام می شود، ما را علاف خودت نکن. البته این آقای ایشپیلیوس همین جوری است. کاری اش نمی شود کرد. از فردا این آقای ایشپیلیوس می خواهد در همه کارهای ما حضور داشته باشد. من که با حضور ایشان مخالفم.

جنگ غزه تمام شد

کاش مشکل شان این بود. آدم خیالش راحت می شد که بابا بی خیال، تمام شد. ولی قضیه این نیست. اسرائیل هم اعلام کرد که بطور یک طرفه به حمله به غزه پایان می دهد. البته رسانه های طرفدار دولت احمدی نژاد، از جمله کیهان و رجانیوز و چکش و کلنگ های دیگر، جوری این خبر را می دهند، انگار مامان شان با آقای همسایه رفته است کافی شاپ.

احتمالا فردا دولت جمهوری اسلامی بخاطر توقف حملات اسرائیل به غزه عزای عمومی اعلام می کند. البته حماس آخرش هم با آتش بس موافقت نکرد. طبیعی است! مال باباشان که نیست، قرار است تعدادی از مردم فلسطین کشته شوند، دل شان که نمی سوزد. آخرین نتایج مربوط به حمله اسرائیل به غزه و مقاومت دلیر مردان بسیج و سپاه و جاهای دیگر به شرح زیر اعلام شد:

اول: در جریان حملات رژیم ددمنش اسرائیل به غزه، نیروهای رزمنده حماس با کمک برادران ما مقاومت دلیرانه ای کردند و در نتیجه 11 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز دستگیر شده و قرار است تا شکست کامل اسرائیل 15 نفر دیگر از این دانشجویان دستگیر شوند. همچنین قرار است برای بازگشایی گذرگاه رفح 24 دانشجوی دانشگاه شیراز دستگیر شوند.

دوم: با توجه به مین گذاری های رژیم صهیونیستی و جنگ طلب اسرائیل که باعث شد56 فلسطینی که 135 نفر از این 56 نفر زن و 247 نفرشان کودک بودند به شهادت برسند، دلیر مردان میهن مان با یک حمله ایثارگرانه و دلیرانه در یک گروه کوچک 35 نفری موفق شدند ژینوس سبحانی یک زن منشی دفتر شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل را با شهامت فراوان دستگیر و با اقتدار تمام به زندان منتقل کنند. این گروه برای اثبات بیگناهی ژینوس سبحانی اعلام کردند که وی بخاطر کارش بازداشت نشده، بلکه چون بهائی است بازداشت شده است.

سوم: در مقابل رفتار زبونانه نیروهای مهاجم اسرائیل به غزه، مقاومت دلیرانه و شجاعانه و ظفرمندانه حماس بشدت انجام گرفت و مبارزان میهن مان برای زدن ضربه محکم به اسرائیل همزمان با این حملات موفق شدند دو زن و یک مرد را در مشهد و یکی دیگر از شهرها سنگسار کرده و دشمن صهیونیستی را نابود کنند.

چهارم: حملات اسرائیل غاصب نه تنها با مقاومت دلیرانه مردم غزه مواجه شد، بلکه افکار عمومی جهانیان را شدیدا تکان داد و شبکه های خبری و مطبوعات جهان و حتی اسرائیل نیز در مقابل این ظلم و بیداد به اعتراض برخاستند، قهرمانان وطن مان برای مبارزه بی امان با صهیونیسم یک روزنامه را همین جوری و روزنامه همشهری را به اتهام مصاحبه با داریوش اقبالی صهیونیست که بارها به مردم غزه حمله کرده بود، توقیف کردند.

ساعاتی قبل با اعلام احتمال پایان جنگ از سوی اسرائیل، نیروهای حماس با مسوولان عالیرتبه کشورمان تماس گرفتند و از آنان خواستند که خودشان را زیاد ناراحت نکنند و زیاد غصه نخورند. حماس گفت که تمام تلاشش را خواهد کرد تا حتی اگر اسرائیل هم به غزه حمله نکرد، حداقل سوریه یا اردن به غزه حمله کند که برادران بسیج بتوانند شب در تهران بخوابند. حماس همچنین طی تماسی با حزب الله از این گروه زحمتکش خواست هرچه زودتر به فکر حل مشکل مسوولان نظامی ایران و نیروهای بسیج باشد.

اصولگرایان نوری را بهترین گزینه اصلاحات معرفی کردند

در حالی که وب سایت های اصلاح طلب و یکی دو روزنامه که هنوز بطور وحشیانه اصلاح طلبان را گاز نمی گیرند، محمد خاتمی یا میرحسین موسوی یا هر دو را به عنوان نامزد احتمالی اصلاح طلبان معرفی کردند، وب سایت فردا که با اصلاحات مخالف است، اعلام کرد که " نوری بهترین گزینه تبیین اصلاحات است." این وب سایت که متعلق به اصولگرایان است، اعلام کرد که چون اصلاح طلبان صغیر و لال هستند، از این به بعد مواضع آنان را اصولگرایان اعلام می کنند.

همچنین روزنامه اولترا راستگرای کیهان اعلام کرد که خاتمی و میرحسین اصولا به درد نامزدی ریاست جمهوری نمی خورند و نظر اصلاح طلبان این است که کروبی نامزد آنان باشند. این روزنامه اعلام کرد که از این پس علاوه بر آسفالت کردن دهان اصلاح طلبان، معرفی نامزدهای آنان را برای انتخابات نیز انجام می دهد. کیهان از اصلاح طلبان خواست از این پس قبل از اعلام تصمیمات شان حتما با کیهان مشورت کنند.

وب سایت اصولگرای خوف و رجانیوز نیز اعلام کرد، عبدالله نوری خائن بهترین گزینه اصلاح طلبان برای انتخابات بعدی است، وب سایت تابناک نیز اعلام کرد که اصلاح طلبان باید برای انتخابات بعدی به نوری رای بدهند، تابناک گفت در غیر این صورت حتما از طریق نیروی انتظامی آدرس خانه تک تک اصلاح طلبان را پیدا کرده و همه کسانی که به عبدالله نوری رای ندهند کتک خواهند زد.....

دو ماه بعد:

وزارت کشور اعلام کرد، با توجه به اینکه میرحسین موسوی و محمد خاتمی فتوکپی شناسنامه شان سوراخ و عکس شان ناخواناست، از آنان ثبت نام بعمل نخواهد آمد. همچنین این وزارت کشور اعلام کرد که عبدالله نوری هیچ نیازی به حضور در وزارت کشور نداشته و ثبت نام وی از راه دور انجام می گیرد. وزارت کشور گفت، با توجه به اینکه از نظر وزارت کشور بهتر است عبدالله نوری به عنوان نامزد اصلاح طلبان ثبت نام کند، این وزارتخانه فردا صبح پوسترهای انتخاباتی او را نیز آماده کرده و در اماکن مناسب نصب خواهد کرد و در صورت لزوم افراد مناسب را برای نظارت بر انتخابات از سوی وی معرفی خواهد کرد.

همچنین شورای نگهبان اعلام کرد با توجه به اینکه نامه استعلام تائید صلاحیت میرحسین موسوی و محمد خاتمی به این شورا نرسیده است و باد آن را برده است، امکان تائید صلاحیت آنان را ندارد و به جای آنان صلاحیت عبدالله نوری و مهدی کروبی را چند بار تائید کرد. شورای نگهبان همچنین با توجه به اینکه عبدالله نوری در وزارت کشور ثبت نام نکرده است، سپاه پاسداران، نیروی زمینی، هوانیروز، سپاه قدس، نیروی هوایی جمهوری اسلامی را موظف کرد نامبرده را بسرعت دستگیر کرده و پس از ثبت نام به خانه عودت دهند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 13:3  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

صادرات مغز، واردات کفش

ابراهيم نبوي  - پنجشنبه 26 دی 1387 [2009.01.15]

 

تبريک تبريک تبريک، ديروز بي بي سي کارش را آغاز کرد. جدا از همه چيزهاي خوب اين شبکه که در عرض يک روز سطح خبر و تصوير به زبان فارسي را پنجاه سال جلو برده است، اين واقعه را به دوستانمان تبريک عرض مي کنيم. و در همين راستا آخرين خبرهاي ايران را به عرض مي رسانيم.

محسني اژه اي وزير اطلاعات گفت: "بي بي سي فارسي را خلاف امنيت ملي کشور مي دانم." وي احتمالا اعلام کرد يک شبکه فارسي زبان حق ندارد از مجري زني که هم قيافه اش خوب است، هم لباس تميز پوشيده، هم درست حرف مي زند، استفاده کند. در عوض دولت ايران اعلام کرد براي احترام به فرهنگ ايراني و گسترش خبررساني براي ايرانيان، علاوه بر جلوگيري از کار همه شبکه هاي تلويزيوني در ايران، يک شبکه تلويزيوني در ونزوئلا قصد دارد يک شبکه تلويزيوني به زبان اسپانيايي در بوليوي نيز دائر کند. دولت ايران اعلام کرد اگر بي بي سي برنامه هايش را افزايش دهد، ايران نيز براي تلافي در تمام کشورهاي آمريکاي لاتين شبکه تلويزيوني دائر خواهد کرد.

برادران علايي به تلاش براي براندازي نرم محاکمه شدند. اين دو برادر به نامهاي آرش و کاميار، که تحقيقات شان درباره ايدز بود به اتهام اينکه در اين مورد تحقيق کرده اند، دستگير شدند. قاضي حسن حداد گفت: "آمريکا که قصد نفوذ به ايران را دارد، به غير از استفاده از شيوه هاي تند و خشن، از راه هاي ديگر هم براي جذب افرادي که ممکن است در آينده براي مقاصد خود استفاده کند، اقدام مي کند." اين دو برادر متهم هستند که آمريکا قصد جذب آنها را داشته است. دولت در عوض اعلام کرد به جاي جذب مغزهاي فرار کرده از کشور، قصد دارد "منتظرالزيدي" خبرنگار عراقي را که مغزش در همين حد کار مي کرد که به جاي قلم از کفش استفاده کرد، را به عنوان بورسيه رشته کفاشي و امور استراتژيک به دانشگاههاي ايران جذب کند.

روزنامه همشهري بخاطر مصاحبه با داريوش اقبالي، خواننده لس آنجلسي که سالهاست ديگر در لس آنجلس زندگي نمي کنند، توقيف شد. اين خواننده لس آنجلسي متهم است که خواننده دلس آنجلسي است، اما داريوش اقبالي در مورد ترک موارد مخدر مصاحبه کرده است، نکته مهم اين است که عکس اين خواننده چاپ نشده و اسم او هم نوشته نشده، بلکه اسم محمود اقبالي نوشته شده است. يعني نه اسم داريوش است، نه عکس اوست، نه مصاحبه درباره موسيقي است.... روزنامه همشهري توقيف شد و در عوض گروهي از دانشجويان که اعلام کردند براي سر حسني مبارک يک ميليون دلار جايزه مي دهند، تشويق شدند. دولت اعلام کرد که چون ايران در مصر سفارتخانه ندارد، دولت شرمنده دانشجويان است و فقط پولش را مي دهند، خود دانشجويان يک کسي را پيدا کنند که بخاطر حفظ اين وضع ميمون، سر مبارک ايشان زير آب برود.

يازدهمين دانشجوي دانشگاه شيراز به اتهام اين که يکي از دانشجويان دانشگاه شيراز در سخنراني علي لاريجاني گفته است "من از احمدي نژاد بدم مي آيد" دستگير شد، در عوض دهها دانشجوي بسيجي که به باغ سفارت انگليس و سفارت مصر حمله کرده و به اين ساختمان ها خسارت وارد کرده بودند، مورد تشويق قرار گرفتند و دولت براي اينکه مشکلي براي آنان پيش نيايد خسارت حمله آنان به سفارت انگليس و مصر را پرداخت.

عروسک باربي از سوي آيت الله مکارم شيرازي به عنوان يک عنصر صهيونيست شناخته شد و خريد و فروش آن حرام و بازي با آن در حکم محاربه با امام زمان اعلام شد. وي گفت: دارا و سارا نيز به دليل داشتن روابط مشکوک تحت بازداشت هستند. همزمان با همين اقدام، يک کشتي حامل کمک هاي انسان دوستانه ايران به غزه، از جمله انواع موشک زمين به زمين و زمين به جاهاي ديگر، توسط اسرائيل و تعدادي کشتي حاوي اسلحه ايراني براي ونزوئلا در ترکيه توقيف شد.

تعدادي از هموطنان عزيز به خانه يک برنده صلح نوبل حمله کردند و تابلوي خانه اش را کندند. و براي اثبات حسن نيت شان تعدادي از مادران صلح را کتک زدند. در عوض 70 هزار نفر از دانشجويان براي انجام عمليات انتحاري ثبت نام کرده و از خدا خواستند به آنها توفيق دهد تا هرچه زودتر بميرند.

يک نفر ژينوس سبحاني، منشي "کانون مشارکت براي پاکسازي مين" ديروز صبح به اتهام اقدام به خنثي کردن مين بازداشت شد. در عوض گروهي از دانشجويان طرفدار دولت رسما اعلام کردند که قصد دارند دست به هواپيماربايي زده و براي جنگ با اسرائيل به غزه بروند

در همين حال، تعدادي از فعالان موسيقي رپ پس از بازگشت از سفر خارج از کشور توسط نيروهاي امنيتي کشور بازداشت شدند. اميرمقصودلو، علي شاه علي و برخي ديگر از افراد اين گروه متهمند که چرا به جاي نوحه خواني، رپ مي خواندند..... در عوض در مراسم عزاداري امسال استفاده از زنجيرهاي تيغ دار و هنر سنتي ماليدن گل به سر و عزاداري لخت در کشور آغاز شد.

آيت الله خامنه اي رهبر انقلاب اعلام کرد " واردات، خريد و فروش کالاهاي رژيم صهيونيستي جايز نيست." ايشان توضيح نداد که با توجه به اينکه هيچ کالاي صهيونيستي به ايران وارد نمي شود، و هيچ کسي در ايران در سي سال گذشته جنس اسرائيلي به چشم خودش نديده است، قرار است چه چيزي تحريم شود.

ديشب گروهي از دانشجويان در واکنشي اعتراض آميز به اسرائيل، با آمريکا شديدا مخالفت کرده و براي مخالفت با آمريکا به سفارت سوئيس رفته و براي اينکه پوز بوش را بزنند، يک سگ براي باراک اوباما بردند. سفير سوئيس با ديدن سگ مذکور گفت: دست شما درد نکنه، خيلي لطف کردين. اما آنان ابراز داشتند که با اين کارشان قصد اهانت به اوباما را داشتند، سفير سوئيس هرچه فکر کرد متوجه نشد کجاي اين کار اهانت آميز است. دانشجويان مذکور، پس از يک روز متوجه شدند که عملي که انجام داده اند اهانت آميز نيست، به همين دليل براي پس گرفتن سگ مذکور به سفارت سوئيس رفتند، اما هر کاري کردند سگ مورد نظر حاضر به همراهي با دانشجويان فوق الذکر نشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 6:52  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

دولت حماس و دولت حماسه

ابراهیم نبوی - سه شنبه 24 دی 1387 [2009.01.13]

 

عده ای از منابع بدون نام می گویند میان دولت حماس و دولت احمدی نژاد که کمابیش دولت ‏حماسه است، شباهت هایی وجود دارد.‏

اول: هر دو تاشان در یک انتخابات تصادفی و به دلیل اشتباهات مردم رای آوردند. ‏

دوم: هر دوتاشان مردم شان را فقیرتر و کشورشان را بدنام تر کردند.‏

سوم: برای هر دوتاشان دوستان خارجی از مردم خودشان بیشتر اهمیت دارند.‏

چهارم: هر دوتاشان وقتی به خارج می روند قهرمان هستند و توسط طرفداران صلح استقبال ‏می شوند، اما وقتی داخل کشور هستند مصیبت ملی اند و طرفداران صلح را کتک می زنند.‏

پنجم: هر دوتاشان می خواهند مردم را مسلمان کنند و بفرستند بهشت، ولی خودشان حال کنند ‏و بروند به جهنم.‏

ششم: هر دوتاشان حاضرند به هر قیمت شده اسرائیل را نابود کنند، حتی به قیمت نابودی مردم ‏شان و خودشان.‏

هفتم: هر دوتاشان برای باقی ماندن نیاز دارند بجنگد، اما می دانند اگر بجنگند شکست می ‏خورند. برایشان مهم نیست کشورشان نجات پیدا کند، مهم این است که دشمن شان از بین برود.‏

هشتم: هردوتاشان می خواهند بچه ها زودتر مرد شوند و بجنگند، جوانان را کتک می زنند تا ‏زودتر مرد بشوند، و از زنان می خواهند جوری لباس بپوشند که معلوم نشود زن هستند.‏‎ ‎

نهم: هر دوتاشان عرضه اداره کشورشان را ندارند، به همین دلیل مشکلات شان را گردن ‏خارجی ها یا اشغالگران می اندازند.‏

دهم: رهبر هر دوتاشان یک نفر است، منبع درآمدشان یک جاست، دشمن شان یکی است، ولی ‏هیچ شباهتی به هم ندارند. ‏

اما عده ای از منابع نام و نشاندار می گویند ‏

اول: بابا جان حماس هر چه قدر هم ما با سیاست هایش موافق باشیم یا نباشیم از مردمش رای ‏سالم گرفته و نماینده آن هاست. اما دوستان پانزده در صدی که با طرح های پیچیده بسیج و ‏سپاه به صحنه آمده اند و آمدنشان صدای همه را درآورده هیچ ربطی ندارند.‏

دوم : حماس تندرو ممکن است برای جامعه خشمگینی که هر خانواده چند شهید داده خوب ‏باشد اما جامعه ایرانی داشت زندگی اش را می کرد و تا این دولت نیامده بود مشکلی نداشت و ‏با کسی خونی نبود و حتی نظام سی سال پیشش هم خونی نبود. ‏

خلاصه منابع نام و نشاندار با منابع بی نام و نشان ساعت ها گفتگو کردند و سرانجام به این جا ‏رسیدند که البته مردم ایران و غزه شباهت هائی به هم دارند یا با دولتی که دارند که می ‏توانستند داشته باشند.‏

ده شباهت میان مردم غزه و مردم ایران

منابع بی نام و نشان می گویند:‏

‏1) از بیرون توسط دنیا محاصره شدند و از داخل دولت توی سرشان می زنند.‏

‏2) مردم دنیا برایشان دلسوزی می کنند در نتیجه دولت شان قدرتمند تر می شود و محکم تر ‏توی سرشان می زند.‏

‏3) هرچه بیشتر مردم مصیبت می کشند، رهبران شان گردن کلفت تر می شوند.‏

‏4) روشنفکران داخلی از دولت متنفرند منتهی حاضر نیستند کشورشان را ترک کنند، اما ‏روشنفکران خارجی عاشق دولت شان هستند، اما حاضر نیستند بروند در آنجا زندگی کنند.‏

‏5) برای اینکه دولت بماند مردم باید بروند و برای اینکه دولت زنده باشد مردم باید بمیرند.‏

‏6) مردم بخاطر لج کردن با یک گروه، یکی دیگر را روی کول شان سوار کردند، حالا هر ‏کاری می کنند پائین نمی آید.‏

‏7) دولت برای اینکه مردم امنیت داشته باشند، کاری می کند که هر هفته تعدادی از آنها کشته ‏می شود.‏

‏8) مردم باید شش سال تلاش کنند تا به جایی برسند که پنج سال قبل در آن بودند.‏

‏9) دولت اگر دشمن نداشته باشد نابود می شود و اگر نجنگد دلیلی برای ادامه حیاتش وجود ‏ندارد.‏

‏10) هیچ تصویری از زندگی مردم وجود ندارد، تنها تصاویری که وجود دارد از مرگ مردم ‏یا بدبختی های مردم است. ‏

منابع نام و نشاندار نزدیک بود یقه خود را پاره کنند و می پرسیدند کجا حماس تو سر مردم ‏زده در این روزها، کجا گردن رهبرانشان کلفت شده کجا روشنفکران فلسطینی از دولتشان ‏متنفرند و خلاصه با مواد ده گانه بالا هیچ نوع همخوانی نشان نداده جز در مورد شماره ده ‏حاضر به همرائی نبودند.‏

باز یکی پادرمیانی کرد و گفت خیلی خوب بگویند تفاوت های دولت ایران و حماس را.‏

تفاوت میان دولت حماس و دولت ایران

اول: دولت حماس به این دلیل با اسرائیل می جنگد که یا باید با هم بجنگند یا صلح کنند، در هر ‏حال این دو تا به هم ربط دارند، دولت ایران هیچ دلیلی ندارد با اسرائیل بجنگد، اما می جنگد. ‏

دوم: دولت حماس وقتی با اسرائیل می جنگد دهها نفر از مردم فلسطین می میرند. دولت ایران ‏هم وقتی با اسرائیل می جنگد، باز هم دهها نفر از مردم فلسطین می میرند.‏

سوم: دولت حماس برای اینکه اسرائیل را نابود کند، باید برود به بیت المقدس، اما ما برای ‏اینکه اسرائیل را نابود کنیم باید برویم میدان قدس یا میدان فلسطین.‏

چهارم: دولت حماس برای ضربه زدن به حامیان اسرائیل به عوامل اسرائیل حمله می کند، اما ‏ما نویسندگان و دانشجویان خودمان را دستگیر می کنیم و مجبورشان می کنیم اعتراف کنند که ‏از عوامل اسرائیل اند بعد آنها را کتک می زنیم.‏

پنجم: دولت حماس برای جنگ با اسرائیل از ایران و اسرائیل پول می گیرد و به مردم ‏کشورش می دهد، دولت ما پول مردم ایران را به فلسطین می دهد تا حماس با اسرائیل بجنگد.‏

ششم: دولت حماس برای جنگ با اسرائیل ماشین های اسرائیلی را منفجر می کند، پلیس ‏اسرائیل را زخمی می کند، خیابان های اسرائیل را به آتش می کشد و به آن کشور زیان می ‏زند، مردم ما برای جنگ با اسرائیل ماشین های نیروی انتظامی را آتش می زنند، به پلیس ‏کشور خودمان حمله می کنند، پرچم هایی که خودمان درست کردیم آتش می زنند و خسارتش ‏را دولت خودمان می دهد.‏

هفتم: دولت حماس ممکن است با اسرائیل صلح کند، چون اگر جنگ ادامه پیدا کند لطمات ‏زیادی می خورد، اما ما امکان ندارد با اسرائیل صلح کنیم، چون هر چقدر هم جنگ ما و ‏اسرائیل ادامه پیدا کند، ما لطمه نمی خوریم.‏

توضیح ویراستار: منابع نام و نشاندار باز هم اختلاف داشتند با این قسمت اما دیگر خسته شده ‏بودند. رضایت دادند که این اختلاف های هفت گانه درج شود اما از منابع بی نام و نشان ‏خواستند اگر گذارشان به فروشگاهی افتاد که انصاف می فروخت چند بسته خریداری کنند و ‏همه چیز را به یک چشم نبینند. در ضمن با عوامل دست راستی هم زیاد رفت و آمد نکنند.‏

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 20:31  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

دوربین و بمب و شاهین و درخشان

ابراهیم نبوی  - دوشنبه 23 دی 1387 [2009.01.12]

 

در راستای اینکه خضر شاهین خبرنگار شبکه تلویزیونی ایرانی العالم بخاطر دادن گزارشات ‏جنگی توسط اسرائیلی ها دستگیر شده و نیم ساعت بعد از دستگیری خبرش اعلام شده و یک ‏ساعت بعد از دستگیری دلیل اش اعلام شده و سه ساعت بعد از دستگیری برایش سه وکیل ‏گرفته اند و دو روز بعد از دستگیری اولین جلسه دادگاهش تشکیل شده و جرمش هم احتمالا ‏این است که طرفدار ایران و مخالف اسرائیل است و چهره بدی از اسرائیل نشان داده است و ‏همزمان با همین موضوع حسین درخشان روزنامه نگار و وبلاگ نویس ایرانی در تهران ‏دستگیر شده و جرمش مثل خضرشاهین بوده و او هم متهم است که طرفدار دولت ایران و ‏مخالف اسرائیل است و چهره بدی از اسرائیل نشان داده، اما پس از سه ماه، به دلیل اینکه ما ‏در ایران طرفدار عدالت اسلامی هستیم و صهیونیست نیستیم و طرفداری آزادی هستیم و ‏جنایتکار نیستیم، حسین درخشان خبرنگار ایرانی طرفدار دولت فعلا سه ماه است که در ‏بازداشت است و وکیل هم ندارد و جرمش هم معلوم نیست و با خانواده اش هم ملاقات ندارد و ‏هنوز هیچ خبری هم از دادگاهش نشده، به همین دلیل و به دلایل دیگر، تصمیم گرفتیم که ‏سووالات امتحان این هفته را به مسائل مختلف اختصاص دهیم، البته قبلا هم همین کار را می ‏کردیم، ولی قبلا برای این کار دلیلی نداشتیم، اما حالا برای این کار دلیل داریم. به همین دلیل ‏از برادران و خواهران ایمانی و عزیزان در صحنه و دوستداران چیزهای مختلف خواهش می ‏کنیم که به سووالات نه گانه زیر پاسخ داده و پاسخنامه را برای عمه خود ارسال و جایزه را از ‏ایشان دریافت کنید. ضمنا این هفته لازم نیست بخاطر دریافت جایزه الکی کسی را ماچ کنید.‏

سووال اول: با توجه به این که به گفته شبکه تلویزیون تهران یک جوان لرستانی برای حمایت ‏از مردم بی دفاع غزه طی 4 ساعت و 21 دقیقه موفق شد 35000 بار طناب بزند، راههای ‏دیگر حمایت از مردم غزه را انتخاب کنید. ‏
گزینه اول: برای حمایت از مردم بی دفاع غزه، چهار ساعت کلاغ پر راه برویم.‏
گزینه دوم: برای حمایت از مردم بی دفاع غزه، شصت مان را برسانیم به مچ مان.‏
گزینه سوم: برای حمایت از مردم بی دفاع غزه، دستها را پشت سر قلاب کنیم و کف بزنیم.‏
گزینه چهارم: برای حمایت از مردم بی دفاع غزه، چهار دقیقه بدون نفس زیرآبی برویم. ‏

سووال دوم: با توجه به اینکه گروهی از روشنفکران و نیروهای چپ برای حمایت از مردم ‏غزه در لندن و پاریس و تورنتو راهپیمایی کرده و دولت ایران از آنان تشکر کرد، اما گروهی ‏از روشنفکران و نیروهای چپ در تهران برای حمایت از مردم غزه راهپیمایی کردند و ‏طرفداران دولت ایران آنها را کتک زدند، لطفا بگوئید اگر کسانی که در اروپا به نفع غزه ‏راهپیمایی می کنند، در ایران این کار را کرده بودند، با آنها چه برخوردی می کردند؟‏
گزینه اول: آنها را دستگیر و زندانی و سپس راهپیمایی را ممنوع می کردند
گزینه دوم: اجازه راهپیمایی را می دادند، اما بعد از راهپیمایی همه شان را کتک می زدند.‏
گزینه سوم: چون بدون اجازه دولت از مردم غزه حمایت کرده بودند، بازداشت می شدند. ‏
گزینه چهارم: غلط می کند کسی که بسیجی نیست از مردم غزه طرفداری کند.‏
گزینه پنجم: دنبال گزینه های بیخودی نگردید. ‏

سووال سوم: فرض اول: احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا گفت " در دانشگاههای ما آزادی وجود ‏دارد و هرکسی خواست می تواند از من انتقاد کند". فرض دوم: دانشجویی که در دانشگاه ‏شیراز پشت تریبون رفته بود و گفته بود من از احمدی نژاد بدم می آید، دیروز دستگیر و ‏زندانی شد. لطفا بگوئید میان فرض اول و دوم چه رابطه ای وجود دارد؟
گزینه اول: رابطه احمقانه‏
گزینه دوم: هیچ ربطی ندارند‏
گزینه سوم: رابطه عمیق دارند ‏
گزینه چهارم: رابطه خارجی و داخلی ‏

سووال چهارم: خضر شاهین خبرنگار شبکه ایرانی العالم بخاطر گزارشات ضد اسرائیلی ‏توسط اسرائیل بازداشت و جلسات دادگاه او پس از یک هفته تشکیل شده است، اما حسین ‏درخشان خبرنگار ایرانی مخالف اسرائیل و طرفدار دولت ایران سه ماه قبل در تهران دستگیر ‏شده و هنوز هیچ خبری از او نیست. لطفا بگوئید اگر خضر شاهین خبرنگار اسرائیلی بود و ‏در ایران دستگیر شده بود، چه اتفاقی برایش می افتاد؟ ‏
گزینه اول: اگر خضر شاهین در ایران دستگیر شده بود تا شش ماه دیگر آب خنک می خورد.‏
گزینه دوم: اگر خضر شاهین در ایران دستگیر شده بود تا یک سال دیگر آب خنک می خورد.‏
گزینه سوم: اگر خضر شاهین در ایران دستگیر شده بود، بدون وکیل آب خنک می خورد.‏
گزینه چهارم: اگر خضر شاهین در ایران دستگیر شده بود، اول یک سال زندانی می ماند بعدا ‏وقتی می فهمیدند خبرنگار دولتی است، شش ماه بعد آزاد می شد.‏
گزینه پنجم: اوی خضر شاهین! خر نشی بری تهران، می گیرنت!‏
گزینه ششم: اگر حسین درخشان توسط اسرائیل دستگیر شده بود، یک هفته بعد از بازداشت ‏خبری از او می دادند. ‏

سووال پنجم: مهدی کلهر مشاور رئیس جمهور ایران گفته است " رژیم صهیونیستی از ‏دوربین خبرنگاران بیش از بمب می ترسد" لطفا بگوئید چرا دولت ایران از خبرنگاران بیش ‏از بمب نمی ترسد؟
گزینه اول: برای اینکه خبرنگاری که روزنامه نداشته باشد هیچ وقت منفجر نمی شود.‏
گزینه دوم: دولت ایران از بمب نمی ترسد، چون خودش موشک دارد.‏
گزینه سوم: شما بمب را هم توی زندان انفرادی بیندازید دیگر منفجر نمی شود.‏
گزینه چهارم: چون ایران فعلا بمب ها را خنثی کرده یا مثل موشک پرت کرده به خارج. ‏

سووال ششم: ایهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل گفت " اسرائیل به هیچ قطعنامه سازمان ملل ‏ملتزم نیست." احمدی نژاد رئیس جمهور ایران هم گفت: " قطعنامه های سازمان ملل کاغذپاره ‏است." با توجه به این دو جمله، کدام ضرب المثل را ترجیح می دهید؟
گزینه اول: در و تخته به هم جور در می آن‏
گزینه دوم: آب می گرده جوب رو پیدا می کنه‏
گزینه سوم: درازی شاه خانوم به پهنای ماه خانوم‏
گزینه چهارم: تره به تخمش می ره اولمرت به احمدی نژاد ‏

سووال هفتم: هفته قبل دانشجویان طرفدار دولت احمدی نژاد اعلام کردند که " برای سر حسنی ‏مبارک یک میلیون دلار جایزه تعیین می کنند"، اما سخنگوی وزارت خارجه گفت " جایزه ‏برای اعدام مبارک موضع رسمی نیست... و افکار و اظهار نظر در جامعه ایران از آزادی ‏برخوردار است." با توجه به اظهارات سخنگوی وزارتخارجه بگوئید چه افکار و نظراتی در ‏ایران از آزادی برخوردار است؟
گزینه اول: می کشمت ای عامل استکبار! ‏
گزینه دوم: اعدام ات می کنم ای فرعون ننگین!‏
گزینه سوم: این دولت سازشکار نابود باید گردد! ‏
گزینه چهارم: هر چیزی که مربوط به ترور باشد بلامانع است
گزینه پنجم: اصولا ترور جزو افکار و نظرات نیست ‏

سووال هشتم: در دو روز گذشته دو کودک از حرم امام رضا در مشهد ربوده شده و جسدشان ‏در اطراف مشهد پیدا شد، چرا خبر این واقعه در تلویزیون ایران اعلام نشد؟
گزینه اول: تلویزیون ایران جای دفاع از بچه های غزه است، نه بچه های مشهد‏
گزینه دوم: بچه های غزه بیگناه هستند چون فلسطینی هستند.... ‏
گزینه سوم: تلویزیون ایران مال مردم است و خبرهای بچه های ایرانی را پخش نمی کند.‏
گزینه چهارم: بچه ها قبل از کشته شدن حتما باید ملیت لبنانی یا فلسطینی بگیرند... ‏

سووال نهم: رئیس جمهور اعلام کرد " نام تک تک کسانی که از اسرائیل حمایت کرده اند در ‏آینده ای نزدیک اعلام می کنم" لطفا توضیح بدهید که چرا رئیس جمهور نام این افراد را همین ‏حالا اعلام نمی کند و در آینده اعلام می کند؟
گزینه اول: چون عادت کرده همه کارها را در آینده بکند‏
گزینه دوم: چون قبلا هم اسامی غارتگران بیت المال را اعلام کرد و خیلی حال داد‏
گزینه سوم: چون تا فردا کی مرده است و کی زنده است‏
گزینه چهارم: چون هنوز اسم شان را نمی داند ‏
گزینه پنجم: چون انتخابات در آینده انجام می شود.‏
گزینه ششم: حرف های احمدی نژاد دلیل ندارد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 6:41  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

فاطی و پری و بسیج دانشجویی

ابراهیم نبوی - پنجشنبه 19 دی 1387 [2009.01.08]

 

حالا این شد یک چیزی! یکی از وب سایت های اینترنتی گفت، خاتمی از نامزدی میرحسین ‏حمایت کرده و به او قول همکاری داده است. اینجانب، این واقعه میمون و مبارک را( البته این ‏میمون ربطی به آن یکی ندارد) به امت شهیدپرور و معمولی تبریک گفته و برای این ‏میرحسین آرزوی چپ روی کمتر و برای آن خاتمی آرزوی حمایت و همکاری بیشتر می کنم. ‏اصولا به نظرم می آید به دلایل مختلفی ریاست جمهوری میرحسین از اهم انتخاب هاست.‏

اول: اگر نامزدی میرحسین جدی و حمایت خاتمی هم جدی باشد، با توجه به کم بودن احتمال ‏رد صلاحیت میرحسین، وقت برای تبلیغ روی او کافی است، چون آدم مطمئن است که ‏میرحسین رد صلاحیت نمی شود و از طرفی مطمئن هستیم که در این چهار پنج ماه می توان ‏وقت برای معرفی اش گذاشت.‏

دوم: احمدی نژاد نقطه قوت هایی دارد که احتمالا برای بعضی ها اهمیت دارد، مثلا در صحنه ‏بین المللی چپ است، به اقتصاد کنترل شده هم اعتقاد دارد، اتفاقا میرحسین هم همین طور ‏است، فقط فرقش با احمدی نژاد این است که باعرضه است و دروغ نمی گوید و معنی حرف ‏هایی که می زند می فهمد.‏

سوم: یکی از مهم ترین خصوصیات میرحسین این است که در کشوری که آدم مجبور است ‏مزخرف بگوید، و اگر مزخرف نگوید به اتهام در پیش گرفتن سیاست سکوت نابودش می ‏کنند، توانسته است سالها گوشه ای بنشیند و حرف نزند. به نظرم میرحسین بخش صامت دولت ‏و خاتمی بخش ناطق آن را تشکیل بدهند، منتهی میرحسین کارش را بکند و خاتمی هم حرفش ‏را بزند. ‏

چهارم: در سالهایی که در کشور هیچ چیز وجود نداشت، میرحسین با تمام قدرت از فرهنگ و ‏هنر حمایت می کرد و اصلی ترین آدمهایش هم هنرمند بودند و تقریبا تنها کسی است از ‏بزرگان جمهوری اسلامی که می فهمد نقاشی و سینما و معماری و نمایش چیست. من به ‏عنوان آدمی که اصولا دوست دارم کشور اصلاح بشود برای اینکه من کار ادبی و فرهنگی ام ‏را انجام بدهم وگرنه به فکر بخش قهرمان نیستم ، قطعا با تمام قدرتی که دارم، از میرحسین ‏موسوی حمایت می کنم. ( تذکر این نکته ضروری است که به هیچ وجه من در این انتخابات ‏از قدرتی که ندارم استفاده نمی کنم و فقط از قدرتی که دارم استفاده می کنم. در انتخابات بعدی ‏ممکن است کار دیگری بکنم.)‏

پنجم: ما سر کابینه مان هستیم. به میرحسین پیشنهاد می کنم ( نامزد نشده پسرخاله شدیم) که ‏کابینه اش را تا حدی که می تواند تعریف کند. در مورد سه نفر اصرار می کنیم که در کابینه ‏آنها تثبیت بشوند و عضو راستکی هم باشند، نه عضو نمایشی؛ یکی اش خود خاتمی است، ‏دیگری کروبی است و سومی جواد لاریجانی. ‏

فعلا همین فرمایشات را داشتیم، اگر قضیه جدی شود به نظرم باید با تمام قدرت یا بقول کوتوله ‏های سیاسی " تمام قد" وارد انتخابات شد. حالا می خواهید بنشینید و توی سرتان بزنید که ‏طنزنویس و نویسنده کارشان تبلیغات انتخاباتی نیست. اتفاقا کارشان همین است. فعلا مهم ترین ‏وظیفه روشنفکر، هنرمند و آدم با آی کیوی بالای هشتاد این است که کاری کند که احمدی نژاد ‏و دارودسته اش برای دوره بعد کاسه کوزه شان را جمع کنند و برگردد به روستای پدری برای ‏ادامه حیات معنوی شان. ‏

لب تاپ خمیر، شیشه پر پنیر.....‏
در هفته گذشته با سرقت لب تاپ یکی از اعضای اصلی بسیج دانشجویی کشور، که لب تاپ ‏مذکور توسط عوامل مزدور پنتاگون سرقت شده و این لب تاپ محترم پس از بررسی های ‏کافی از طریق هموطنان مزدور صهیونیست در اختیار ما قرار گرفته است، برنامه روزانه ‏اعضای بسیج دانشجویی لو رفت. ظاهرا برادر کامران شاهباز( معروف به یاسر، با اسم ‏مستعار سمیه در یاهو مسنجر) مالک این لب تاپ برنامه روزانه خودش را برای هفته گذشته ‏نوشته بود و قرار بود این برنامه کلا هر هفته اجرا شود

برنامه روزانه بسیج دانشجویی اعلام شد

ساعت هشت صبح تا دوازده ظهر: دفن جسد در دانشگاه، تهدید اعضای دفتر تحکیم وحدت، ‏شرکت در مراسمی که نیاز به جمعیت داشته باشد.‏

ساعت دوازده تا دو بعدازظهر: صرف ناهار و نماز، صرف ناهار به مدت ده دقیقه و صرف ‏نماز جماعت وسط یکی از میادین شهر یا وسط بزرگراه( محل مناسب براساس میزان ناراحتی ‏سایرین انتخاب می شود) به مدت یک ساعت و پنجاه دقیقه.‏

ساعت سه تا پنج عصر: حمله به یکی از سفارتخانه ها و اگر مورد خاصی وجود نداشت، ‏حمله به همان سفارت انگلیس، در این عملیات پری و فاطی برای دادن روحیه حضور فعال ‏دارند.‏

ساعت شش تا هشت شب: حمله به فرودگاه و تلاش برای هواپیماربایی و رفتن به صحنه های ‏جهانی.، در صورت وجود مشکل برای سرقت هواپیما، حضور فعال در سخنرانی های ‏استراتژیک. پری و فاطی برای نگهداشتن پلاکارد در مراسم حضور فعال خواهند داشت.‏

ساعت نه تا یازده شب: حضور فعال در مراسم عزاداری، یا رفتن به بیت مسوولان برای ‏بوسیدن دست یا مالیدن پای مسوولان مربوطه، ثبت نام مجدد برای عملیات استشهادی. حضور ‏پری و فاطی در مراسم عزاداری برای ناله کردن الزامی است.‏

ساعت دوازده شب تا دو نیمه شب: حضور فعال در دیدار با رئیس جمهور و حمایت از ‏فلسطین و لبنان.‏

ساعت دو نیمه شب به بعد: دخمه، کار فرهنگی در عرصه های مجازی.‏

قیمت نفت بالا رفت

طبیعی است که کشته شدن مردم غزه یا مردم سودان یا مردم چچن یا مردم افغانستان یا مردم ‏عراق بسیار زجرآور است و آدم از آن عذاب می کشد. حتما نمی خواهید بگوئید که به عنوان ‏یک ایرانی برایتان کشته شدن مردم سودان مهم نیست، اما کشته شدن مردم لبنان فقط مهم ‏است. و حتما نمی خواهید بگوئید که به عنوان یک مسلمان برایتان کشته شدن یک چهارم ‏جمعیت مسلمان چچن که قبلا بخشی از کشور خودمان بوده و مردم آن صد سال تلاش کردند ‏که به ایران برگردند، برایتان مهم نیست و کشته شدن هزار نفر فلسطینی یا لبنانی مهم تر از ‏آنهاست. حتما هم نمی خواهید بگوئید که اگر تبلیغات تلویزیونی دولت ایران که دارد توی سر ‏ملت خودمان می زند، روی شما تاثیر نداشته و علت هیستری ضد یهودی و طرفداری از ‏تروریست های حماس بخاطر این نیست که شما موجود ساده لوحی هستید و تبلیغات تلویزیونی ‏می تواند مغز شما را تبدیل به زباله کند. و حتما نمی خواهید بگوئید که علت درگیری غزه ‏بالارفتن قیمت نفت و حل مشکل دولت ایران و بحرانی نگاه داشتن فضا برای حفظ قدرت ‏سیاسی ایران در افکار عمومی دنیای اسلام است، البته، یک قسمت این برنامه موفق شده ‏است، قیمت نفت پانزده دلار بالا رفت و از پنجاه دلار هم گذشت. سه سال است که روزی ده ‏پانزده نفر در جهان و ایران کشته می شوند که قیمت نفت بالا برود. ‏

حماس مرا یاد یک گروه سیاسی خودمان می اندازد. یک حزب سیاسی که منافع کشور خارجی ‏و پدر ایدئولوژیک را به منافع ملی خودش ترجیح می داد، حاضر بود کشور را بفروشد به ‏کشوری که از آنجا قدرت می گرفت و اگر مردم کشورش کشته می شدند، تا بتواند قدرتش را ‏تثبیت کند، هیچ مشکلی نداشت. ما قبلا این داستان را خوانده ایم.‏

خبرنگار العالم بازداشت شد
کاظم انبارلوئی سردبیر رسالت که از بسته شدن 130 روزنامه ایرانی و دستگیری دهها ‏روزنامه نگار ایرانی در ده سال گذشته دفاع کرد، اعلام کرد که " بازداشت خبرنگار العالم به ‏اتهام اطلاع رسانی آزاد صورت گرفته است." ‏

این خبر قطعا تکذیب می شود، چون اگر خبرنگار العالم به عنوان شبکه خبری ایرانی کارش ‏‏" اطلاع رسانی آزاد" بود، قطعا دولت ایران خودش بازداشت اش می کرد و نمی گذاشت که ‏دیگران این کار را بکنند. ‏

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 5:46  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

عملیات در مهرآباد

ابراهیم نبوی  - دوشنبه 16 دی 1387 [2009.01.05]

 

خبر: اعضای بسیج دانشجویی که قصد عزیمت به غزه داشتند، تحصن خود را پایان دادند و ‏برای عزاداری به بیت رهبری رفتند.‏

با توجه به تحصن بسیج دانشجویی در مهرآباد، مجموعه مکاتبات میان این بسیج و مسوولان ‏ذیربط در این مدت به اطلاع می رسد.‏

بسمه تعالی

و من المومنین رجال صدقوا ماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر

حراست محترم فرودگاه مهرآباد

در پی فجایع دردناک غزه و صدور فرمان نمایندگی ولایت فقیه در دانشگاه ها، بسیج ‏دانشجویی با توجه به وظیفه سنگینی که بر دوش خود احساس می‌کرد و نیز رسالت تاریخی ‏خود در بیداری هر چه بیشتر امم، پس از تشکیل جلسات هم اندیشی و با عنایت به ظرفیت‌های ‏موجود، تصمیم به برگزاری تحصن در فرودگاه بین المللی مهرآباد تهران به منظور اعلام ‏آمادگی برای اعزام به غزه کرد، چرا که خشم انقلابی نیروهای ارزشی به سمت حضور در ‏صحنه های جهانی مقاومت و ایثار است. ‏

در همین راستاست که فرودگاه دیگر برای بسیجی تنها یک مکان برای تذکر دادن به زنان ‏بدحجاب نیست، بلکه به عنوان نقطه رهایی و مرز هوایی کشور با صحنه های جهانی مقاومت ‏است. لذا بسیج دانشجویی، در نظر دارد با ربودن یکی از هواپیماهای موجود در فرودگاه ‏مهرآباد، به ندای وجدانی و وظیفه مذهبی و رسالت الهی خود عمل کرده و در صحنه های ‏نبرد علیه زبونان صهیونیست و دریوزگان سازشکار عرب وارد شود. به همین دلیل چون از ‏منظر حزب الله و دانشجوی بسیجی دولت نهم، در راستای ارزشها ارزیابی می گردد، ‏هماهنگی با دولت و مسوولان امنیتی کشور برای ما فرض است، لذا، از حراست فرودگاه ‏مهرآباد درخواست می کنیم که امکان ربودن یک هواپیمای مناسب را فراهم نمایند. ‏

هواپیمای مذکور می بایست برای 270 نفر جاداشته، بتوانیم با آن تا بیروت پرواز نمائیم، ‏ضمنا از حراست فرودگاه درخواست می گردد که با توجه به ضرورت مسلح بودن ‏هواپیماربایان، امکان عبور سه کلت، پنج نارنجک و سه بسته خرج سی 4 را فراهم نمائید. در ‏پایان برادر سید کامران متوسلیان جهت هماهنگی و انتخاب هواپیمای مناسب معرفی می شود. ‏
با آرزوی توفیق الهی
‏12 دی 1387، از طرف بسیج دانشجویی دانشگاههای تهران‏


بسمه تعالی
فرماندهی محترم نیروی انتظامی تهران بزرگ ‏

در راستای حملات جنایتکارانه صهیونیسم اشغالگر به زنان و کودکان مسلمان فلسطینی در ‏غزه، تحصن بسیج دانشجویی از دیروز صبح در فرودگاه مهرآباد آغاز و همچنان ادامه داشته، ‏این بسیج دانشجویی درخواست نموده است که برای رفتن به غزه قصد هواپیماربایی دارد. ‏

لذا، با عنایت به اینکه طبق بخشنامه میم 13856 الف 68 و دستورالعمل 3000 ارسالی از ‏اطلاعات ناجا به شماره میم 2486 ا ناجا 72 هواپیماربایی برخلاف قوانین است، و از طرف ‏دیگر حمایت از فلسطین از اهم امور می باشد، دستور فرمائید تا هرچه سریعتر و قبل از ‏گسترش حملات صهیونیستی به غزه، تکلیف این حراست را روشن نمائید. ‏

جهت اطلاع آن فرماندهی اعلام می دارد که تا پس فردا فقط شش هواپیمای با حجم بالاتر از ‏‏250 مسافر در هواپیمایی جمهوری اسلامی( هما) و دو هواپیما در هواپیمایی آسمان در ‏دسترس می باشد که در صورت موافقت برای ربودن آنها باید با خلبان و خدمه هماهنگی بعمل ‏آمده و در صورت لزوم مسافران مناسب برای آن انتخاب گردند. ‏

خواهشمند است هرچه زودتر پاسخ را ارسال نموده تا اقدام مقتضی معمول گردد
‏12 دی ماه 1387، حراست فرودگاه مهرآباد

بسمه تعالی

سیدالشهدا اسلام را بیمه کرد.... امام خمینی

حراست فرودگاه مهرآباد
در راستای ضرورت دادن پاسخ دندان شکن به جنایتکاران صهیونیست و اربابان مستکبر و ‏شیوخ خیانتکار و سازشکاران فلسطینی نمای باصطلاح الفتح و آرزوی توفیق الهی برای ‏رزمندگان آهنین رزم حماس و شجاع مردان حزب الله علیه صهیونیسم، و پیرو نامه ارسالی ‏سیزدهم دی ماه، با مراجع ذیربط هماهنگی بعمل آمده و تصمیمات زیر ابلاغ می گردد:‏

‏1) ضمن تشکر از برادران بسیج دانشجویی از آنان خواسته شود که از کثیف کردن فضای ‏فرودگاه و ایجاد مزاحمت برای مسافران اکیدا خودداری و تنها در محل تعیین شده اقدام به ‏تحصن نمایند.‏

‏2) از دراختیار قرار دادن هواپیمای بالاتر از صد نفر برای هواپیماربایی خودداری نموده و ‏در صورت امکان از هواپیمایی آسمان خواسته شود یک فروند هواپیمای فوکربه بسیج ‏دانشجویی بصورت امانت داده شود و واحد حسابداری معاونت مالی بسیج تهران برای بازپس ‏دادن هواپیما رسید بدهد.‏

‏3) حراست پرواز حداقل دو گروه امنیت پرواز برای جلوگیری از حمله مسافرین احتمالی به ‏بسیج دانشجویی مامور نمایند، البته بهتر است از مسافر غریبه استفاده نشود. در صورت عدم ‏آشنایی بسیج دانشجویی با هواپیماربایی از برادران بخش آموزش امنیت پرواز بخواهید تا به ‏آنان آموزش های لازم داده شود.‏

به کلیه برادران حراست اطلاع داده شود تا با کمک برادران سپاه هماهنگی های لازم با بسیج ‏دانشجویی معمول گشته تا روحیه خودجوش ضداستکباری جوانان که در اثر این اقدام ‏هواپیماربایانه و خودپسندانه شکوفا شده است، آزرده نگردد و آقا امام زمان از ما راضی باشد.‏

‏13 دیماه 1387، فرماندهی نیروی انتظامی تهران بزرگ

بسمه تعالی
بسیج دانشجویی دانشگاههای تهران

پیرو درخواست آن بسیج محترم دانشجویی در مورد ربودن یک فروند هواپیمای مسافربری به ‏مقصد غزه، هماهنگی لازم با فرماندهی ناجا بعمل آمده و یک فروند هواپیمای فوکر 100 ‏شرکت هواپیمایی آسمان جهت ربودن توسط آن برادران محترم آماده می باشد، در همین راستا ‏هماهنگی های زیر بعمل آمد

‏1) خلبان هواپیما و خدمه آن تعیین شده و آمادگی خود را برای ربوده شدن اعلام نمودند. برای ‏آشنایی بیشتر لطفا پنج تا هفت نفر از برادران هواپیماربا را برای آشنایی با خلبان و دیدن ‏آموزش هواپیماربایی توسط امنیت پرواز حراست فرودگاه معرفی نمائید. ضمنا دقت نمائید که ‏برادران هواپیماربا حتما حداقل سه سال سابقه عضویت در بسیج را داشته باشند.‏

‏2) با توجه به احتمال درگیری میان مسافران با برادران هواپیما ربا، تصمیم گرفته شد که از ‏بیست نفر از برادران امنیت پرواز به عنوان مسافر برای حضور در هواپیما استفاده شود، لذا ‏با توجه به تعداد صندلی ها بهتر است غیر از پنج تا هفت نفر هواپیماربایان محترم، فقط پنجاه ‏نفر از طرف آن بسیج دانشجویی جهت هواپیماربایی معرفی گشته و بلیط خریداری نمایند، ‏هزینه بلیط از طرف شهرداری تهران پرداخت می گردد. ‏

‏3) با توجه به گسترش حملات صهیونیست های جنایتکار به غزه، از کلیه برادران درخواست ‏می شود هرچه سریع تر هواپیماربایان و پنجاه مسافر هواپیما را معرفی نمایند. ضمنا با توجه ‏به مشکلات احتمالی کلیه مسافران و هواپیماربایان می بایست رضایت نامه معتبر از ولی خود ‏و معرفی نامه بسیج را به همراه داشته باشند.‏

‏4) در راستای حفظ نظم و امنیت کشور که بر همه مسلمین و فرزندان امام زمان فرض است، ‏آن بسیج دانشجویی باید نظم را در فرودگاه مهرآباد رعایت نموده و از کثیف کردن سالن ‏فرودگاه خودداری کرده و غیر از محل تعیین شده برای تحصن درجای دیگری رفت و آمد ‏ننمایند و از آوردن خانم به فرودگاه خودداری نمایند. همچنین از کلیه برادران درخواست می ‏گردد با توجه به اینکه " النظافه من الایمان" می باشد، فعلا در فرودگاه پس از رفتن به ‏دستشویی حتما سیفون را بکشند.‏

‏13 دیماه 1387، حراست فرودگاه مهرآباد

بسمه تعالی

حراست محترم فرودگاه مهرآباد

حملات صهیونیست های غاصب به غزه همچنان ادامه دارد و خون فرزندان و زنان غزه در ‏خیابانهای سکوت و بی تفاوتی شیوخ خائن عرب جاری است، صدای توپ ها به گوش می ‏رسد و خائنان و سازشکاران هر روز با خیانتی تازه، کارنامه کثیف خود را آلوده تر می کنند، ‏در این میان مدعیان نوبل و دموکراسی آمریکایی رسواتر و رسواتر گشته و غزه اکنون آئینه ‏تمام نمایی برای قضاوت درباره ادعای اصلاح طلبان و دموکراتهای در عرصه های ایران و ‏جهان گشته است. ‏

در همین راستا، و ضمن قدردانی از پاسخ سریع آن حراست محترم، از آن حراست درخواست ‏می گردد که در صورت امکان و برای گسترش تبلیغ به نفع مقاومت اسلامی فلسطین در سطح ‏اروپا و دادن پیام دردمندانه غزه به اروپائیان ترتیبی اتخاذ فرمائید که به جای استفاده از ‏هواپیمای ایرانی از هواپیماهای خطوطی مانند ایرفرانس یا لوفت هانزا برای هواپیماربایی ‏استفاده گردد. پیشنهاد می کنیم که آن حراست موافقت نماید که بسیج دانشجویی دویست صندلی ‏پرواز پاریس را خریده و آن حراست نیز با هواپیمایی های مذکور هماهنگی نماید تا ابعاد این ‏تحصن عظیم بر مبارزات فلسطین در مقابل اشغالگران قدس معلوم شود. ‏

بسیج دانشجویی همچنان پیشنهاد می نماید که برای اطلاع جهانیان از ابعاد استراتژیک تحصن ‏فرودگاه مهرآباد در مبارزات فلسطین، هواپیماربایان پس از ربودن هواپیمای ایر فرانس یا ‏لوفت در پاریس توقف نموده و هواپیماربایان با معدود نشریات عدالتخواه و غیرآمریکایی ‏فرانسه مصاحبه نموده و حمایت ایرانیان از فلسطین را باطلاع مردم فرانسه برساند. در همین ‏راستا از آن حراست درخواست می شود موارد زیر را هماهنگی نمایند:‏

‏1) در راستای لزوم دریافت ویزای فرانسه برای سوار شدن به هواپیما و ربودن آن( چون این ‏بسیج نمی خواهد قوانین جمهوری اسلامی را مخدوش نماید) لذا خواهشمند است برای دریافت ‏ویزای فرانسه برای 207 نفر از اعضای بسیج دانشجویی با وزارت خارجه هماهنگ نمایند، ‏در صورت ندادن ویزای فرانسه به بسیج دانشجویی، این بسیج آمادگی دارد تا در صورت ‏صلاحدید وزارت خارجه، به سفارت فرانسه حمله نموده و از دولت فرانسه با جدیت بخواهد ‏که به مسافران غزه ویزای فرانسه داده شود.‏

‏2) در راستای ضرورت حضور عکاسان و خبرنگاران متعهد در هواپیما برای ثبت این واقعه ‏تاریخی، از وزارت ارشاد درخواست می گردد تعداد ده عکاس و خبرنگار متعهد که پیشینه ‏آنان بررسی شده و سابقه حضور در نشریات باصطلاح اصلاح طلب نداشته باشند، معرفی ‏شده و برای آنان ویزا و هزینه رفت و آمد داده شود. در صورت امکان ترتیبی داده شود که در ‏فرودگاه پاریس نیز گروهی از خبرنگاران نشریات آمریکایی و انگلیسی و فرانسوی که ‏مواضع مستقل و ضدصهیونیستی دارند، حضور داشته و به انعکاس وسیع اخبار هواپیماربایی ‏بپردازند.‏

‏3) با توجه به ضرورت حضور هرچه سریع تر بسیج دانشجویی در غزه و وجود این احتمال ‏که ممکن است هواپیمایی ایرفرانس پس از رفتن به پاریس از ادامه سفر به بیروت یا دمشق ‏خودداری کند، لطفا با ایران ایر هماهنگ نمائید که در همان موقع هواپیمای مناسب در پاریس ‏موجود باشد که بسیج دانشجویی بتواند با هماهنگی حراست مهرآباد، آن را در پاریس ربوده و ‏هرچه سریع تر عازم غزه گردد تا به داد کودکان و زنان فلسطینی در غزه برسد.‏

‏14 دی ماه 1387، بسیج دانشجویی دانشگاه تهران

بسمه تعالی
بسیج دانشجویی دانشگاه تهران

پیشنهاد شما بررسی شده و با وزارت خارجه گفتگو به عمل آمد و با یک خلبان فرانسوی ‏ایرفرانس هماهنگ شده و برای دریافت ویزای 207 نفر از دانشجویان نیز اقدامات لازم ‏صورت گرفته است. همچنین یک هواپیمای دیگر ایران ایر نیز در پاریس به مدت یک هفته ‏آماده ربوده شدن می باشد. از آن بسیج دانشجویی درخواست می گردد تا پس فردا اسامی و ‏گذرنامه 207 نفر را برای ربودن هواپیمای ایرفرانس توسط نماینده بسیج دانشجویی به ‏حراست مهرآباد تحویل داده و برای سه روز دیگر پس از دیدن آموزش لازم برای ‏هواپیماربایی به مقصد پاریس و پس از آن به دمشق آماده باشند. ‏
برای آن برادران فداکار امید پیروزی داریم
‏15 دی ماه 1387، حراست فرودگاه مهرآباد

بسمه تعالی
اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود..... امام خمینی

‏ حراست فرودگاه مهرآباد
ضمن تشکر از اقدامات آن حراست در مبارزه قاطع از حمایت جدی این بسیج دانشجویی از ‏مقاومت اسلامی فلسطین، با توجه به ضرورت حضور بسیج دانشجویی در مراسم عزاداری ‏سالار شهیدان در بیت رهبری، تصمیم گرفته شد هواپیماربایی تا ماه آینده به تاخیر بیفتد تا اگر ‏وقاحت صهیونیست ها در حمله به فلسطین شدت گرفت، این اقدام انجام شود. لذا این بسیج ‏دانشجویی با اعلام آمادگی کامل خود برای شهادت در غزه، در حال حاضر عازم بیت می ‏باشد تا در عزاداری شرکت کند.‏

لذا، با توجه به آمادگی بیست تن از برادران برای شهادت در عملیات استشهادی در فلسطین ‏اشغالی، لطفا در موارد زیر برای ده روز دیگر هماهنگی نمائید:‏

‏1) هواپیمایی جمهوری اسلامی با هماهنگی ثبت احوال برای افرادی که فهرست اسامی آنان ‏به پیوست است، شناسنامه و گذرنامه با اسامی دیگری صادر کرده و برای آنان ویزای لبنان ‏تهیه نماید.‏

‏2) با توجه به عدم آشنایی برادران بسیج دانشجویی با زبان عربی و انگلیسی و عبری، ‏وزارت خارجه برای معرفی مترجمینی که آماده شهادت باشند، اقدام نماید. مترجمین باید به ‏عنوان راهنما نیز عمل نمایند، چون برادران آماده شهادت در بسیج دانشجویی با فلسطین ‏اشغالی آشنایی نداشته و نیاز به راهنما دارند. در صورت آشنایی مترجم مناسب با عملیات ‏نظامی و انفجار بمب در فلسطین این مترجمین اولویت دارند. ‏

‏3) با توجه به اینکه عملیات استشهادی نیازمند اتومبیل می باشد، و برادران ما در لبنان با ‏خرید اتومبیل و عملیات تجهیز آن آشنایی ندارند، از حراست آن فرودگاه درخواست می گردد ‏ضمن هماهنگی با سفارت ایران در بیروت، بیست اتومبیل را خریداری و آنها را برای انفجار ‏آماده نماید. ضمنا از مسوولان سفارت درخواست می گردد آدرس اعضای کابینه اسرائیل و ‏مقامات عالیرتبه آن را با عکس و کروکی محل اقامت تهیه نمایند تا برادران ما قبل از شهادت ‏درگیر اقدامات اجرایی و وقت گیر نشوند.‏

بسیج دانشجویی شهادت سرور و سالار شهیدان را به برادران حراست تسلیت گفته و آمادگی ‏خود را برای هواپیماربایی، شهادت، نبرد با صهیونیسم، به آتش کشیدن منافع استکبار در ‏جهان، بستن تنگه هرمز، مدیریت جهان پس از پایان عزاداری ها و ضمن هماهنگی با ‏مسوولان محترم اعلام می دارد.‏
‏15 دی ماه 1387، بسیج دانشجویی دانشگاههای تهران

‏ ‏

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 13:46  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

بنتون، پیتزا، دشمنان خلق ما

ابراهیم نبوی - یکشنبه 15 دی 1387 [2009.01.04]

 

در راستای اینکه در هفته گذشته روز شنبه انقلابی شد بزرگتر از انقلاب دوم که دو ساعت ‏بیشتر طول نکشید و روز یکشنبه دانشجویان وابسته به بسیج که رسما جزو نظامیان محسوب ‏می شوند، ولی بطور بین المللی جزو انقلابیون هستند، رسما تصمیم گرفتند از خودشان ‏هواپیماربایی کنند و به جای اینکه این کار را بکنند، رسما از دولت درخواست کردند که به ‏آنها اجازه هواپیماربایی بدهد و بعد از وزارتخارجه درخواست کردند که به آنها اجازه بدهد ‏چند سفارتخانه را آتش بزنند، بعد تصمیم گرفتند برای حمایت از مردم غزه آسفالت های تهران ‏را بکنند و شهر را به نشانه عزاداری شش روز سوراخ سوراخ کنند و همچنین برای مبارزه با ‏اسرائیل به خانه شیرین عبادی حمله کردند، در همین راستا درخواست می کنیم به سووالات ‏زیر پاسخ داده و گزینه مناسب را انتخاب کنید، فقط خواهشمندیم گزینه تان را تا اطلاع ثانوی ‏به دیگران نشان ندهید، چون ممکن است مثل گزینه های قبلی ایراد داشته باشد. ‏

سووال اول: با توجه به اینکه در جریان سفر نخست وزیر عراق به ایران، گروهی از ‏خبرنگاران ایرانی خواستار آزادی منتظرالزیدی خبرنگار عراقی که به بوش کفش پرت کرده ‏بود شدند، لطفا بگوئید که چرا این گروه از خبرنگاران ایرانی در سال گذشته، خواستار آزاد ‏شدن خبرنگاران ایرانی از زندان نشدند؟
گزینه اول: چون خبرنگاران ایرانی نه کفش پرت می کنند نه گاز می گیرند
گزینه دوم: چون خبرنگاران ایرانی پای شان را توی کفش دولت می کنند‏
گزینه سوم: چون مال ما به آنها مربوط نیست ولی مال آنها به ما مربوط است‏
گزینه چهارم: چون خبرنگاران ایرانی گاز گرفته می شوند و لنگه کفش می خورند

سووال دوم: اگر فرض کنیم یکی از مسوولان کشور در فرودگاه اصفهان به دلیل رفتن به ‏دستشویی به پرواز نرسیده ولی با استفاده از قدرتش جلوی پرواز هواپیما را گرفته است، و به ‏همین دلیل به مردم زیان وارد آمده است. از این موضوع کدام نتیجه را می توان گرفت؟‏
گزینه اول: اگر مسوولان کشور بموقع به دستشویی بروند، نیاز به استفاده از قدرت ندارند.‏
گزینه دوم: اصولا وقتی مسوولان بی موقع توالت می روند، به مردم زیان وارد می شود.‏
گزینه سوم: پرواز هم مثل بقیه کارهای مسوولان کشور است...‏
گزینه چهارم: اصفهان مثل بقیه کشور است، مسوولان در آنجا وظیفه شان را انجام می دهند.‏

سووال سوم: با توجه به اینکه دکتر حسن ملاشاهی استاد دانشگاه گفته است " دولت نهم ‏اعتقادی عمل می کند و نماینده واقعی ملت است و ما از عملکرد رئیس جمهور راضی ‏هستیم." از کجا می فهمیم که ایشان استاد دانشگاه است؟
گزینه اول: چون آدم بااعتقادی است
گزینه دوم: چون همه دانشمندان در جهان طرفدار دولت شان هستند‏
گزینه سوم: چون اصولا دانشمندان جهان از عملکرد رئیس جمهورشان راضی هستند
گزینه چهارم: چون آدمهای دانشگاهی جوری حرف می زنند که از حرف شان معلوم می شود ‏که چقدر باشعور و فهمیده اند.‏

سووال چهارم: جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران وارد سوریه و لبنان شد و با رهبر ‏حماس و جهاد اسلامی ملاقات کرد، اتفاق بعدی را پیش بینی کنید.‏
گزینه اول: منفجر می شود
گزینه دوم: اول همدیگر را می بینند، بعد منفجر می شود ‏
گزینه سوم: همزمان با دیدار با یکدیگر منفجر می شود
گزینه چهارم: داغ می کند، ولی بعد از سفر منفجر می شود

سووال پنجم: سی سال قبل دانشجویان پیرو خط امام سفارت آمریکا را اشغال کرده و پس از ‏سقوط دولت ایران، تغییر دولت آمریکا و انتشار اسناد آمریکا آن را خالی کردند. یک هفته قبل ‏دانشجویان بسیجی باغ سفارت انگلیس را اشغال کرده و پس از دو ساعت آن را تخلیه کردند؛ ‏نسبت این دو واقعه شبیه کدام گزینه زیر است؟
گزینه اول: نسبت منفجر شدن به صادر کردن صدای مشکوک
گزینه دوم: نسبت افتادن از طبقه هشتادم به افتادن از روی تخت ‏
گزینه سوم: نسبت قرار گرفتن زیر آبشار نیاگارا به جیش کردن بچه در هنگام بغل کردن‏
گزینه چهارم: نسبت تراژدی احمقانه به کمدی احمقانه‏

سووال ششم: دانشجویان پیرو خط امام برای اعتراض به آمریکا سفارت آن کشور را اشغال ‏کرده بودند، اما دانشجویان بسیجی برای اعتراض به اسرائیل باغ سفارت انگلیس را اشغال ‏کرده بودند، لطفا بگوئید که چرا دانشجویان باغ سفارت انگلیس را اشغال کرده بودند؟
گزینه اول: چون سفارت اسرائیل در ایران باغ ندارد، اما انگلیس باغ دارد.‏
گزینه دوم: چون اسرائیل با ایران رابطه ندارد، به همین دلیل انگلیس مقصر است.‏
گزینه سوم: چون بچه ها را برای تفریح باید به باغ برد.‏
گزینه چهارم: چون باغ محیط جالب تری برای عکاسی و فیلمبرداری است.‏
گزینه پنجم: هر چهار مورد صحیح است.‏

سووال هفتم: با توجه به اینکه حدود پانصد نفر از مردم غزه در هفته گذشته کشته و تعداد ‏زیادی زخمی شدند، ادامه کشتار در غزه به نفع کیست؟
گزینه اول: ادامه کشتار مردم غزه به نفع حزب کارگر اسرائیل در انتخابات بعدی است، به ‏همین دلیل ادامه دارد.‏
گزینه دوم: ادامه کشتار در غزه به نفع پیروزی حماس در انتخابات بعدی فلسطین است، به ‏همین دلیل کشتار ادامه دارد.‏
گزینه سوم: ادامه کشتار در غزه به نفع انتخابات آینده دولت احمدی نژاد است چون قیمت نفت ‏بالا می رود و تندورهای ایران قدرت پیدا می کنند، به همین دلیل کشتار ادامه دارد. ‏
گزینه چهارم: کسانی که دوست دارند جنگ تمام شود، قدرتش را ندارند که تمام کنند و کسانی ‏که قدرت تمام کردن جنگ را دارند، دوست ندارند که تمامش کنند.‏

سووال هشتم: با توجه به اینکه فروشگاه بنتون که ایتالیایی است، به دلیل وابستگی به اسرائیل ‏به آتش کشیده شده است، پیشنهاد می کنید برای اعتراض به اسرائیل کجا را آتش بزنند؟ ‏
گزینه اول: کفاشی هایی که کفش شان شبیه کفش های ایتالیایی است آتش بزنند، چون در ایتالیا ‏هم یهودی زندگی می کند.‏
گزینه دوم: تعمیرگاههای پژو را آتش بزنند، چون پژو فرانسوی است و فرانسه همسایه ‏ایتالیاست و در ایتالیا تعدادی یهودی زندگی می کنند.‏
گزینه سوم: سالن سینما آفریقا را آتش بزنند چون چندبار در آن فیلم ایتالیایی نشان داده شد و در ‏ایتالیا تعدادی یهودی زندگی می کنند.‏
گزینه چهارم: به پیتزافروشی ها حمله کنند، به دلایل فوق...‏

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 10:54  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

یک جام زهر ‏

ابراهیم نبوی- چهارشنبه 11 دی 1387 [2008.12.31]

 

نمایش تک پرده ای: جماران، سال 1367، داخلی

امام خمینی که در جماران در حال خواب است، یک دفعه از خواب بلند می شود. خواب بد ‏دیده است. روی تشک می نشیند و شروع می کنند به دعا خواندن. ‏

امام خمینی: خدایا! ما را از شر کفار و منافقین حفظ کن. خدایا! ما را از شر وسوسه خناسان ‏حفظ کن. خدایا! از مسلمین در هر کجای دنیا هستند محافظت بفرما. خدایا! نگذار شیطان رجیم ‏این ملت را فاسد کند....‏

‏( یک دفعه رعد و برق می زند، باد تندی می وزد و پنجره ها باز می شود و پرده با صدای باد ‏پیچ و تاب می خورد، صدای در می آید، تق تق تق!)‏

امام خمینی بلند می شود و در را باز می کند. مردی سرخ مو با پیراهن سرخ، موهای نارنجی ‏سیخ سیخ، عینک دودی ریبن، کلاه کابوی جیر قرمز، شلوار لی و کفش نایک قرمز پشت در ‏است. مرد نگاهی به امام خمینی می کند و لبخندی می زند.‏

امام خمینی: شما کی باشید؟
مرد موقرمز: من همون کسی هستم که شما داشتی نفرینش می کردی، هر روز هر روز کلی ‏فقط بخاطر نفرین های شما دارن ما رو عذاب می دن، اومدم خدمتت توضیحات بدم.‏

امام خمینی: ما اصلا شما را نمی شناسیم، چه برسد که نفرین کرده باشیم، شما کی باشین؟
مرد موقرمز: ما شیطان رجیم هستیم( سیگار برگی در می آورد) می شه یه سیگار دود کنیم؟

امام خمینی: خدا لعنتت کنه، ای شیطان رجیم! اینجا آمدی چکار؟ اینجا سیگار ممنوعه...‏
شیطان رجیم: اومدم معامله کنم، یه معامله خوب.... هم به نفع من، هم به نفع شما...( سیگارش ‏را له می کند و می اندازد دور.)‏

امام خمینی: در شرع اسلام معامله با کفار و منافقین اشکال دارد، تو که خود شیطانی( فکری ‏می کند) حالا چه معامله ای می خوای بکنی؟( چشم ها را تنگ می کند و به شیطان خیره می ‏شود) اگر چیزی که از من می خواهی حرام باشد، نمی کنم.... بگو از من چه می خواهی؟
شیطان رجیم: چیزی که من می خوام اینه که دیگه منو نفرین نکنی، چون هر روز شما ما رو ‏شصت بار نفرین می کنی و هر بار که نفرین می کنی یا روی سرمون قیرداغ می ریزن، یا ‏تیر می زنن به بازومون، یا نیم سوز حواله می کنن، خب دردمون می آد، شما دیگه ما رو ‏نفرین نکن.....‏

امام خمینی: لعنت بر شیطان.... ‏
شیطان رجیم: آخ!( دود از گوشهایش بیرون می زند) سوختم! ‏

امام خمینی: ( صدایش را پائین می آورد) لعنت بر شیطان رجیم! چه توقعاتی از آدم دارند! ‏حالا فرض کن ما شما را نفرین نکنیم، شما چی کار می کنی؟
شیطان رجیم: من هم یک روزنامه کیهان به شما می دهم...( شیطان از جیبش یک روزنامه ‏کیهان درمی آورد و به امام خمینی نشان می دهد.) بفرما!‏

امام خمینی روزنامه را پرت می کند آن طرف روی زمین: لعنت بر شیطان! کیهان می خوام ‏چکار؟
شیطان رجیم( دود از پاچه شلوارش بیرون می زند): آخ! وای! سوختم! ‏

امام خمینی: آخه شیطان ملعون! من کیهان می خواهم چه کنم؟ روزی صد تا نسخه کیهان می ‏آورند توی جماران، من نگاه نمی کنم، حالا با شیطان رجیم معامله کنم، آن هم بخاطر کیهان! ‏
شیطان رجیم: حاج آقا! شما این روزنامه رو نگاه کن، این فرق می کنه....‏

امام خمینی: چه فرقی می کنه؟ کیهان کیهانه! از وقتی هم این بچه، مهدی نصیری رفته است ‏آنجا بدتر هم شده، هیچ مطلب و خبری برای خواندن ندارد.....‏
شیطان رجیم: حاج آقا! ما بعد از سی هزار سال که از خدا عمر گرفتیم، هیچی نباشه دیگه ‏خودمون ختم روزگاریم، ممکنه سر ملت رو کلاه بگذاریم، ولی حرف مفت به شما نمی زنیم، ‏این روزنامه که داریم به شما می دیم یه چیز دیگه است!‏

امام خمینی: مثلا چی است این روزنامه؟ ( نگاهی به روزنامه می کند) روزنامه اگر حقیقت ‏در آن ننویسند روزی نامه است. ( کمی به روزنامه که روی زمین افتاده نگاه می کند) این چرا ‏رنگی است؟
شیطان رجیم( می خندد): حکایت همینه حاجی! نوکرتم! این کیهان تومنی هفتصنار با روزنامه ‏هایی که دیدی فرق می کنه( خم می شود و روزنامه را باز می کند و آن را به دست امام ‏خمینی می دهد) بفرما! حال کن! روزنومه کیهان مال بیست سال بعده، مال دی سال 1387، ‏بیست سال بعد، بگیرش تا به ما اینقدر نگی شیطان، این امت شما یک کارهایی می کنه که ‏دست ما رو از پشت می بنده، بعد هم می گه گول شیطان رو خوردم، بخدا اینها ما رو هم گول ‏می زنن.....‏

امام خمینی( به روزنامه خیره شده): روزنامه بیست سال بعد! عجب! این کیهان چرا رنگیه؟ ‏روزنامه اگر رنگی باشد می شود رنگین نامه....‏
شیطان رجیم: همه روزنامه ها بیست سال بعد رنگی می شه.....‏

امام خمینی: بیا ای ملعون، من چشمم خوب نمی بینه، بخون ببینم چی نوشته، اگر چیز به ‏دردبخوری که ما نفهمیم بیست سال دیگه چی می شه نخونی، نفرین ات می کنم روزی سیصد ‏بار. بعد هم بیرونت می کنم. بخون ببینم چی نوشته....‏
شیطان رجیم: نوشته بسیج دانشجویی باغ قلهک را برای اعتراض به غزه اشغال کرد....‏

امام خمینی: چی نوشته؟ حتما نوشته دانشجویان حمله کردند، بسیج هم حمایت کرد....‏
شیطان رجیم: نه، نوشته بسیج دانشجویی.... ‏

امام خمینی: مگر بسیج هم دانشجویی می شه، حالا برای چی حمله کردند به باغ؟
شیطان رجیم: این باغ قلهک مال انگلیسه، دانشجوها هم برای اعتراض به حمله اسرائیل به باغ ‏سفارت انگلیس حمله کردند و بعد هم بیرون رفتند.....‏

امام خمینی: خبرش دروغه، اولا که بسیج دانشجو نیست، دوما که کسی برای اعتراض به ‏اسرائیل غاصب به انگلیس خیانتکار حمله نمی کنه، سوما که اگر کسی بخواد حمله کنه، به ‏سفارت حمله می کنه نه به باغ.....‏
شیطان رجیم: ولی این خبرش رو نوشته.... ‏

امام خمینی: خبرش دروغه، اینجا چی نوشته؟ این صادق چیه وزیر کشور شده؟
شیطان رجیم: نوشته صادق محصولی وزیر کشور شد، نوشته این سردار 160 میلیارد پول ‏دارد و پولش را به عنوان پشتوانه نظام گذاشته است.... ‏

امام خمینی: چه دروغ هایی! سردار که میلیاردر نمی شه....‏
شیطان رجیم: چرا، شده، این هم عکسش.....‏

امام خمینی: این را کی گذاشته وزیر کشور بشود؟ حتما هاشمی و خامنه ای و موسوی اردبیلی ‏مردند که این شده وزیر کشور....؟ ‏
شیطان رجیم: نوشته ایشون مورد حمایت رئیس جمهور هستند.....‏

امام خمینی: پس مجلس که در راس امور است کجاست؟ چرا اونها برکنارش نمی کنند این ‏سردار میلیاردر را؟ ما که انقلاب نکردیم یک نفر میلیاردر وزیر کشور بشود....‏
شیطان رجیم: حاج آقا! مجلس بهش رای اعتماد داده و آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب هم ‏ایشون رو جانشین فرماندهی کل قوا در نیروی انتظامی کرده....‏

امام خمینی: کدام آیت الله خامنه ای؟ نکنه همین سید علی آقای خودمان؟ خب حتما مصلحتی ‏هست که حالا من سر نمی آورم، حتما اگر شیخ علی اکبر نمرده باشد هنوز رییس مجمع ‏تشخیص مصلحت است اگر هم رفیقش دچار اشتباه بشه او نمی گذاره ... یعنی من این طوری ‏وصیت کردم . مگر این که بخواهند وصیت مرا نخوانده و نشنیده بگذارند و انقلاب دست ‏نااهلان بیفتد. خدا کند احمد زنده نباشد. ‏
شیطان رجیم: نه ایشان مردانده شده...‏

امام خمینی: حتما به دست منافقین که از کفار بدترند. پسر بزرگی هم که ندارد
شیطان:چرا دارد اتفاقا خیلی هم درس خوانده و متین است اما این دولتمردان جدید او را هم ‏ناسزا می گویند و بیت شما را میگویند لانه فسادست... تازه این که چیزی نیست کیهان نوشته ‏شیخ علی اکبر بخاطر زیرپا گذاشتن آرمان های انقلاب نباید در انتخابات بعدی شرکت کند....‏

امام خمینی( چشمهایش گشاد شده): شیخ علی اکبر خودمان را گفته؟ من می دانستم اینها اینقدر ‏کوتاهی می کنند تا مسعود رجوی و منافقین اداره مملکت را دست شان می گیرند و کیهان را ‏هم اداره می کنند.....‏
شیطان رجیم: اینجا نوشته مجاهدین خلق تحت حمایت آمریکا در عراق باقی می مانند و نوشته ‏حسین شریعتمداری هم سردبیر کیهان است، نه منافقین...‏

امام خمینی: یا ابوالفضل! آمریکا در عراق دیگه چیه؟ پس صدام کجاست؟ ‏
شیطان رجیم: صدام به وسیله آمریکایی ها در عراق اعدام شده.... منافقین هم از دست ایران به ‏آمریکایی ها پناهنده شدند و تحت حمایت آمریکا باقی می مانند

امام خمینی: یعنی صدام آمریکایی نیست، ولی منافقین آمریکایی هستند؟ ‏
شیطان رجیم: بله، آمریکایی ها صدام را برکنار و محاکمه و اعدام کردند....‏

امام خمینی: دست شان درد نکنه، اون ملعون را خوب شد اعدام کردند....‏
شیطان رجیم: نوشته منتظرالزیدی یک خبرنگار عراقی در آمریکا به رئیس جمهور آمریکا که ‏رفته بود بغداد کفش پرتاب کرد....‏

امام خمینی: بعض این عراقی ها آدمهای بی ادبی هستند، هر کسی برایشان هر کاری بکند، ‏آخرش کفش بهش پرت می کنند بهش. این خبرنگار عراقی بی ادب را باید شیعیان بگیرند و ‏ادب کنند که چرا به طرف کسی که صدام را که دشمن شیعه بود از بین برد، کفش پرت کرد؟
شیطان رجیم: نوشته دانشگاههای ایران می خواهد به خبرنگار عراقی بورس تحصیلی بدهد ‏که بیاید ایران درس بخواند.....‏

امام خمینی: این کفش پرت کرده به دشمن صدام که به ما موشک پرت می کرد، حالا این افراد ‏فاسد می خواهند به او بورس بدهد که بیاید دانشگاه درس بخواند؟ پس این وزیر ارشاد مملکت ‏که باید تبلیغات برای اسلام بکند، کجاست؟ ‏
شیطان رجیم: کیهان از قول وزیر ارشاد نوشته ما خواستار بازگشت به آرمان های اول انقلاب ‏هستیم.....‏

امام خمینی: گفته می خواهد به اول انقلاب برگردد؟ یعنی بیست سال چه غلطی کرده رفته جلو ‏که می خواهد دوباره برگردد به همان موقع که ما هستیم؟ پس این ائمه جمعه چکار می کنند در ‏ستاد نماز جمعه؟ ‏
شیطان رجیم: اینجا نوشته که حاج آقا گلستانی مسوول ستاد نماز جمعه تویسرکان که فیلم ‏روابط جنسی اش در همه جا پخش شده اعلام کرده که این خانم صیغه من بود و من محلل ‏بودم.....‏

امام خمینی( با شنیدن خبر در خودش فرو می رود، جامی را که روی میز است برمی دارد): ‏تو مطمئنی این ها را نوشته؟ یعنی فیلم جماعت را پخش کرده یا فیلم جماع؟
شیطان رجیم: من توی این قضیه دست نداشتم، بخدا ما اینقدرها هم وضع مون خراب نیست، ‏این کار رو حاج آقا گلستانی بدون هماهنگی با ما کرده، ما اصلا تقصیر نداریم......‏

امام خمینی: پس این دولت چکار می کند؟ یک نفری سخنگوی این دولت نیست که یک حرفی ‏برای ملت بزند که این کارها را نکند؟
شیطان رجیم: چرا حاج آقا! روزنامه بیست سال بعد کیهان نوشته که الهام، سخنگوی دولت ‏گفته که " در دولت های شانزده سال گذشته حاکمان مرعوب و یا مجذوب دشمن بودند." ‏

امام خمینی: شانزده سال گذشته یعنی از کی؟ ‏
شیطان رجیم: می شه از یک سال بعد

امام خمینی: یعنی از یک سال بعد حاکمان مملکت مرعوب و مجذوب دشمن می شوند؟ یعنی ‏چطور می شود؟ کی حاکم است که اینطور می شود؟
شیطان رجیم: شرمنده ام حاج آقا! منظورش اینه که شما یک سال دیگه مرحوم می شین، علی ‏آقا خامنه ای می شن رهبر انقلاب، اکبر آقای هاشمی می شه رئیس جمهور تا هشت سال، بعد ‏هم حاج آقا محمد خاتمی می شه رئیس جمهور تا هشت سال.....‏

امام خمینی: خب، این اکبر آقا که مثل پسر خودمان است، بهش مطمئنیم، این محمد آقای خاتمی ‏هم که پسر حاج آقا روح الله یزد است، بهش مطمئنیم، علی آقا هم مطمئن هست، او و شیخ علی ‏اکبر هیچ وقت با هم اختلاف نمی کنند. این شد شانزده سال، پس کی مجذوب دشمن بوده که ‏اینها توی دهنش نزدند؟
شیطان رجیم: منظورش این است که اینها خودشان مجذوب دشمن بودند

امام خمینی: آن وقت این اکبر و محمد و علی آقا مجذوب دشمن بودند، بعدش کی آمد که ‏مجذوب دشمن نبود؟ ‏
شیطان رجیم: اینجا نوشته که رئیس جمهور محمود احمدی نژاد بعد از ملکه الیزابت برای ‏مردم انگلیس به مناسبت میلاد مسیح پیام داد

امام خمینی: این احمدی نژاد چی کاره است؟
شیطان رجیم: رئیس جمهور

امام خمینی: رئیس جمهور ایران؟
شیطان رجیم: بله

امام خمینی: پس چرا برای مردم انگلیس پیام داده؟ آن هم بعد از ملکه انگلیس، و برای چی اگر ‏برای انگلیس پیام داده رفتند سفارتش را گرفتند؟
شیطان رجیم: من خبری ندارم.....‏

امام خمینی: این احمدی نژاد عکس ندارد؟‏
شیطان عکس احمدی نژاد را به امام خمینی که عینکش را گذاشته نشان می دهد: اینه....‏

امام خمینی( به دقت نگاهش می کند، رو به شیطان): مطمئنی؟
شیطان: بله، خودشه.....‏

امام خمینی جام را در دستش می گیرد: سخنگوی این آقا گفته که دولت های قبلی مرعوب ‏دشمن بودند و خودش هم وزیرش میلیاردر است و آن روحانی هم فیلم لخت بازی کرده؟.....‏
شیطان رجیم: حاج آقا! بخدا ما در این موارد مقصر نیستیم.....‏

امام خمینی جام را در دستش می گیرد، روزنامه را به دست شیطان می دهد و می گوید: شما ‏برو، این روزنامه را هم ببر، یک جایی گم وگورش کن که کسی نفهمد، من هم دیگه شما را ‏نفرین نمی کنم، فقط برو و مواظب باش احمد این طرف ها نیاید.....‏
شیطان می گوید: چشم، خداحافظ.....‏

شیطان می رود، امام خمینی سرش را پائین می اندازد. روی میز یک قطعنامه افتاده است، آن ‏را امضا می کند، بعد جام زهر را سر می کشد.‏

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 5:58  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

آقای عسگراولادی! لطفا خاتمی را ببخشید!‏

ابراهیم نبوی  - چهارشنبه 4 دی 1387 [2008.12.24]

 

آقای عسگراولادی هفته گذشته از آقای خاتمی پرسید: " خاتمی می خواهد کشور را از چه ‏چیزی نجات دهد؟" چرا که خاتمی گفته بود که می خواهد کاندیداتوری را بپذیرد و کشور را ‏نجات بدهد. من واقعا نمی فهمم این آقای خاتمی چرا این حرف ها را می زند؟ مرد حسابی! ‏آقای محترم! ای مردی با عبای شکلاتی! ای سید خندان! نجات چی؟ کشک چی؟ پشم چی؟ ‏اصلا نجات کجای کی بود؟ چرا حساب نشده حرف می زنید؟ شاید یکی نخواهد نجات پیدا کند؟ ‏شاید اصلا قبول نداشته باشد که باید نجات داده شود؟ شاید اصلا نمی داند که لازم است نجاتش ‏بدهند! ممکن است طرف حسابی نشئه است و توپ توپ است، می خواهی نجاتش بدهی که هر ‏چه کشیده است بپرد؟ برای چی؟ ‏

آقای خاتمی! اصلا شما چرا همین طوری یک حرفی می فرمائید؟ من نمی دانم بالاخره باید ‏یک فرقی بین خاتمی و احمدی نژاد باشد، نمی شود که آقای خاتمی هم همینجوری زرتی ‏دهانش را باز کند و هر چی دلش خواست پرتاب کند بیرون و هیچ اتفاقی نیفتد؟ من از طرف ‏آقای خاتمی و به جای همه ملت ایران، از این بابت از آقای عسگراولادی عذر می خواهم. ‏آقای عسگراولادی! لطفا آقای خاتمی را ببخشید، ایشان در جریان نیست، یک چیزی گفت، ‏شما کوتاه بیا!‏

البته راستش را بخواهید من هم جای عسگراولادی بودم نه فقط به آقای خاتمی می توپیدم، بلکه ‏چنان برخوردی می کردم، چنان برخوردی می کردم که دیگر آقای خاتمی از این حرف ها ‏نزند. ممکن است شما شعورتان نرسد و متوجه نباشید و از دهان نامبارک تان دربرود که به ‏آقای عسگراولادی چه ربطی دارد که این حرف ها را می زند؟ و ممکن است روی همان ‏نادانی ذاتی تان که هزارتا مدرک آکسفورد و کمبریج هم مثل برادر کردان داشته باشید، آخرش ‏حالیتان نشود که آقای عسگراولادی برای خودش ریش سفیدی است و حق دارد بگوید که ‏مملکت اصلا مشکلی ندارد که لازم باشد یکی بیاید نجاتش بدهد. اگر کسی چنین چیزی بگوید، ‏آن وقت شما می خواهید چه کنید؟ آقای خاتمی! آقای محترم شکلاتی! شما می خواهید کشور را ‏از چه چیزی نجات دهید؟ ‏

اصولا نجات پیدا کردن خودش یک داستانی دارد. آدم که نمی تواند سرش را بیندازد پائین و ‏زرتی برود توی خانه مردم و شروع کند به خاموش کردن شعله آتش، شاید اصلا صاحبخانه ‏خودش خانه را آتش زده، شاید دوست دارد خانه اش آتش بگیرد، شاید از گرما و شعله آتش ‏خوشش می آید، اصلا به شما چه؟ آقای خاتمی! مملکت مال باباتان که نیست! مملکت مال ‏بابای آقای عسگراولادی است، اگر دوست داشت زنگ می زند به آتش نشانی می آیند ایشان ‏را خاموش می کنند. برای چی در مسائل خصوصی دیگران دخالت می کنید؟ یک هو این قدر ‏گفته اند خوشگلی و موجود برجسته ای هستی، احساس " خود پاملا آندرسون بینی" بهتان ‏دست داده و پابرهنه پریدید وسط دریایی که یک عالمه آدم دارند از آب گل آلود آن ماهی می ‏گیرند و یقه طرف را گرفتید می خواهید به زور نجاتش بدهید. هی می گوئی داشت دستش را ‏تکان می داد و ترسیدم غرق شود. از کجا می دانید داشت دستش را برای شما تکان می داد که ‏بروید و نجاتش دهید؟ شاید داشت دستش را برای امواج خروشان ملت بیدار دل تکان می داد! ‏شاید داشت دستش را برای ملت های آمریکای لاتین تکان می داد! چرا فکر می کنید هر کسی ‏در حال غرق شدن است و دستش را تکان می دهد نیاز به نجات دادن دارد؟ اصلا شاید نخواهد ‏نجات پیدا کند؟ اصلا مگر شما نجات غریق هستید و وظیفه دارید هر کسی دستش را توی آب ‏تکان داد شیرجه بروید توی آب و درش بیاورید؟ شاید طرف می خواهد آنقدر زیرآبی برود که ‏جانش دربیاید؟ شاید مغزش فعال شده و دارد فرار می کند که برود کمبریج با یک مدرک ‏درست و حسابی فارغ التحصیل بشود؟ به شما چه که می خواهید نجاتش بدهید؟ می خواهید ‏یک مشت آدمی که عمری زیرآبی رفته اند از غرق شدن نجات بدهید؟ اصلا به شما چه؟ نمی ‏خواهد نجات پیدا کند؟ اصلا مدلش این طوری است. منتظر است امام زمان بیاید و نجاتش ‏بدهد، شما مگر نعوذ بالله امام زمان هستید؟ ‏

آقای خاتمی! ‏
اصلا کی گفته شما به فکر نجات وطن باشید؟ وطن صاحب دارد، صاحبش هم اصلا از شما ‏خوشش نمی آید، می خواهد صد سال سیاه بیاید و برود و هزار تا بدبختی هم که برایش پیش ‏بیاید دوست ندارد شما نجاتش بدهید. اصلا شما می خواهید مملکت را از چی نجات بدهید؟ آیا ‏خدای ناکرده فکر کردید اینجا هم مثل کشورهای خارجی است و در کشور ما دولت بی عرضه ‏ای وجود دارد که شما بپرید وسط و نجاتش بدهید؟ یا فکر می کنید خدای ناکرده مردم فقیر شده ‏اند و کسی نان ندارد بخورد؟ ‏

خدا را شکر همه ملت وضع شان توپ توپ است، اینقدر که دارند می ترکند. مردم آنقدر ‏ثروتمند شده اند که وزیر مملکت که نماینده پابرهنه هاست 160 میلیارد ثروت دارد، ببین بقیه ‏مردم وضع شان چطوری است؟ دیگر مثل زمان شما نیست که در مملکت بعضی ها بیکار ‏بودند، الآن همین آقای الهام، با همین قد و بالا شش تا شغل دارد، این مملکت به نجات نیاز ‏ندارد. یک وقتی بود که در هر خانه ای یک نفر کار می کرد پنج نفر می خوردند، همه با هم ‏می خورند و کار می کنند. الحمدالله اعضای دولت همه با خانواده مشغول کارند؛ برادر و ‏باجناق و خواهر زاده و برادر زاده نیم ساعت زمین نمی ماند، فورا یا معاون می شوند یا ‏مشاور. با این وضع شما می خواهید چی را از دست کی نجات بدهید؟ ‏

اینقدر فرنگ رفتید و مستفرنگ شدید که فکر کردید ایران هم مثل فرانسه و انگلیس است که ‏زمستان بیاید برقش قطع بشود، برقش که قطع شد گازش قطع بشود، گاز و برق که قطع شد ‏آب قطع بشود، این سه تا که قطع شد ملت از سرما یخ بزنند، یا یک برف که بیاید راهبندان ‏بشود و راههای هشت تا استان بسته شود. خدا را شکر و به کوری چشم دشمنان همه چیزمان ‏جور است. نه تنها دولت مان که انشاء الله قدش سر چشم دشمنان اسلام دربیاید، دارد مملکت ‏را مثل دسته گل اداره می کند، بلکه هر روز دارند از صد تا کشور به رئیس جمهورمان زنگ ‏می زنند و دنبال راه حل برای مشکلات شان می گردند. آنها برای نجات شان سراغ رئیس ‏جمهور ما آمده اند، شما می خواهی مملکت را از دست این رئیس جمهور نجات بدهی؟ ‏

آقای خاتمی! ‏
گفته اید که می خواهید مملکت را نجات بدهید، مملکتی را نجات می دهند که در آن ظلم و ‏تبعیض و تعدی باشد، آیا خدای ناکرده در ایران به کسی ظلمی می شود؟ آیا فکر کردید ایران ‏هم مثل سوئیس است که به فلان دختر که در بازداشت است تجاوز شود و او را بکشند؟ آیا ‏فکر کردید ایران هم مثل سوئد است که در دانشگاهی استاد نظر بد به دختر دانشجویش داشته ‏و می خواسته به او تجاوز کند؟ آیا فکر کردید در ایران هم مثل آلمان وزیری به دروغ خودش ‏را تحصیل کرده نشان داده؟ آیا فکر کردید ایران مثل انگلیس است که جمعیت معلمان برای ‏افزایش حقوقشان توی خیابان کتک خوردند؟ آیا فکر کردید ایران مثل استرالیاست که زنی را ‏که از حقش دفاع می کرده زندان بردند؟ آیا فکر کردید ایران مثل هلند است که نیروی انتظامی ‏دانشجویان را در خیابانهای آمستردام کتک زدند؟ آیا کسی را بدون اینکه خبری بدهند و جرمی ‏اعلام کنند، زندانی کرده اند؟ آیا کسی جلوی دهان کسی را گرفته است؟ آیا روزنامه ها و ‏رسانه ها مثل فرانسه ممنوع است؟ مملکت را از چه چیزی می خواهید نجات بدهید؟ در حالی ‏که دولت ایران برای مردم کنیا خانه می سازد، برای مردم لبنان مدرسه می سازد، به عراق ‏برق مجانی می دهد، سواحل کشور را به روسیه می دهد، اسم خلیج فارس را به امارات تقدیم ‏می کند، برای ونزوئلا تراکتور می سازد، رودکی را به تاجیکستان و ابن سینا را به عربستان ‏و مولوی را به ترکیه می بخشد، در حالی که دولت ایران تنها حامی آزادی بیان در اروپا و ‏مخالف اصلی زندان گوانتاناموست، در حالی که دولت ایران فقط برای آبروی مملکت خط ‏هوائی مجانی تهران کاراکاس دائر کرده که بدون مسافر هر روز می رود و می آید، در حالی ‏که رئیس جمهور کشور در دو سال با صد نفر از رهبران جهان ملاقات کرده، شما می خواهید ‏مملکت را از چی نجات بدهید؟ حالا صدتا نه و با سه نفر سی بار، بهترست از سی ملاقات با ‏سی نفر. دولت ما روزی دو میلیون نامه عریضه استغاثه دریافت می کند. کدام دولتی در دنیا ‏موفق است مردم را به چنین روزی بیندازد که این همه استغاثه کنند. واقعا این افتخارآمیز ‏نیست. کدام کشوری می تواند ماشینی با موتورهای فرنگی رابا اسم میناتور [آن هم با املای ‏غلط] به اسم خودرو تمام ملی بفروشد. و هنوز آماده نشده رییس جمهور به خاطر مهردادجان ‏چنان جملات عالی در وصفش بگوید. اصلا شما به روابط رییس دولت و مهرداد جان نگاه ‏کنید کدام یک از کشور های پیشرفته و مثلا متمدن می تواند چنین رانت خواری و روابطی را ‏برملا کند.‏

آقای خاتمی!‏
شما می خواهید کشور را نجات بدهید که چه بشود؟ آیا خدای ناکرده کشور ما در جهان بی ‏ارزش شده است؟ آیا به نظر شما اهمیتی دارد که در طول سه سال سازمان ملل چهار قطعنامه ‏علیه ایران صادر کرده است؟ اصلا آمریکا و اروپا چه اهمیتی دارد؟ فرض کنید کشورهای ‏آفریقایی و آسیایی هم علیه ما رای داده باشند، اصلا آفریقا و آسیا چه اهمیتی دارد؟ برای ما که ‏مسلمان هستیم اصلا هیچ اهمیتی ندارد اگر تمام دنیا هم علیه ما باشند. حتی اگر سازمان ‏کنفرانس اسلامی هم علیه ما باشد هیچ اهمیتی ندارد. حتی اگر همه مسلمانان جهان هم علیه ما ‏باشند، چه اهمیتی دارد وقتی خدا می داند که حق با ماست. و حتی اگر همه مردم هم علیه ما ‏باشند هیچ اهمیتی ندارد. حتی اگر مسوولان کشور خودمان هم علیه دولت باشند باز اهمیتی ‏ندارند، واقعا شما فکر می کنید چنین مملکتی به نجات نیاز دارد؟ ‏

آقای خاتمی!‏
خیال تان راحت باشد، آقای عسگراولادی ریش اش را توی آسیاب که سفید نکرده، یا توی ‏زندان سفید کرده یا توی هیات موتلفه و کمیته امداد یا وزارت بازرگانی، مطمئن باشید اگر ‏کشور احتیاج به نجات دهنده داشت، حتما خودش این کار را می کرد. ایشان سی سال قبل ‏مملکت را یک بار نجات داد، اگر لازم بود دو سال دیگر هم باز نجات می دهد. شما برو به ‏کار فرهنگی برس و بیخودی نگران نباش. اگر به کسی هم برای نجات نیاز داشته باشند به شما ‏نیاز ندارند. ‏


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 10:14  توسط سید ابراهیم نبوی  | 

حاج مولانا واشنگتن ‏

ابراهیم نبوی  - سه شنبه 3 دی 1387 [2008.12.23]

 

با توجه به اهمیت مصاحبه با مشاوران مهم ریاست محترم جمهور که اگر این مشاوران ‏نبودند، تا به حال موش کور دوهزار و سیصد و پنجاه و نه بار رئیس جمهور را به دلیل اینکه ‏موش کور است، می خورد و الآن ما رئیس جمهور نداشتیم و مجبور بودیم باز هم انتخابات را ‏تحریم کنیم، چون ممکن بود یک نفر به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود، تصمیم گرفتم، و ‏بقول قدما رجاء واثق دارم که بعد از تصمیم دکتر محمد مصدق برای ملی کردن نفت، که البته ‏این تصمیم توسط ایشان گرفته نشد، هرگز کسی تا این حد بر تصمیم خویش راسخ نبوده است، ‏که هر هفته یک مصاحبه سرگشاده غیرخصوصی با دکتر حاج رابرتعلی واشنگتن، معروف ‏به سیدنا و مولانا داشته باشیم، باشد که از این مسیر بر غیرت و توانمندی و دانش هموطنان ‏افزوده شود. ‏

مقدمه: رفتن به سراغ دکتر حاج واشنگتن یکی از مهم ترین تصمیمات زندگی من به عنوان ‏یک مصاحبه کننده و روزنامه نگار بود، گفتگو با کسی که سالها در مرکز سیاست های جهانی ‏زندگی کرده کار سختی بود. ولی من این کار را کردم. حاج رابرتعلی واشنگتن پنجاه سال قبل ‏تحصیل را در آمریکا آغاز کرد، وی از چهل سال قبل به تدریس در این کشور پرداخت. او ‏مدتی طولانی به تدریس شاگردان خود در وزارت خارجه، پنتاگون، سیا و سایر موسسات ‏سیاسی آمریکا پرداخت. وی سی سال قبل در جریان جنگ سرد و در حالی که مشغول تربیت ‏شاگردانی برای بخش خاورمیانه ای پنتاگون بود، به تهران می رفت تا در کلاسهای درس ‏استاد مطهری شرکت کند و وقتی بیست سال قبل به تدریس روابط بین المللی برای کارکنان ‏وزارت خارجه آمریکا می پرداخت، نوشتن مطالب روزانه را برای کیهان آغاز کرد. پرفسور ‏حاجی واشنگتن از سال 1337 به همکاری با روزنامه کیهان، که در آن زمان هنوز بخوبی ‏ایجاد نشده بود پرداخت و آنقدر با این روزنامه کار کرد که حتی متوجه نشد که مدیریت این ‏روزنامه پس از انقلاب تغییر کرده است. وی بتازگی به عنوان مشاور رئیس جمهور برگزیده ‏شده است. وقتی برای مصاحبه با او رفتم قلبم تاپ تاپ می زد، انتظار داشتم که با یک ‏آمریکایی تمام عیار روبرو شوم، اما درست برخلاف آنچه فکر می کردم، با کسی مواجه شدم ‏که پس از چهل سال حضور در فرهنگ غرب همچنان حضور سبز روستایی خود را حفظ ‏کرده و این چهل سال انگار که در اطراف تبریز مشغول چراندن گاوها در دل سرسبز و ‏زیبای صحرا بوده است. چهره شاداب و راستگو و صادق او مرا به عمق چاههای عمیق ‏کشورمان برد.‏

ما: لطفا خودتان را برای خوانندگان روزنامه ما معرفی کنید....‏
حاجی واشنگتن: به شما هیچ ربطی ندارد. من به هیچ سووال خصوصی پاسخ نمی دهم و فقط ‏در مورد مسائل شغلی مصاحبه می کنم....‏

ما: ما فقط می خواستیم اسم و شغل و تحصیلات تان را بدانیم.... ‏
حاجی واشنگتن: من مشاور رئیس جمهور هستم و اسم من اصلا مهم نیست، حتی یک کلمه از ‏اسم مرا هم ننویسید گوساله بی سواد بی شعور!‏

ما: خیلی ممنون، شما بارها گفته اید که آمریکا در حال نابودی است، رئیس جمهور هم چند بار ‏گفته است که آمریکا در حال نابودی است، لطفا دلایل تان را برای ما بگوئید.... ‏
حاجی واشنگتن: نمی گویم.....‏

ما: ولی این سووال ماست..... ‏
حاجی واشنگتن: شما لزومی ندارد سووال کنید، خبرنگار نباید سووال کند، من خودم هفده سال ‏در کیهان چیز می نویسم، و اصلا سووال نمی کنم، البته به شما مربوط نیست چرا سووال نمی ‏کنم، چون این مساله خصوصی من است، ولی خبرنگاری که متوجه نشود که آمریکا در حال ‏نابود شدن است، باید پنجره را باز کند و خودش را از پنجره پرت کند بیرون.... فهمیدی؟

‏( مشاور رئیس جمهور در همین موقع خبرنگار را لب پنجره می برد و او را هل می دهد ‏پائین. خبرنگار در اثر سقوط از طبقه هفتم کشته شده و خبرنگار مورد اعتماد دیگری به جای ‏او وارد شده و مصاحبه را ادامه می دهد....)‏

خبرنگار دوم ما: بعله، می فرمودید.....‏
حاجی واشنگتن: می فرمودم که نشانه های نابودی آمریکا بسیار روشن است، من چهل سال ‏قبل وقتی وارد آمریکا شدم متوجه درزهای روی دیوارها شدم و در سال 1370 در یک مقاله ‏نوشتم که امپراطوری آمریکا دارد ترک برمی دارد، الآن یک سال است که آمریکا در حال ‏نابود شدن است. در ماه اکتبر در آمریکا 467849 نفر اخراج شدند، در ماه نوامبر تعداد ‏بیکاران فقط در یک ماه 600 هزار نفر بود، الآن با همین وضع اگر پیش برود، سالی بین ‏چهار تا 12 میلیون آمریکایی بیکار می شوند و در عرض دو سال تعداد بیکاران در این ‏کشوربه 128 میلیون نفر می رسد، من فکر می کنم که تا سال 2012 حتی رئیس جمهور ‏آمریکا را هم اخراج می کنند.‏

ما: آیا واقعا چنین روندی جدی است؟ یعنی شما فکر می کنید که در آمریکا..... ‏
حاجی واشنگتن: مگر شما شعور ندارید؟ وقتی می گویم همه اخراج می شوند یعنی همه اخراج ‏می شوند، ضمنا در حال حاضر افزایش قیمت بنزین باعث شده که میلیونها ماشین در بزرگراه ‏های آمریکا بدون بنزین بمانند، بین 50 تا 72 میلیون اتومبیل الآن در اتوبان 101 آمریکا ‏متوقف شدند.....‏

ما: ولی قیمت نفت و بنزین که فعلا کاهش پیدا کرده و به زیر 50 دلار رسیده است..... ‏
حاجی واشنگتن: لازم نیست شما به من بگوئید، من خودم استاد نفت و خاورمیانه و این جور ‏چیزها هستم. در مورد قیمت بنزین هم خودم قیمت ها دستم هست. البته قیمت نفت در آمریکا ‏بکلی بالا رفته که من اطلاع دارم و شما هیچ اطلاعی ندارید، حتی پدرتان هم اطلاع ندارد، ‏خودم می دانم که اگر لازم بود خواهم نوشت....‏

ما: بله، اما رئیس جمهور گفت که قیمت نفت زیر 100 دلار نخواهد آمد، چرا پیش بینی ایشان ‏غلط از کار درآمد و چرا قیمت نفت پائین آمد؟ ‏
حاجی واشنگتن: شما در این مورد اشتباه می کنید، ایشان هرگز چنین چیزی نگفت.‏‎ ‎ایشان ‏حرف هایی درباره هولوکاست زد ولی کسی از ایشان چیزی درباره قیمت نفت نشیده، شما هم ‏نشنیدید‎ ‎‏ ...‏

ما: آقای احمدی نژاد در تاریخ سوم شهریور 1385 در ساعت 11 و سیزده دقیقه در سخنرانی ‏در مرکز انرژی اتمی بوشهر، در حضور 296 نفر از جمله 37 خبرنگار، اعلام کرد که ‏قیمت نفت دیگر به پائین صد دلار نمی آید.... ‏
حاجی واشنگتن: این فقط یک برداشت سطحی است که توسط یک عقل ناقص انجام گرفته ‏است. حتما خودتان قبول دارید که عقل تان ناقص است، امیدوارم به این حقیقت پی برده باشید، ‏این که 296 نفر در آنجا بودند چیزی را عوض نمی کند، شما در ایران این موضوع را نمی ‏توانید بفهمید، بروید اطراف واشنگتن تا در آنجا متوجه حقیقت گفته های احمدی نژاد شوید. ‏حقیقت سیاست های احمدی نژاد را شما در نیویورک می توانید بفهمید، گاهی در ایران بعضی ‏ها می گویند که قیمت ها در دوره آقای احمدی نژاد چهار برابر شده است، این از نگاه یک ‏ایرانی است، در حالی که اگر شما ششصد کیلومتر از زمین فاصله بگیرید، متوجه می شوید ‏که هیچ چیزی گران نشده. شما باید بتوانید ایران را در نیویورک نگاه کنید، وگرنه نمی توانید ‏به درک درستی از شرایط ایران برسید...‏

ما: چشم، من سعی می کنم از نیویورک به تورم نگاه کنم، ولی سووال بعدی این است که ‏سخنرانی آقای احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا با نظر شما انجام گرفت، در این سخنرانی به ‏احمدی نژاد توهین شد، آیا به نظرتان این سخنرانی عمل موفقی بود؟‏
حاجی واشنگتن: آیا می خواهید نظر شخصی من را بدانید؟‏

ما: بله، دقیقا.... ‏
حاجی واشنگتن: شما غلط می کنید می خواهید نظر شخصی من را بدانید، اصلا من نظر ‏شخصی ام را بیان نمی کنم، چه بسا که اصولا نظر شخصی هم نداشته باشم. ولی اگر نظر ‏غیرشخصی ام را بخواهید، این سخنرانی یکی از موفق ترین سخنرانی های یک ایرانی در ‏سطح جهان بود، شما باید چهل و یک سال و سه ماه و هفت روز در آمریکا زندگی کرده باشید ‏تا بفهمید یک آمریکایی چه احساسی می کند، من این احساس را می فهمم، در حالی که بقیه ‏گاو هستند و نمی فهمند، باید این را قبول کنید، چون چاره ای ندارید. در فرهنگ آمریکایی تا ‏کسی در دانشگاه کلمبیا فحش نخورده باشد، مورد قبول قرار نمی گیرد، یک اصطلاح ‏آمریکایی می گوید کلمبیاخورش ملسهColombian Insulted ‎‏ حتی آدمی مثل مارتین لوتر ‏کینگ هم تا وقتی در همان سالن توسط یکی از دانشجویان که به او گفت " کره خر! خفه شو" ‏فحش نخورده بود، این همه محبوبیت در آمریکا پیدا نکرد. این چیزی است که شما نمی ‏دانستید، می دانستید؟ ‏

ما: نه، نمی دانستم.... ‏
حاجی واشنگتن: پس بگو غلط کردم سووال کردم....‏

ما: غلط کردم، ببخشید.....‏
حاجی واشنگتن: حالا می توانید ادامه بدهید.....‏

ما: آقای احمدی نژاد یک سال قبل اعلام کرد که امکان ندارد آمریکایی ها اجازه بدهند که ‏باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا بشود، ولی اوباما رئیس جمهور شد، منبع اطلاعات و ‏مشاور ایشان در مسائل آمریکا چه کسی بود؟ و چرا ایشان چنین تحلیلی کرد؟ ‏
حاجی واشنگتن: اینکه چرا ایشان چنین تحلیلی کرد، موضوعی است که به شما هیچ ربطی ‏ندارد، اما اینکه منبع اطلاعات او چه بود، این سووالی است خصوصی که من به آن پاسخ نمی ‏دهم و بهتر است شما هم از این سووالات نکنید، اما این که چرا اوباما انتخاب شد، این فقط ‏ظاهر قضیه است، کسانی که اطلاعات دقیقی در مورد سیاست های آمریکا ندارند، فکر می ‏کنند که اوباما رئیس جمهور شده، در حالی که موضوع به همین راحتی هم نیست....‏

ما: یعنی شما در اینکه اوباما رئیس جمهور آمریکا شده است، شک دارید؟ ‏
حاجی واشنگتن: من به سووال شما پاسخ دادم و شما هم فهمیدید، بقیه را باید بروید مطالعه ‏کنید. .....می توانید سووال بعدی را بپرسید... ‏

ما: با توجه به اینکه گفتید معلوم نیست اوباما رئیس جمهور ایران باشد، لطفا بگوئید از نظر ‏شما چه کسی رئیس جمهور آمریکاست؟ ‏
حاجی واشنگتن: من به سووالات خصوصی جواب نمی دهم، به نظرم شما بهتر است مقالات ‏بنده را مطالعه کنید و اگر هم تا حالا مطالعه نکردید، خیلی کار زشتی کردید. البته بگویم خیلی ‏از کسانی که مسائل آمریکا را بدقت دنبال می کنند، معتقدند هنوز بوش رئیس جمهور است و ‏هرگز هم تغییر نخواهد کرد، در حالی که عده ای با ساده لوحی به آمریکا نگاه می کنند ... ‏

ما: در دوره ای که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور آمریکا بود، چهار قطعنامه علیه ایران ‏صادر شد که ایشان آن قطعنامه ها را کاغذپاره خواندند، نظر شما در این مورد چیست؟
حاجی واشنگتن: به نظر من شما نفهمیدید که ایشان منظورشان چه بود.... شما باید در آمریکا ‏باشید تا بفهمید کاغذپاره یعنی چه. در آمریکا همه منظور ایشان را فهمیدند، در حالی که در ‏اینجا خیلی ها منظور از کاغذپاره را نفهمیدند.‏

ما: خواهش می کنم، لطفا بفرمائید منظور ایشان چه بود؟ ‏
حاجی واشنگتن: این که من فکر می کنم منظور ایشان چه بوده، یک سووال خصوصی است و ‏من به آن جواب نمی دهم.‏

ما: گفته می شود که شما با لری کینگ برای مصاحبه با آقای احمدی نژاد برخی توافق ها را ‏کرده اید که می خواستیم اگر دوست دارید در این مورد هرچقدر دوست دارید تکذیب کنید. ‏
حاجی واشنگتن: من به سووالات مالی پاسخ نمی دهم، لطفا فقط سووالات کاری را بپرسید.‏

ما: آقای احمدی نژاد در مصاحبه با یک رسانه آمریکایی قضیه هاله نور را تکذیب کرد، آیا ‏این رفتار صادقانه بود؟ در حالی که در ایران میلیونها نفر فیلم ایشان را دیدند....‏
حاجی واشنگتن: من نمی دانم چرا ایشان قضیه هاله نور را تکذیب کرد، چون من خودم هاله ‏نور را دیدم و اتفاقا همه کسانی که آن روز بودند متوجه این موضوع شدند، به نظرم نباید ‏تکذیب می کرد، من خودم آن روز چشمم داشت کور می شد.‏

ما: یعنی شما هاله نور را دیدید؟ ‏
حاجی واشنگتن: طبیعی است، شما هم دیدید، من در این مورد خیلی ناراحت شدم، چون واقعا ‏نمی دانم چیزی را که من خودم با چشمهای خودم دیدم چرا ایشان تکذیب کرد.‏

ما: شما...... ‏
حاجی واشنگتن: گفتید شما.... من به سووالات شخصی پاسخ نمی دهم....‏

‏( در همین موقع تلفن همراه آقای مشاور زنگ زد و همزمان با صدای زنگ هاله نوری از ‏تلفن درخشید، مشاور غیب شد و اتاق را ترک کرد و مصاحبه نیمه تمام ماند.)

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 12:47  توسط سید ابراهیم نبوی  |