<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سید ابراهیم نبوی</title>
<link>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/</link>
<description>برای تبادل لینک در کامنت ها به ما اطلاع دهید.برای دیدن عکس و فیلم به پیوند های وبلاگ مراجعه کنید</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 23 Jun 2009 03:32:12 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>کودتا چیست؟-----------------سه شنبه ۲ تير ۱۳۸۸</title>
<link>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-560.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=news-single-timedata align=justify&gt;سه شنبه ۲ تير ۱۳۸۸&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=overheader align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;H2 align=justify&gt;کودتا چیست؟&lt;/H2&gt;
&lt;DIV class=news-author-section align=justify&gt;
&lt;DIV class=news-author-image&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=image align=justify&gt;&lt;FONT color=#4d87c7&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=subheader align=justify&gt;&lt;FONT color=#4d87c7&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;کودتا یک کار عملیاتی است که دولتها وقتی خیلی زور دارند و بلد نیستند حرف بزنند، انجام می دهند. در کودتا یک دولت، کارهایی مثل تصویب قانون، برگزاری انتخابات، تحمل مخالفان، مذاکره، مناظره، دستگیری عناصر مساله دار و کارهای شبیه این را بکلی کنار می گذارد، و بدون شوخی تا ته قضیه می رود. در جریان کودتا دولت حق هر کاری را دارد، مردم هم بعد از کودتا خیلی اوقات به خودشان حق می دهند کارهایی که زمان کودتاچی ها نمی توانستند بکنند، انجام دهند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;انواع کودتا: کودتا مثل خیلی چیزهای دیگر یک نوع نیست، بلکه انواع مختلفی دارد، معمولا انواع آن هم بستگی به نوع کودتاچی( قد و وزن و نوع چکمه)، نوع مردم، نوع حمله، شکل دندان کودتاچی، جنس شلوار کودتا شوندگان و مقدار پولی دارد که کودتاچیان دارند. برای مثال چند نوع کودتا را نام می بریم: &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;کودتای خزنده: کودتایی است که در آن تعدادی نویسنده مشغول نوشتن رمان، تعدادی فیلمساز مشغول ساختن فیلم، تعدادی شاعر مشغول سرودن شعر و تعدادی نقاش مشغول کشیدن تابلو هستند، بعد یک عده مامور با عینک سیاه می ریزند و د بزن، اینقدر آنها را می زنند که آنها اعتراف می کنند نقاشی نمی کشیدند، نمی سرودند، فیلم نمی ساختند و رمان نمی نوشتند، بلکه کودتا می کردند، بعد ول شان می کنند و به تعدادی دیگر حمله می کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;کودتای درنده: کودتایی است که در آن تعدادی سگ هار را که مدتهاست آدم ندیده اند می اندازند به جان تعدادی دختر و پسر و زن و مرد و پیر و جوان که لباس سبز پوشیده اند و در خیابان راه می روند و شعارهای شاد می دهند، و می خواهند طبق قانون رئیس جمهورشان را تعیین کنند. و چون دست شان به مخالفان شان نمی رسد، هر کسی را که در خیابان می بینند، کتک می زنند و می کشند و اگر همه از خیابان به خانه رفتند، وارد خانه می شوند و هرکسی توی خانه بود جر می دهند، اگر هم نتوانستند وارد خانه ها بشوند، هر ماشینی که توی خیابانی باشد که قبلا کسی با لباس سبز از آن رد شده باشد، خرد و خاکشیر می کنند و اگر هم ماشین پیدا نکردند، باجه های تلفنی را که قبلا کسی که شال سبز پوشیده و هفته قبل از آنجا به جایی زنگ زده، می شکنند و اگر هیچکدام از اینها پیدا نشد احتمالا خودشان همدیگر را جروواجر می کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;کودتای جونده: کودتایی است مخصوص وزیر اطلاعات که وقتی یک روزنامه نگار روبرویش نشست و زیاد حرف زد، در فاز یک کودتا قندان را پرت می کند توی سرش و در فاز بعدی سینه اش را گاز می گیرد و او را می جود. معمولا دندان های پیشین این کودتاچی ها تیز و سینه کودتاشوندگان سفت است. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;کودتای پرنده: در این نوع کودتا ابتدا هاله نوری در آسمان دیده می شود، بعد هاله مذکور زرتی می نشیند روی سر بیریخت ترین آدمی که دچار توهم است، بعدا او به مدت چهار سال اینقدر سوار انواع پرنده مثل هلی کوپتر و هواپیما می شود که از این کار خوشش می آید و وقتی بعد از چهار سال به او می گویند که نوبت ات تمام شد، حالا نوبت یکی دیگر است، دلش نمی آید پیاده شود، به همین دلیل کودتا می کند. در بسیاری از موارد عملیاتی شدن کودتای پرنده شبیه کودتای درنده است. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;کودتای شرمنده: این نوع کودتا فقط در 28 مرداد 1332 اتفاق می افتد. در این نوع کودتا پانصد تا لات به کمک صد تا جی جی و تعداد کمی از مردم شروع می کنند به گفتن مقداری زنده باد که تا روز قبل مرده باد بود و تعدادی مرده باد که تا روز قبل زنده باد بود. در کودتای شرمنده دو موضوع مبهم وجود دارد. اولا کسانی که علیه شان کودتا شده، قبل از اینکه کسی چیزی به آنها بگوید فرار می کنند و می روند، طرفداران کودتا شده ها هم نیم ساعت بعد فرار می کنند و می روند روسیه، کسانی که گفته می شود کودتا کرده اند هم خودشان در زندان هستند و تازه بعد از اینکه رهبری کودتا را به عهده گرفتند از زندان آزاد می شوند، عامل اصلی کودتا هم که خودش مدتها قبل فرار کرده و رفته خارج. معلوم نیست اصلا کی علیه کی کودتا کرد؟ و بعد هم طرف کودتا شده برای اینکه نشان بدهد خیلی کودتای بزرگی بوده همه کشورهای دنیا را در کودتا مقصر می داند و همه را وادار به اعتراف می کند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;کودتای رونده: این نوع کودتا مخصوص کودتاچیانی است که یکهو بسرشان می زنند و خوششان می آید و کودتا می کنند، بعد همه را می گیرند، در نتیجه یکی می زند پس کله شان و می روند فلسطین شانزده سال بعد برمی گردند می گویند من برگشتم. سید ضیاء الدین طباطبایی یکی از این نوع کودتاگران بشمار می آید که در اثر یک تصادف کودتای بسیار مهمی کرد که تا چند ماه نه کودتا کننده و نه کودتا شونده متوجه نشده بودند که کودتا کردند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;کودتای نرم: نوعی کودتاست که اینقدر نرم است که فقط روزنامه کیهان متوجه آن می شود. در این کودتا یک گروه ایرانی- آمریکایی یا ایرانی معمولی می روند دانشگاه درس می دهند، یا می روند سر کار، بعد می روند کافی شاپ، بعد می روند سینما، بعد می روند مهمانی، بعد برای هم ای میل می زنند، بعد عکاسی می کنند، بعد دستگیر می شوند، بعد متوجه می شوند جاسوس اند و خودشان نمی دانستند، بعد اعتراف می کنند و بعد آزاد می شوند و بعد می روند خارج و کودتا تمام می شود. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;کودتای روسی: یک ملت با ما مخالف است، با تانک از روی آنها رد می شویم و موافقت آنها را جلب می کنیم. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;کودتای ایرانی: کودتای ایرانی ترکیبی از انواع کودتاهای درنده، جونده، روسی، پرنده و شرمنده است. این نوع کودتا با انواع رایج کودتا در سایر نقاط جهان تفاوت هایی دارد که باید به این تفاوت ها دقت کنیم &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;اول، در همه کودتا ها یک گروهی از یک حکومت علیه گروه دیگری در همان حکومت کودتا می کنند، در کودتای ایرانی حکومت علیه ملت خودش کودتا می کند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;دوم، در همه کودتاها حکومت رهبران مخالفان غیرقانونی را دستگیر می کنند، در کودتای ایرانی، دولت رهبران قانونی حکومت را یا دستگیر می کنند، یا حبس خانگی می کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;سوم، در همه کودتاها یک گروه رئیس جمهور را برکنار می کنند و خودشان قدرت را در دست می گیرند، در کودتای ایرانی رئیس جمهور کودتا می کند تا همان کارهای قبلی را ادامه بدهد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;چهارم، در همه کودتاها دولت اعلام حکومت نظامی می کند و مخالفان را سرکوب می کند، در کودتای ایرانی چون مخالف سرکوب شده وجود ندارد و اعلام حکومت نظامی غیرقانونی است، دولت هر کسی را که ببیند سرکوب می کند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;پنجم، در همه جا کودتاچیان برای اینکه اغتشاشات را سرکوب کنند کودتا می کنند، در ایران برای اینکه اغتشاش ایجاد کنند، کودتا می کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;ششم، در همه جای دنیا کودتاچیان با قدرت سر موضع شان می ایستند تا آرامش ایجاد شود، در کودتای ایرانی کودتاچیان شنبه آزادی می دهند، یکشنبه همه را به گلوله می بندند، دوشنبه تصمیم می گیرند آشتی ملی ایجاد کنند، سه شنبه همه کسانی را که قرار است آشتی کنند زندانی می کنند، چهارشنبه اختلافات خانوادگی را حل می کنند، پنجشنبه اعضای خانواده را کتک می زنند، و روز جمعه تازه خبر کودتا را اعلام می کنند. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 23 Jun 2009 03:32:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siedebrahimnabavi&amp;postid=560</comments>
<dc:creator>siedebrahimnabavi</dc:creator>
<guid>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-560.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سبز ممنوع!------------یکشنبه 31 خرداد 1388</title>
<link>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-558.aspx</link>
<description>&lt;P class=date align=justify&gt;یکشنبه 31 خرداد 1388&lt;/P&gt;
&lt;H3 class=content align=justify&gt;سبز ممنوع!&lt;/H3&gt;
&lt;DIV class=photo align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;کاری از: صنوبر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;با عرض سلام و خسته نباشید. پوزش می خواهم از عدم وجودم در این چند وقته. حقیقتش را بخواهید چند روز اول که شدیداً به کمک شربت و قرص و دم نوش و چنته و جادو و جنبل مشغول هضم &quot;دو&quot;روغ که چه عرض کنم &quot;هزار&quot;روغ بعضی ها بودم و داشتم شاپکایی که به زور سعی داشتند به سرم کنند و تا دم قوزک پایم پایین بکشند را به کمک اورژانس و آتش نشانی از سرم در می آوردم. بعد از آن هم تا آمدم کمی عرض اندام کنم این تلویزیون مرا میخکوب خودش کرد. داشتم فیلم سینمایی و سریال می دیدم. خدای من گواه است در تمام این عمر بی حاصلم این همه فیلم و سریال در آن واحد به صورت مسلسل وار به سمتم شلیک نشده بود. از فیلم شعبده باز بگیر تا هر فیلم اکران شده و نشده سینمای هالیوود. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;عرضم به خدمت گرامی که در این مدت صدا و سیمای ما علاوه بر اکران حجم عظیمی فیلم و سریال، وقایع مملکتی را نیز به طرز شگرف و هنری قلب و کبد و مثانه و همه چیز کرد که فی الواقع وظیفه رسانه همین است و چیزی به غیر از این نیست. دستش درست که در این راه به حضرت حق قسم سنگ تمام گذاشت. باشد که این سنگ در ابعاد ستون های تخت جمشید برواد به چشم و گوش کامران نجف زاده مکش مرگ ما، حاجیلو، آن گوینده ای که توهم &quot;تین ایجری&quot; شدیداً او را گرفته است، و سایر دوستان. آمین. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;به تازگی برخی از دوستان صدا و سیما (نه از آن کمی تا حدودی خود فروخته به قیمت د�� قران ها)، توانستند اخبار این چند وقت صدا و سیما را به نحوی از لای دیوارهای بتنی و توپ و تانک های مستقر در این مجموعه در برده و از پشت میله ها به نحوی به دستم برسانند. امیدوارم که هنوز زنده باشند و نفسی بیاید و برود. من هم دوان دوان خود را به پای کامپیوتر رساندم تا قبل از اینکه این اخبار به طرفه العینی از طریق فیسبوک و تویتر به کل جهان مخابره شود و به گوش سی ان ان و بی بی سی و حتی نن جون آقای کروبی برسد، اولین نفری باشم که این اخبار را فاش می کنم:&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;- به علت این که رنگ سبز نگو، بگو لجن، اکنون توسط متجاوزان و متخاصمان دزدیده شده است، متاسفانه از این به ��عد قرار بر این شده است که برنامه ورزش صبحگاهی در آغلی دربسته و به دور از ذره ای گل و گیاه برگزار شود. گفته می شود آقای ورزش قبلی به جرم این که لباس ورزشش به رگه هایی از رنگ لجن آلوده بود، پس از نوازش و ارشاد توسط پایه دوربین، کت بسته به زندان اوین بخش 209 منتقل شده است. همان روز، خانم مجری برنامه ی صبحگاهی هم به سبب آن که مقنعه اش لجنی رنگ بود در دم با مقنعه اش خفه شد. خفه شده اش را هم از درخت چنار حیاط صدا و سیما آویزان کرده اند تا با وزش نسیم صبحگاهی تکان تکان بخورد و عبرتی شود برای تمام لجن ها. به جان خودم. می توانید بروید ببینید. تماشا برای تمام عموم آزاد است. البته خیلی نزدیک نشوید چون با کلاشنکف و کوکتل مولوتوف معدوم خواهید شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;- آقای حاجیلو شدیداً تحت فشار است. آنقدر سرش شلوغ است که حتی فرصت نمی کند موهایش را تجدید رنگ کند. خبرها حاکی از آن است که این آقایی که بنا به اظهارات خودش از بچه گی، که بر می گردد به دوران نئاندرتال ها، عاشق آقای احمدی نژاد بوده است (عشقت را بجوم، ببخشید این من نبودم، رشته تایپ را دشمن از دستم ربود) از صبح پاشنه های گیوه را می کشد، تنبانش را تا دم گلوگاه می کشد بالا و در به در در اطراف و اکناف شهر تهران به دنبال اشخاص محروم از اینترنت می گردد(که الحق در این دوره زمانه ع��ن خیار چنبر نوبر است). چرا؟ چون او تشنه حقیقت است. او می خواهد مغز حقیقت را در مورد آشوب طلبانی که از بیکاری سطل آشغال می سوزانند و به خانه های ملت حمله می برند، از روده ی این اشخاص بکشد بیرون. خبرها حاکی از آن است که چندین بار عده ای از همین لجن های خس و خاشاکی به خود حاجیلو حمله برده و سعی داشته اند میکروفون را به حلق وی فرو کنند که متاسفانه، ببخشید خوشبختانه و به مدد نمی دانم کی، این تدابیر ناکام ماند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;- قرار بر این است که دو کانال صدا و سیما یا سوسنش را نمی دانم، تماماً خود را وقف سریال های عهد آفتابه ای من جمله اوشین( سال های دور از خانه) و ها��یکوی خودمان بکنند تا هم تجدید خاطره شود، هم بالاخره بر ما روشن شود که این اوشین چه کاره بود و ریوزو چه به سرش آمد. دوستان خس و خاشاکی که به نظر می رسد به علت نبود برنامه های مفرح مدام در خیابان ها پرسه می زنند و ایجاد اغتشاش می کنند، می توانند از این به بعد تخمه و چس فیلهایشان را از بقال سر کوچه بخرند و از صبح بنشینند سریال نگاه کنند و عشق کنند. ای خس! ای خاشاک! ای لجن! ول کن خیابان را. خبری نیست. شهر امن و امانه. الکی چرا جو را سنگین می کنی؟&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;- خبرها حاکی از آن است که یک نفر با چهره، صدا، تیپ و شخصیت مبدل خود را آقای شجریان جا زده، حرف های ضد انقلابی زده و به دروغ صدای خود را متعلق به خس و خاشاک خیابانی دانسته است. البته که صدا و سیمای ما خیلی تیز است و خودش این را فهمید و به همین جهت هر روز هر روز تصمیم دارد ترانه های استاد را از تلویزیون پخش کند تا جگرمان حال بیاید.&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;- چند روز پیش، آرشیو کامل &quot;خانه ی سبز&quot; طی یک سری مراسم نمادین در صحن صدا و سیما کپه شد و پس از اینکه پرسنل محترم از غیظ کلی به این کپه لجن سنگ و فضولات و لنگه کفش پرت کردند کل آرشیو را به آتش کشیدند و دورش به پایکوبی پرداختند. خسرو شکیبایی که به نظر می رسد می دانست چه خبر است و خیلی قبل تر، قلبش را از کار انداخت، اما سایر بازیگران و عوام�� این فیلم اکنون در حبس خانگی به سر می برند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;- مسئولین شبکه سه به علت پخش فوتبال ایران و کره جنوبی همگی زنده زنده خاک شدند و این اقدام وطن فروشانه نیز در نطفه خفه شد. نگویید چرا چون دلیلش را می دانید. فعلاً پخش فوتبال از این شبکه ممنوع است. البته پرسنل محترم شدیداً در تلاشند تا به کمک فتوشاپ زمین فوتبال را به رنگ قهوه ای در آورند. تا آن موقع دوستان علاقمند می توانند ورزش های دیگری نظیر پرتاب دیسک، شکار ماهی با نیزه، تیراندازی از بالای پشت بام یک جایی و چاقو کشی میان جمعیت را از این شبکه تماشا کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;- تمامی گویندگان نفوذی که با تکیه کلام نخ نم��ی &quot;سبز باشید&quot; سعی در ایجاد اختلال و آشوب داشتند به مدد گزلیک بدست های حرفه ای که این روزها با حمله به خس و خاشاک دستشان را گرم می کنند به طرز بسیار فنی و حرفه ای مثله شدند. قرار بر این بود که از این به بعد به جای این پیام کثافت که بوی تعفنش ایران را برداشته از پیام &quot;گوش هایتان مخملی باد&quot; استفاده شود که البته منتفی شد. زیرا خبر رسید عده ای می خواهند با این پیام ملت همیشه بیدار را به انقلاب مخملی دعوت کنند. تف تف. بنابراین این پیام نیز به پیام &quot;بروید بمیرید&quot; تغییر کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;- قرار بر این است که شبکه چهار از این به بعد از صبح تا شب فقط حیات وحش، با تکیه بر حیواناتی نظیر کفتار، بابون و کرکس پخش کند تا همه بدانند و آگاه باشند که این حَیَوانات متوحش (هیچ هم منظورم آن هایی که شما فکر می کنید نیست) از کدام بیابان به اینجا مهاجرت کرده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;- برنامه ی زنده کلاً لغو. دلیلش هم روشن است. صبح می آیند زنده بروند روی و فقط روی آنتن، یک عده از خدا باخبر پلاکارد به دست در کوچه و خیابان نعره می زنند، زن و بچه ی مردم را می ترسانند و صدایشان تا داخل استودیو هم می آید. شب می آیند برنامه زنده پخش کنند، یک عده روانپریش که ظهور ماه مغزشان را مختل کرده است پشه بندشان را می گیرند دستشان، می پرند سر پشت بام و یک بند عربده می کشند و یک چیزهایی می گویند که اصلا قشنگ نیست. بی تربیت. منظورم از بی تربیت مجری های تلویزیون و کیوسک نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;- خیل عظیم جمعیت صف شکن این روزها اصلا معلوم نیست کجا هستند، شاید در خانه هایشان نشسته اند و گوبلن می بافند یا شاید هم دارند مثل من نتایج انتخاباتی را هضم می کنند یا شاید هم هضم کرده اند و الان دارند به زور سیلاکس دفع می کنند. نمی دانم. در هر صورت در میدان آزادی و هفت تیر و توپخانه نیستند، اشتباه نکنید. بنابراین به علت نبود این جمعیت همیشه در صحنه و همچنین به علت وحشت دوربین چی ها از حضور در خیابان (نه به علت خس و خاشاک ناچیز، به علت ترس از گر��ازدگی و همچنین ترس از قهوه ای شدن نه توسط همان خس و خاشاک، بلکه به جهت دفع فضولات پرندگان مهاجر)، تعداد زیادی از فیلم های ضبط شده از راهپیمایی های دوران انقلاب 57 از آرشیو بیرون کشیده شده است تا هم کمی یاد گذشته بکنیم و هم از این سکوت مرگی که خیابان ها را فرا گرفته است و گوش را کر می کند خوفمان نگیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;- بنا به در خواست بینندگان عزیز که پیام خود را توسط کبوتر نامه رسان و کلاغ های خبرچین که میان هزار تا دسته (چون سیستم پیامک که کار نمی کند، در دست تعمیر است) به گوش صدا و سیما رساندند، شبکه ی خبر، این شبکه ی حقیقت پراکن، تصمیم دارد تمامی توجه خود را تمام و کمال به اخبار علمی نظیر نحوه طرز تولید میوه های گرمسیری در محیط های گلخانه ای، طرز عملکرد سیستم گوارشی پشه ی آنوفل، نحوه ی شبیه سازی الاغ و همچنین اخبار خارجی نظیر نحوه ی انجام مناسک مذهبی توسط سرخپوستان استرالیا و طرز طبخ نان سنتی توسط بومیان بورکینافاسو معطوف کند. آن چه شما خواسته اید.&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;این بود بخشی از اخبار درز کرده از صدا و سیما. بقیه اش را هم بگم؟ بگم؟ &quot;بعداً میگم&quot;. شب و روزتان خوش. خس و خاشاک و لجن بمانید. &quot;بروید بمیرید&quot;.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 22 Jun 2009 17:05:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siedebrahimnabavi&amp;postid=558</comments>
<dc:creator>siedebrahimnabavi</dc:creator>
<guid>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-558.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> توطئه خانوادگی------------یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸</title>
<link>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-557.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=body align=justify&gt;یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body align=justify&gt; توطئه خانوادگی&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body align=justify&gt; ابراهيم نبوي &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body align=justify&gt;علی لاریجانی: &quot; اختلافاتی که میان نامزدهای انتخابات و مردم با دولت وجود دارد، اختلافات خانوادگی است و ربطی به بیگانگان ندارد، ما خودمان این اختلافات را حل می کنیم.&quot; خانه قدیمی، روز، داخلی( این فیلم هیچ صحنه خارجی ندارد) آقا، علی، میرحسین، مهدی، سید محمد، محمود، عمواکبر، عمو حسینعلی، فائزه، فاطمه اره، صادق پسر کشورخانوم در خانه هستند. عکس بابابزرگ روی دیوار است و کج شده است. آقا نشسته است روی مبل استیل و محمود لای دست و پای او بازی می کند. علی هم با موهای بورش عینک را روی بینی اش جابجا می کند و کنار آقا نشسته و دائم با عبای آقا ور می رود، حال آقا خوب نیست و علی دارد دستمال خیس روی پیشانی اش می گذارد. علی: خوب می شه آقاجون! یک سری اختلافات خانوادگی یه که داریم حلش می کنیم. شما گریه نکنین، برای دست تون و قلب تون خوب نیست. در همین حال، محمود با چوب محکم می زند توی سر میرحسین. میرحسین جیغ می کشد. آقا( با حالت زار و صدای گرفته): محمود جان! شیرین بابا! چی کار می کنی؟ محمود: دارم اختلافات خانوادگی رو حل می کنم. میرحسین سرش را می گیرد و می رود لب پنجره و جیغ می زند: آی سرم! آقا: ببین این پسره چشم سفید کجا رفت؟ الآن بیگانگان می فهمند.... محمود در حالی که دستش گاز اشک آور دارد: بابایی! بذار بفهمن، بذار اینقدر جیغ بزنه که جیغ دونش پاره بشه. آقا: اون اکبر کجاست، مواظب اش باشین! علی: خیال تون راحت، تا اختلافات خانوادگی حل بشه، انداختیمش توی اتاق، صادق پسر کشور خانوم هم دم در وایستاده نمی ذاره بیاد بیرون( یواشکی می گوید): تلفن ها رو هم قطع کردیم که مشکلات خانوادگی رو به بقیه نگه. در همین حال محمود چهره اش درهم می رود، و صدای بلندی می کند، و می دود اینطرف و آنطرف، محمود: پی پی دارم، ائی دارم..... آقا: بیا عزیزکم، بیا شیرینم، همین جا بکن، طوری نیست.... محمود شلوارش را پائین می کشد و در همان حال شعار می دهد: &quot; انرژی هسته ای، حق مسلم ماست&quot;، &quot; کی خسته است؟ دشمن!&quot; فاطمه اره در حالی که دستش دستمال گرفته است و زیر لب دارد همه را نفرین می کند به طرف محمود می رود و سعی می کند قالی را تمیز کند. فاطی: الهی قربونت برم که بوی گل می دی، الهی قد 150 سانتی ات سر اون سیدمحمد و میرحسین و مهدی و مخصوصا اون اکبر در بیاد. فائزه براق می شود: چیه بچه پررو، به بابام حرف بزنی می زنم توی دهنت. فاطمه اره (با چماق می زند توی سر فائزه و او را می اندازد توی آشپزخانه و در را قفل می کند.) آقا: نکنید عزیزانم! نکنید فرزندانم! چی کار کردی فاطمه جان؟ فاطمه اره پای آقا را ماچ می کند. علی: چیزی نبود آقا! یک اختلاف خانوادگی پیش آمد حلش کردیم. آقا: گفتی اختلاف خانوادگی، صندوق ها کجاست؟ علی: بردیم توی زیر زمین صندوقخونه ذخیره ارزی خالی بود، گذاشتیمش اونجا.... آقا( با حال پریشان): نشمرین، کم می شه، نشمرین اش، کم می شه.... علی: نه آقاجون، نمی شمریم، همونی که خودتون فرمودین، کم هم نمی شه، اگر هم شد اختلاف خانوادگی یه، حلش می کنیم. محمود بدو می رود و یک گاز اشک آور پرت می کند به طرف میرحسین و سید محمد که دارند پچ پج لب پنجره با هم حرف می زنند. آنها سرفه می زنند. محمود می آید به طرف آقاجون و در حالی که خودش را پرت می کند توی بغل او: آقاجون! اختلاف خانوادگی مونو با گاز اشک آور حل کردم، حالا باید برن بمیرن. آقا ناله کنان به علی: این عمو حسینعلی هم که دوباره حرف زده، مگه من نگفتم اینقدر حرف نزنه، مشکلش چیه؟ این مهدی چیه؟ این بچه از وقتی فرستادمش مجلس اخلاقش خراب شده. این هم اختلاف خانوادگی پیدا کرده..... فاطمه اره چای می آورد و زیر لب شعار می دهد: اعلام باید گردد، نابود باید گردد.... علی: شما خیال تون راحت باشه آقاجون، الآن عمو حسینعلی بخاطر اختلافات خانوادگی قدیمی توی اتاق خودشه در اتاقشم قفله، گاهی جیغ می زنه منتهی به همساده ها گفتیم از روی سادگیه ، مهدی جان هم خیلی اختلاف خانوادگی اش زیاد شده، ننجونش همه اش نگران اختلاف خانوادگی اش بود، حالا دادیم چند تا از بچه هاش رو کتک بزنن شاید اختلاف خانوادگی کمتر شد، دفعه قبل که اختلاف خانوادگی داشت، قرص ریختیم توی غذاش خوابش برد، الآن از ترس اینکه خوابش نبره، هی می ره توی خیابون اختلاف خانوادگی درست می کنه، البته چند نفر از طرفداراش رو که خیلی اختلاف خانوادگی داشتیم، کتک زدیم اختلاف شون حل شد. بیست سی نفر هم واقعا اختلاف خانوادگی شون خیلی حاد بود، طلاق گرفتن، الآن بردن دفن شون کنن. آقا، با ناله و زاری: اختلافات خانوادگی خیلی بده، همین محمود باشه دیگه اختلاف خانوادگی نمی شه..... در همین موقع میرحسین و سید محمد و مهدی در را باز می کنند و از خانه بیرون می روند، محمود می دود به دنبال آنها و جیغ می کشد: خاک بر سرها، بی تربیت ها، الهی بمیرین...... آقا: علی! نذار برن بیرون، اختلافات خانوادگی رو همین جا حلش کنید. توی خیابون نرن محمود( به آقا): آقاجون! بذار برن، طوری نیست، ما گاز اشک آور داریم، هلی کوپترم داریم، همه اختلافات مون رو حل می کنیم. محمود دوباره چهره اش توی هم می رود و داد می زند: وای! وای! پی پی دارم.... آقا: بکن جانم، بکن عزیزم، بکن عمرم، این خونه مال خودته هر جاشو می خوای پی پی کن، خودمون پاکش می کنیم، الهی قربونت برم..... محمود شلوارش را در می آورد و می نشیند روی یک قالی ریز بافت ایرانی و در حالی که شادمانی و راحتی در چهره اش مشهود است، به فعالیت های مهرورزانه خود را ادامه می دهد..... &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 22 Jun 2009 02:47:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siedebrahimnabavi&amp;postid=557</comments>
<dc:creator>siedebrahimnabavi</dc:creator>
<guid>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-557.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چه نباید کرد؟</title>
<link>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-556.aspx</link>
<description>&lt;H2&gt;چه نباید کرد؟&lt;/H2&gt;
&lt;DIV class=news-author-section align=justify&gt;
&lt;DIV class=news-author-image&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=image align=justify&gt;&lt;FONT color=#4d87c7&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=subheader align=justify&gt;&lt;FONT color=#4d87c7&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;به نظرم می رسد که مردم می دانند باید چکار کنند، راستش من خیلی تلاش کردم که چیزی بنویسم که باعث بشود مردم به خیابان بروند، ولی تلاش من بی ثمر بود، چون نوشته من زمانی نوشته شد که همه به خیابان رفته بودند و کسی نمانده بود که دعوت مرا به حضور خیابانی بخواند، بعدا به این فکر افتادم که بگویم که از یک رنگ مثلا رنگ سبز برای اعلام همبستگی استفاده شود، یکهو متوجه شدم که گوجه فرنگی ها هم استعفا دادند و گوجه سبز شدند. بعدا به فکرم رسید که به میرحسین موسوی بگویم که ای مرد! ما پای تو ایستادیم و تو هم باید پای ما بایستی، دیدم که طرف وصیتنامه اش را هم نوشته و حالا کلی زور زدیم قانعش کنیم که کفن نپوشد، چون بالاخره کفن که سبز و سیاه نیست و عدول از رنگ تا اطلاع ثانوی جایز نیست، خلاصه تا من یک کلمه آمدم بگویم باید، دیدم که همه دارند همان کاری را که باید می کنند، به همین دلیل من با نباید ها حرف می زنم. چه نباید بکنید؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;برنامه صبح، اعتصاب سراسری: برای سازندگی کشور سر کار نروید&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;به مدت سه روز صبح تان را با آرامش آغاز کنید، این جوری نه مجبورید قیافه خیلی از همکاران تان را که اصلا از آنها خوششان نمی آید ببینید، نه اینکه دچار عذاب وجدان می شوید که چرا دارید با یک دولتی همکاری می کنید که دولت کودتاست، نه دخترتان به شما جوری چپ چپ نگاه می کند که حرص تان در می آید. خیلی آرام، در تختخواب دراز بکشید و به روزهای خوب بدون تیراندازی و گاز اشک آور و بوی سوختن لاستیک و صدای آمبولانس و دیدن قیافه نحس دکتر چی توز و غیره فکر کنید. ممکن است اولش تلفن بزنند و بگویند که باید بروید به اداره، ولی شما می توانید دل درد بگیرید، یا مادرتان مریض شود، یا صد تا بهانه دیگر، بهانه آوردن که کاری ندارد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;از کارهای جالبی که در اعتصاب سراسری می توان کرد &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;رانندگان اتوبوسرانی قدری به خودشان استراحت بدهند. این جوری مردم هم بیشتر دوستشان دارند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;اصولا ترافیک تهران خیلی سنگین است، ما که نمی توانیم مشکل ترافیک را حل کنیم، ولی می توانیم کاری کنیم که سه روز رفت و آمد در کشور متوقف شود و به صفر برسد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;رانندگان مترو هم که خیلی در این مدت خسته شده اند، می توانند به جای بردن و آوردن مسافر، دست بچه تان را بگیرید و بروید خیابان و واقعیات را نشانش بدهید. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;رفتگرهای عزیز که بیش از همه زحمت می کشند، سه روز زحمت نکشند، تا ضمن اینکه مردم متوجه بوی احمدی نژاد می شوند، شاید دکتر چی توز هم سرکار اصلی اش برگردد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;بازار به مدت سه روز تعطیل کند و بازاری های عزیز و فروشندگان همبستگی خود را با مردم نشان دهند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;برنامه عصر، حضور خیابانی: به خانه های تان برنگردید&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;درست است که ما خیلی ضربه می خوریم و اذیت می شویم و حتی بخاطر جلوگیری از گاز اشک آور ممکن است سیگاری هم شده باشیم، اما بعدا ترک می کنید، غصه نخورید. اما چند چیز مهم است: &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;یک، مسوولان زحمت کشیدند و یک گروه از نیروهای ضدشورش و کتک زننده را از شهرهای دیگر آوردند به تهران، این افراد غریب هستند و طبیعتا بعد از ده روز دولت برای نگه داشتن شان دچار مشکل اساسی می شود، از طرفی ما نباید بگذاریم اینها خیلی از خانواده دور باشند، به همین دلیل باید در شهرستانها و هر جای دیگر کشور به خیابان برویم که این نیروها را برگردانند سر جای شان، و وقتی برگرداندند ما در تهران کمتر کتک می خوریم. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;دو، ما به هر دلیل، درست یا غلط رفتیم توی خیابان، می خواستیم نرویم، ولی حالا که یاد گرفتیم چطوری برویم به خیابان، دیگر حیف است برگردیم خانه. اراذل و اوباش عزیز( لباس شخصی های سابق) هم بالاخره خانه و زندگی و زن و بچه دارند و هر روز که نمی توانند بیایند برای کتک زدن مردم، فوقش ده روز می توانند بیایند، در حالی که ما می دانیم که اگر برویم توی خانه تا چهار سال نمی توانیم بیاییم بیرون، پس ما انگیزه بیشتری داریم. ضمن اینکه ما هر روز صدای مان بلند تر می شود. و به همین دلیل آنها هر روز بیشتر مجبور هستند ما را تحمل کنند. بالاخره هیچی نباشیم خس و خاشاکی هستیم برای خودمان، جای خس و خاشاک هم که توی خیابان است. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;سه، ما مثل آفتابپرست هستیم، می توانیم رنگ مان را عوض کنیم، مثلا با یک تکه پارچه سبز یا مشکی توی جیب مان کاملا حالت عادی داریم، در حالی که وقتی دور هم جمع شدیم سبز می شویم و همه جا را سبز می کنیم. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;چهار، حالا که آنها عزم شان را جزم کرده اند که هر جایی ما قرار می گذاریم آنها زودتر بروند، ما هم می توانیم یک جا قرار نگذاریم، ده میدان شهر تهران و در شهرهای بزرگ در یکی دو محل و در همه شهرهای کوچک قرار بگذاریم، به محض اینکه اجتماع مان مثلا در تجریش تشکیل شد می توانیم برویم به طرف بچه های ونک و بعد برویم طرف میدان ولی عصر و بعد میدان هفت تیر. بالاخره باید کاری کنیم که این نیروهای ضد شورش تمام تهران را یاد بگیرند، بعد هم که جمعیت مان زیاد شد، آن وقت دیگر با بمب اتم هم کسی نمی تواند تکان مان بدهد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;پنج: شعار نوشتن بر در و دیوار را فراموش نکنیم، حتی اگر یک برادر بسیجی را دیدید که پشت بهتان کرده پشتش بنویسید رای ما رو پس بده. روی همه ماشین های دولتی می شود شعار نوشت. دیوارهای شهر هم بطور طبیعی حق مسلم ماست. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;برنامه شب، مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;حالا شما پس از یک روز پس از هیجان و شلوغی به خانه برگشتید، طبیعتا باید عصبانیت تان را یک جوری نشان بدهید، به در نگاه می کنید، یادتان به شکستن درهای خوابگاه دانشگاه توسط ماموران احمدی نژاد می افتید، به دیوار نگاه می کنید می بینید روی آن نوشته ماموتی برو گمشو، به دستشویی می روید بطور طبیعی یاد احمدی نژاد می افتید. به همین دلیل باید بروید پشت بام و سعی کنید آرامش داشته باشید، حالا نفس عمیق بکشید، صدای تان را کلفت کنید و با بلندترین شکلی که می توانید بگوئید مرگ بر دیکتاتور، الله اکبر و موسوی موسوی حمایتت می کنیم. برای اینکه معلوم بشود دقیقا منظورتان چیست یک یا حسین میرحسین هم بگوئید که دل تان خنک شود. این برنامه محدودیت زمانی ندارد و تا زمانی که انتخابات ابطال نشده باید ادامه پیدا کند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;برنامه بعدی ما برنامه تحریم صدا و سیماست که کار لازمی است و بر هر مجری تلویزیون است که برای محبوب شدن به جای اینکه برنامه اجرا کند و مردم بگویند الهی قربونت برم که چقدر خوب برنامه اجرا می کنی، خبرش پخش شود که مثلا عادل فردوسی پور باحال بامزه بخاطر اعتراض به دروغ های صدا و سیما استعفا داده است، اینطوری آنقدر محبوب می شوند که از صد تا برنامه تلویزیونی بیشتر اثر دارد. فردا برنامه آموزشی تحریم صدا و سیما را در همین جا می خوانید. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 21 Jun 2009 15:10:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siedebrahimnabavi&amp;postid=556</comments>
<dc:creator>siedebrahimnabavi</dc:creator>
<guid>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-556.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صورت حساب خود را بپردازید-------------------------چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۸</title>
<link>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-555.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=news-single-timedata align=justify&gt;چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۸&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=overheader align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;H2 align=justify&gt;صورت حساب خود را بپردازید&lt;/H2&gt;
&lt;DIV class=news-author-section align=justify&gt;
&lt;DIV class=news-author-image&gt;در راستای انتخاب یک رئیس جمهور کم مصرف و پردوام، یک صورت هزینه های تبلیغاتی رئیس جمهور منتشر شده بود که برای محاسبه دقیق آن موارد زیر تعیین شده و اعلام می شود. &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;پذیرائی از جمعیت: نفری دو هزار تومان برای 3 هزار نفر در 400شهر کوچک و 20 هزار نفر در 5 شهر بزرگ جمعا 2600 میلیون تومان &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;پول پاکتی به میزان نفری چهل هزار تومان برای چهار میلیون نفر در طول سال ضربدر چهار برابر می شود با 640 میلیارد تومان &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;آوردن جمعیت: به مدت چهار سال اضافه کار به 30000 نفر برای 50 سفر استانی به مبلغ تمام شده در هر سفر 50 هزار تومان می شود یک و نیم میلیارد تومان &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;چاپ 60 میلیون پوستر برای بی احترامی به همه  دیوارهای کشور از قرار هر پوستر 150 تومان همراه با بروشور و نشریه و چاپ دی وی دی و کتاب &quot; معجزه هزاره سوم&quot; و &quot; فرزند ملت&quot; و چاپ مجدد &quot; نبرد من&quot; آدولف هیتلر جمعا دوازده میلیارد تومان، هزینه توزیع هر پوستر 150 تومانی نیز 200 تومان و هزینه پاره کردن آن مجانی محاسبه می شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;چاپ سی هزار بنر تبلیغاتی در اندازه سی متر در بیست متر برای تا ته فرو کردن واقعیات تلخ در چشم هموطنان هر کدام به مبلغ 100 هزار تومان جمعا می شود 3 میلیارد تومان &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;پرچم ایران برای زدن توی سر مخالفان، به میزان شصت هزار دسته، هر پرچم هزار تومان جمعا شصت میلیون تومان، هزینه تحقیر پرچم محاسبه نشده است. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;پرچم حزب الله لبنان برای تبلیغ احمدی نژاد، به میزان صدهزار دسته، هر پرچم هزار تومان جمعا صد میلیون تومان &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;موتور هوندا 125 بدون اگزوز همراه با موتورسوار و گاز اشک آور و چماق و غیره، به تعداد 50 هزار نفر در سراسر کشور برای نیم ساعت جشن پیروزی و سه ماه کتک زدن مردم از قرار هر ماه 800 هزار تومان جمعا 40 میلیون تومان تمام &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;هلیکوپتر برای رفتن به سفر تبلیغاتی به میزان سی بار( با نرخ دولتی محاسبه شده و پرداخت صورت نگرفت) &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;چهل هزار اتوبوس برای آوردن بیست هزار طرفدار و برای بند آوردن خیابان برای پنجاه سفر استانی از قرار هر اتوبوس بیست هزار تومان در روز برای چهار سال سفر تبلیغاتی جمعا 800 میلیون تومان &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;سیب زمینی برای تبلیغات انتخاباتی به میزان چهارصد هزار تن &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;پرتقال اسرائیلی برای نشان دادن مخالفت با صهیونیزم و افزایش آرای رئیس جمهور به میزان هفت تن &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;چک پول پنجاه هزار تومانی به میزان صد هزار قطعه از محل ارث باباش جمعا پنج میلیارد تومان &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;چک پول بیست هزار تومانی به میزان پنجاه هزار قطعه از محل ارث پدر دیگر جمعا یک میلیارد تومان &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;هزینه 7500 ستاد در سراسر کشور برای تبلیغات، به اجاره متوسط ماهانه چهار میلیون تومان جمعا سی میلیارد تومان &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;ارسال 750 میلیون پیامک تبلیغاتی برای پیشبرد فرهنگ و ادبیات تبلیغاتی و افشای رقبای محترم و معمولی از قرار هر پیامک 15 تومان جمعا 11 میلیارد تومان &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;تبلیغات تلویزیونی روزانه حداقل دو ساعت از هفت شبکه تلویزیونی به صورت سفرهای استانی و سخنرانی و پخش مستقیم راز بقا و آگهی چی توز بدون محاسبه هزینه ساخت و فقط هزینه پخش، هر روز 240 میلیون تومان برای چهار سال جمعا می شود 350000 میلیارد تومان &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;هزینه ساخت فیلم های تبلیغاتی پخش شده توسط دی وی دی و پخش شده از صدا و سیما حداقل شش فیلم جمعا دو میلیارد تومان &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;عکاسی به مدت چهار سال بصورت مداوم توسط صدها عکاس برای ایجاد آلودگی تصویری، هزینه غیر قابل محاسبه است. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;سه هزار نفر نیروی ضد شورش، برای اثبات نتیجه انتخابات، به مدت یک ماه محاسبه شده است. هزینه دقیق قابل محاسبه نیست. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گاز اشک آور، به میزان کافی در کلیه صحنه ها جهت درآوردن اشک آدمهایی که در جشن پیروزی حضور فعال داشتند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;مسلسل کلاشینکوف، به تعداد هفت هزار قبضه هر عدد 200 هزار تومان جمعا یک و نیم میلیارد تومان &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;تانک، برای اثبات قطعی نتیجه انتخابات در مراحل پایانی به تعداد سیصد دستگاه( هزینه غیر قابل محاسبه است) &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;زنجیر چرخ، برای برخورد قاطع با مشارکت کنندگان در انتخابات به میزان هفت هزار متر از قرار هر متر هزار تومان جمعا هفت میلیون تومان &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;تایر برای آتش زدن، جهت روشن کردن روی کیک انتخابات به تعداد 1200 حلقه از قرار هر عدد دست دوم 20 هزار تومان جمعا 24 میلیون تومان &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;جان آدم، چهل نفر تا به حال، این موضوع فعلا هیچ قیمتی ندارد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;جمهوری اسلامی، یک عدد، قیمت مشخص و معینی ندارد. این شیئی در جریان انتخابات توسط نامزد مذکور کاملا مصرف شد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;رهبری، یک عدد، قیمت آن شناور بوده در طول انتخابات کاهش اساسی داشته است. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;جمع کل هزینه های انتخاب محمود احمدی نژاد: 350710631000000 تومان &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;اگر فرض کنیم آرای واقعی احمدی نژاد 12 میلیون نفر باشد، برای انتخاب هر نفر سی میلیون تومان هزینه شده است &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;و اگر فرض کنیم که واقعا احمدی نژاد 24 میلیون رای آورده است، برای اینکه هر ایرانی به او رای بدهد، مبلغ 15 میلیون تومان برای هر رای هزینه شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;نتیجه گیری مالی: شما یک سوسک را هم می توانید رئیس جمهور کنید، فقط خرجش بالاست. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;نتیجه گیری اخلاقی: وقتی اخلاق از بین رفته باشد، از پول می توان برای افزایش محبوبیت استفاده کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;شعار انتخاباتی: پول نفت مونه، یکی دیگه در کن &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;نتیجه گیری سیاسی: برای روی کار آوردن یک رئیس جمهوری که سیاستش صرفه جویی است، باید کلی اسراف کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;نتیجه گیری حسابداری: بخش وسیعی از هزینه ها محاسبه نشده است.  &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;نتیجه گیری اداری: تقریبا تمام فروش نفت کشور در چهار سال گذشته برای انتخاب احمدی نژاد مصرف شده است، البته باضافه یک حکومت و تعدادی از رهبران آن &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 20 Jun 2009 04:03:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siedebrahimnabavi&amp;postid=555</comments>
<dc:creator>siedebrahimnabavi</dc:creator>
<guid>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-555.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فضای سبز کشور را گسترش دهیم----------------سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۸</title>
<link>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-554.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=news-single-timedata&gt;سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۸&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=overheader&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;H2 align=justify&gt;فضای سبز کشور را گسترش دهیم&lt;/H2&gt;
&lt;DIV class=news-author-section align=justify&gt;
&lt;DIV class=news-author-image&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=image align=justify&gt;&lt;FONT color=#4d87c7&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=subheader align=justify&gt;&lt;FONT color=#4d87c7&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;در رابطه با اینکه تا ابطال انتخابات نهضت ادامه داشته و ما قصد داریم یاواش یاواش خودمان را برای رفتن به نماز جمعه و عرض ارداتی به درازی تاریخ و کلفتی جغرافیا به مسوولان کشور و بخصوص رهبر معظم انقلاب که برای نماز تشریف می آورند، آماده نموده و از این طریق بدون زدن مشت محکم به افزایش فضای سبز در نماز جمعه کمک کنیم، از کلیه عزیزان خواهش می کنیم به سووالات زیر پاسخ داده و جواب آن را هر کار می خواهند بکنند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;سووال اول: آیت الله ناصر مکارم شیرازی گفته است: &quot; مردم صفوف خود را از منافقان کوردل جدا کنند.&quot; بهترین وسیله برای جدا کردن این صفوف از همدیگر از چه راهی ممکن است؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه اول: با سپر &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه دوم: با قمه &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه سوم: با چماق &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه چهارم: با گاز اشک آور &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;سووال دوم: چه کسی در تقلبات انتخاباتی ایران دست نداشت؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه اول: احمدی نژاد در تقلب دست داشت. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه دوم: محصولی در تقلب دست داشت. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه سوم: هاشمی ثمره در تقلب دست داشت. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه چهارم: خودش می داند منظورم کیست. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;سووال سوم: صدا و سیما دیشب از قول پلیس به مردم اعلام کرد از ساعت هشت شب از خانه بیرون نروند، چرا؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه اول: چون شب ها باید روی پشت بام برویم &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه دوم: چون بیرون هوا سرد است &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه سوم: چون هیچ جا مثل خانه آدم نمی شود &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه چهارم: چون حکومت نظامی شاخ دارد ولی دم ندارد &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;سووال چهارم: از کجا می فهمیم که یک دست پنهان پشت یک انتخابات بوده است؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه اول: از چماقی که توی سرمان می خورد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه دوم: از گاز اشک آوری که دودش توی چشم ما می رود. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه سوم: از سنگی که به پای مان می خورد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه چهارم: دست پنهان نباشد که این همه درد نمی گیرد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;سووال پنجم: با توجه به اینکه دولت و مخالفانش معتقدند رای مردم را به دست آورده اند، لطفا بگوئید مردم چه کسانی هستند؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه اول: کسانی که تلویزیون نشان می دهد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه دوم: کسانی که بلدند کتک بزنند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه سوم: کسانی که عکس شان چاپ می شود. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه چهارم: رئیس جمهور و فامیل اش. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;سووال ششم: آقای محتشمی گفته است &quot; آمار 70 درصد حوزه های انتخابیه بیش از واجدین شرایط است.&quot; چرا مردم هفتاد درصد حوزه های رای گیری بین 102 تا 140 درصد خودشان بودند؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه اول: چون مردم ما خیلی زیادند، حتی بیش از صد درصد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه دوم: چون ارواح بابای مسوولان هم در انتخابات حضور داشتند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه سوم: چون شهیدان زنده اند و ممکن است رای بدهند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه چهارم: بیخودی برای چی دنبال دلیل می گردید؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;سووال هفتم: اگر یک رئیس جمهور محبوب با 63 درصد آرا انتخاب شده باشد، یک روز پس از انتخابات به چه وسایلی نیاز ندارد؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه اول: پلیس ضد شورش &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه دوم: لباس شخصی &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه سوم: گاز اشک آور و باتوم و سپر برای شمارش آرا &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه چهارم: دستگیری مخالفانش &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;سووال هشتم: اگر یک محسن رضایی پس از شمارش 30 میلیون رای 630 هزار رای آورده و پس از شمارش 34 میلیون رای تعداد آرای او 580 هزار رای بشود، این 50 هزار رای کجا رفته است؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه اول: به درک &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه دوم: به درک اسفل السافلین &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه سوم: به جهنم &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه چهارم: تبدیل به انرژی شده است &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;سووال نهم: آیت الله خامنه ای گفت: &quot; جناح پیروز و جناح غیر پیروز انتخابات یکدیگر را عصبانی نکنند.&quot; منظور وی از این جمله چه بوده است؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه اول: می خواست بیشتر عصبانی کند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه دوم: عزیزان! اگر عصبانی شدید توی سرتان می زنیم. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه سوم: عزیزان! نذار عصبانی بشم ها. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه چهارم: عزیزان! آدم وقتی کتک خورد نباید عصبانی بشود &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;سووال دهم: یک رئیس جمهور در انتخابات تقلب کرده است، شرایط لازم برای چنین رئیس جمهوری چیست؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه اول: قبلا هاله نور دیده باشد &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه دوم: وزیرش مدرک دکترای تقلبی داشته باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه سوم: آمار دروغ داده باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گزینه چهارم: صاف صاف توی چشم مردم دروغ گفته باشد. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 20 Jun 2009 04:03:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siedebrahimnabavi&amp;postid=554</comments>
<dc:creator>siedebrahimnabavi</dc:creator>
<guid>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-554.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رای ما رو دزدیدن، داره باهاش پزمی دن--------------دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸</title>
<link>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-553.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=news-single-timedata align=justify&gt;دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=overheader align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;H2 align=justify&gt;رای ما رو دزدیدن، داره باهاش پزمی دن&lt;/H2&gt;
&lt;DIV class=news-author-section align=justify&gt;
&lt;DIV class=news-author-image&gt;معجزه چیز خوبی است که از قضای روزگار هفته ای سه بار، سالی 56 هفته و ماهی 37 روز در زندگی سیاسی ایرانی اتفاق می افتد. انتخابات اخیر که با رای اکثریت مردم به میرحسین موسوی و در نتیجه پیروزی قاطعانه احمدی نژاد انجامید، یکی از این معجزات بود، به برخی نکات آن توجه کنید &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;اول، یک ماه قبل از اینکه رای گیری انجام شود، نتیجه انتخابات توسط دوست رئیس جمهور دقیقا به همین میزان اعلام شد. حمید رسائی یک ماه قبل گفت در انتخابات یک ماه بعد احمدی نژاد 24 میلیون و موسوی 12 میلیون رای می آورد. وزیر کشور برای اجرای این معجزه زحمات بسیاری کشید. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;دوم، از دو هفته قبل از انتخابات سی میلیون نفر در همه شهرها به نفع یک نامزد انتخاباتی به خیابان آمدند، ولی روز انتخابات 12 میلیون نفر به او رای دادند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;سوم، یک روز قبل از برگزاری انتخابات رئیس جمهوری که 24 میلیون رای آورد، تمام شهرها تحت کنترل نظامی قرار گرفت و ارتباط اس ام اس قطع شد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;چهارم، پنج ساعت قبل از پایان رای گیری نتیجه شمارش آرایی که هنوز نوشته نشده بود، معلوم شد و در سایت طرفدار دولت اعلام شد و دو ساعت قبل از پایان رای گیری نامزدها تحت مراقبت قرار گرفتند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;پنجم، سه ساعت قبل از پایان رای گیری رئیس جمهوری که با دوازده میلیون اختلاف پیروز شده بود، طرفداران نامزدی که محکوم به شکست خوردن شده بود، دستگیر شدند تا متوجه شوند که دقیقا چطوری شکست خورده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;ششم، رای گیری دو ساعت قبل از اینکه تمام شود، پایان یافت و چون جمهوری اسلامی علاقه مفرطی به مشارکت بیشتر مردم داشت، و در حالی که مردم توی صف ها منتظر رای دادن بودند، رای گیری را تمام کرد که بیش از این به حضور ملت افتخار نکنند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;هفتم: یک ساعت قبل از پایان رای گیری نتیجه شمارش آرا با درصد رای افراد معلوم شد و وزارت کشور مواظب بود که در جریان اعلام آرا هیچ تغییری در منحنی نسبت آرای نامزدها به هم اتفاق نیفتد، که مبادا مردم فکر کنند که تقلب نشده است. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;هشتم: تعداد طرفداران رئیس جمهور 24 میلیونی که جشن پیروزی اش را در میدان ولی عصر تهران گرفتند به پانصد هزار نفر نمی رسید، اما تعداد طرفداران موسوی که 12 میلیون رای آورده بود، سه میلیون نفر بود. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;نهم: رهبر معظم و دستپاچه انقلاب قبل از اینکه صحت انتخابات تائید شود، پیروزی رئیس جمهور را تبریک گفت و شورای نگهبان یک روز بعد اعلام کرد که ده روز طول می کشد تا صحت انتخابات تائید شود. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;دهم: تعداد آرای کروبی در انتخابات از تعداد اعضای ستادش کمتر بود. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;یازدهم: یکی از بزرگترین معجزات این انتخابات این بود که براساس آمارهای وزارت کشور معلوم شد مردم ایران 102 درصد خودشان هستند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;دوازدهم: دولت تصمیم گرفت از 300 هزار نفر نیروهای نظامی برای شمارش آرا استفاده کند، ولی چون این نیروها کتک زدن را از شمردن بهتر بلد بودند، وزیر کشور نتیجه آرا را اعلام کرد و بعدا برای اثبات آن نتیجه از آن 300 هزار نفر استفاده کرد. آنها با باتوم و گاز اشک آور به مردم اثبات کردند که شمارش آرا درست است. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;نتیجه گیری اخلاقی: آدمی که دروغ می گوید، حتما تقلب هم می کند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;نتیجه گیری ابزاری: از سه راه می توان آرای مردم را شمرد، با کامپیوتر، با دست، با چماق &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;نتیجه گیری سیاسی: مردم خوبند، بشرط اینکه تعدادشان را نشمرید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 20 Jun 2009 04:02:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siedebrahimnabavi&amp;postid=553</comments>
<dc:creator>siedebrahimnabavi</dc:creator>
<guid>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-553.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فردا 4 عصر میدان انقلاب-------------یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۸</title>
<link>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-552.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=news-single-timedata&gt;یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۸&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=overheader&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;H2&gt;فردا 4 عصر میدان انقلاب&lt;/H2&gt;</description>
<pubDate>Sat, 20 Jun 2009 04:02:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siedebrahimnabavi&amp;postid=552</comments>
<dc:creator>siedebrahimnabavi</dc:creator>
<guid>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-552.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آقای خامنه ای! مردم شما را سر جای تان می نشانند----جمعه 29 خرداد 1388</title>
<link>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-559.aspx</link>
<description>&lt;P class=date align=justify&gt;جمعه 29 خرداد 1388&lt;/P&gt;
&lt;H3 class=content align=justify&gt;آقای خامنه ای! مردم شما را سر جای تان می نشانند&lt;/H3&gt;
&lt;DIV class=photo align=justify&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;جناب آقای سید علی خامنه ای&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;اظهارات امروز شما همه اتفاقات رخ یافته روزهای اخیر را متوجه حضرتعالی می کند. از سوی دیگر دیروز اعلام شد که سرکار خانم رجایی، همسر شهید رجایی، نخست وزیر و رئیس جمهور محبوب آیت الله خمینی را در حرم حضرت معصومه دستگیر کرده اند و وی را به زندان برده اند، چرا که او نیز مانند میلیونها ایرانی دیگر به ظلم و بی عدالتی که بر این ملت رفته است، اعتراض کرده بود و دولت تحت امر شما صدای او را هم نتوانست تحمل کند. حق نخست وزیر محبوب آیت الله خمینی و نخست وزیر سابق خودتان بر اساس شواهد بسیار و قرائن بیشمار، در انتخاباتی پرشکوه و بی نظیر غصب شده و شما پیش از آنکه حتی پیرمردهای منصوب خودتان انتخابات را تائید کنند، بی صبرانه بر دروغی بزرگ مهر تائید زدید و با همین کار، هم از وظیفه قانونی تان تخلف کردید و هم شرط &quot; عدل&quot; را که از شروط اصلی ولی فقیه است، زیر پا نهادید. اینها همه به کنار، سووالی بزرگتر مطرح است، شما می دانید چه می کنید؟ می دانید به کجا می روید؟&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;آقای خامنه ای!&lt;BR&gt;مرا به عنوان یکی از نویسندگان سرشناس ایرانی می شناسند، برخی بر این کلمه &quot; خوب&quot; را هم می افزایند، یکی از اینها روحانی شریفی است که هفت سالی قبل که از زندان بیرون آمده بودم گفته بود &quot; آقا گفته اند تو و فلانی نویسنده های خوبی هستید، چرا نمی نویسید؟&quot; و این زمانی بود که تازه از زندان بیرون آمده بودم به جرم نوشتن و روزگارم بخاطر حفظ حرمت همان قلمی که خدای به آن قسم خورده بود و قاضی شما بی حرمتش کرده بود، ویران بود و هنوزم بر این باور بودم که قلمم می تواند جز هدیه کردن لبخندی به ملت شاید کاری دیگر هم بتواند بکند. خوانده بودم روایت شاعرانه و مسحور کننده عبدالفتاح عبدالمقصود را از زندگی &quot; علی بن ابیطالب&quot; و قصد کرده بودم که سه چهار سالی از زندگی ام را بگذارم برای نوشتن زندگی امام حسین. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;این وسوسه تنها در من کافر نبود که سرگذشت آن بزرگان را بسیاری از هم قبیلگان من نوشته اند، از همان عبدالفتاح عبدالمقصود بگیر تا شاعران و نویسندگان بزرگ ایران و عرب و حتی نویسنده بزرگ ایرانی مرحوم غلامحسین ساعدی که می خواست &quot; مقتل&quot; را بنویسد و ما همگی بیش از آنکه اهل شریعت باشیم، سرگشتگانی بودیم که با خدای خویش عاشقانه به مهر و قهر بودیم، نه چون رفقای شما که بندگی و بردگی منش و روش شان در مواجهه با خدای است. من به قول آن پیر، بینوا بندگی سربه راه نبودم، و راه بهشت مینوی من بزروی طوع و خاکساری دیگران نبود، اما جای آفتاب را می دانستم و کلمه را می شناختم و می دانستم که آن کسی می تواند راوی شرق باشد که خورشید عشق در دلش طلوعی کرده باشد، نه آنان که تمام روحشان را شب گرفته است و کلمات شان غروب می کند وقتی که روایت را آغاز می کنند. اما نشد، نشد و نشد آن کار که بشود. داروغگان و شحنگان دستگاه داغ و درفش چنان کردند که رخت بر بستیم از وحشت زندان سکندر و خراجات سنگین تان را هم تاب نیاوردیم و حالا گرفتاری ماست و این غول های بیابان. که می بینید هر چه باشند از آن راهزنان خیابانی چکمه پوش و چماق به دست شریف تر اند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;باری، شرح خویش را دادن مقصد من نیست، اما بهانه ای است که فراموش نکنید که کدام کس با شما سخن می گوید. چند سالی قبل نیز کاری کرده بودید و من نیز به خشم چیزی نوشته بودم و اسباب زحمت برای من شد و چنان که گفته اند اسباب کینه برای شما. که می گویند کینه های تان سخت است و از دل برون نمی رود، وقتی که آمد. و لابد باید که باز حکایت این روزها را می شنیدم و تصویرش را که در هر رسانه بازتابیده می دیدم و لب سکوت به دندان می گزیدم و راه خاموشی برمی گزیدم...... اما و اما، که این بار گوئی کار چنان از دست بشده است که سکوت معنا نمی دهد، وقتی سه میلیون نفر نفرت شان از بی عدالتی و ظلم را در حد فاصل انقلاب و آزادی در سینه حبس می کنند و تنها به اشارت انگشت داستان پیروزی دزدیده شده شان را می گویند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;خون را بنا نبود بریزید که ریختید و حد را بنا بود نگه دارید که نگه نداشتید و حرمت را بنا بود حفظ کنید که بی حرمتی کردید و با بی انصافی و بی هیچ عدالتی حق ملتی را پایمال کردید. پایمال کردید حق میلیونها آدم را و بعد مرد دروغگوی شهر بی شرمانه یک ملت بزرگ و شریف را &quot; خس و خاشاک&quot; نامید، همو که غلام حلقه بگوشی بود و خریدیدش، به قیمت فروختن همه آنان که از بزرگان آن قبیله بودند. نمی گویم که عقل، نمی گویم که عدل، نمی گویم که شرافت، نمی گویم که درایت، نمی گویم که هشیاری، نمی گویم که مصلحت داری، نه، اینها را بگذاریم و بگذریم، می پرسم که قیمت را چرا درست حساب نکردید؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;می گویند هر چیزی قیمتی دارد، و می گویند هر چه بگیری چیزی می دهی. حساب نکردید این که می گیرید قیمتش چقدر است در مقابل همه آنچه می دهید؟ این غلام بچه ای که در بازار مکاره دروغ و فریب مفت هم گران است، به چه قیمت خریدید؟ به قیمت سرشکستن و زبان بریدن و زخم زدن بر تن ملت خودتان؟ به قیمت کشته شدن خلقی شریف و مردمی آزاده که تنها حق شان را بر اساس قول خودتان می خواهند؟ به قیمت طعن و لعن و نفرین میلیونها انسان که از ترس قداره بندهای چکمه پوش و ریشوهای بی ریشه قمه به دست و نفر بر های ضد شورش در سکوت راه می روند و هیچ نمی گویند تا حداقل در این ساعات سکوت کمی به خودتان فکر کنید؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;این غلام بچه را خریدید به قیمت به آسمان رفتن صدای آلله اکبر میلیونها آدمی که حق شان را ظالمانه نقض می کنید؟ یک بی لیاقت بی ادب را چون موجودی وحشی به جان این ملت انداختید و سگان را رها کردید و سنگ های بنای حکومت خودتان را بستید و رئیس مجلس خبرگان تان را در حصر نگه داشتید؟ حداقل حق همسایگی ده بیست ساله و رفاقت چهل ساله با هاشمی را نگه می داشتید، یعنی واقعا به هیچ رفیقی نیاز ندارید؟ آن شنیدم که گفته اید آنان که به خیابان می آیند مسوول جان شان خودشان هستند، چرا؟ آیا خیابان های کشور ملک طلق مرحوم ابوی شماست؟ آیا مردم حق ندارند در خیابانهای شهر از حق شان دفاع کنند؟&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;آقای خامنه ای!&lt;BR&gt;شما که به آخرت اعتقاد دارید! نمی خواهم به روزهای محشری که در تهران به راه افتاده فکر کنید، به روز محشر آن جهان که باور دارید؟ نمی خواهم به آشکار شدن اسرار یک دروغ ساده لوحانه که ملتی باورش نمی کنند و سرانجام آشکار خواهد شد باور کنید، حداقل به &quot; یوم تبلی السرائر&quot; که اعتقاد دارید؟ چطور می توانید در آن قیامتی که لابد باورش دارید با استاد و معلم تان آیت الله خمینی مواجه شوید و بگوئید که تمام اهل بیت اش را از بیت تان راندید؟ و هر که او از خود می شمرد، جزو غیرخودی ها بشمار آوردید؟ چطور می توانید با او مواجه شوید و بگوئید که در حکومت عدل شما همسر رئیس جمهور محبوب او رجایی را زندانی کردید؟ چطور می توانید با او مواجه شوید و بگوئید حق نخست وزیر او را که محبوب ترین رجل اجرایی کشور نزد آیت الله خمینی بود، انکار کردید و حق مرد صدیقی مانند موسوی را پایمال کردید و دروغگویی چاپلوس را بناحق به جایش گماردید؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;چطور می توانید با او مواجه شوید و بگوئید که هاشمی رفسنجانی را که امین ترین اصحاب خمینی بود، در حکومت تان دزد خواندند و فرزندانش را ممنوع الخروج کردند و شما هیچ نگفتید و خوشحال هم شدید؟ چطور می توانید با سردارانی که برای دفاع از ایران در جنگ بشهادت رسیدند مواجه شوید و به آنها بگوئید که خانواده های آنان که امانت شان نزدتان بودند، از خود راندید و مشتی دروغگوی ریاکار را به آنها ترجیح دادید؟ چطور می توانید به آیت الله خمینی بگوئید که بهترین شاگردانش را در تنگنا گذاشتید و یک مشت روحانی قدرت طلب را تنها به این دلیل که شما را دوست می داشتند، بر آنان ترجیح دادید؟ لابد زمانی هست که تا پیش از آن روز به همه این سووالات پاسخ بدهید. شاید به من بگویند که همچون منی که به هیچ چیز اعتقاد ندارم چرا نگران شمایم، نه، من نگران شما نیستم، فقط می خواهم بگویم که همه چیز به این آسانی تمام نخواهد شد. آنها که بارگه داد بودند، از ایوان مدائن شان هیچ نماند، شما می خواهید با این خیابان پاستور چه کنید؟&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;جناب خامنه ای!&lt;BR&gt;در این روزها صداه��یی در شهر بلند است. بشنوید. سی سال قبل مردی دیگر بر صندلی اقتدار این کشور نشسته بود که صدای ملت را دیر شنید، دیر شنید و وقتی شنید قول داد که انتخابات بعدی را عادلانه برگزار کند. اما کار به جایی رسید که برای یافتن گوری هم در این دنیای پر قبرستان سرگردان بود. البته چنان کرده ایم و کرده اید که مردمانی برایش دایم آرزوی آمرزش می کنند و صدبار توبه می کنند که چرا چنان کردند. اما وقت همیشه نیست. گاهی پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد. وقتی توفان آغاز شد، نه از تاک نشان می ماند و نه از تاک نشان. من نگران تغییر حکومت نیستم، نگران خونهایی هستم که ریخته خواهد شد، اگرچه اکنون نیز خون بر سنگفرش های خیابان نشسته است. از عاقبت ظلم بترسید. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;ظلم را مردمان برنمی تابند، آتش شان می زنید زبانه می کشند، می زنیدشان فریاد می زنند، بر سرشان می ریزید رودی می شوند و جاری می شوند و کاری می شود که دیگر از هیچ کاره ای هیچ کاری نیاید. با ظلم حکومت کردن نمی شاید. شاید گفتنش بد نباشد و این سخن را هرگز فراموش نکنید که آن بیت، حصن حصینی نیست که تا ابد آباد بماند و آن حرم را چنان محترم نگاه نداشته اید که وقتی شمشیردارتان همه را بزند، مردمان مقیم حرم بمانند. حکومت جمهوری اسلامی از مسیری دشوار گذشته است، باور نکنید که هماره و با هر ظلمی که بر مردمان برود، تسلیم و رام می مانند. در این انتخابات از صد نفر از بزرگان همین حکومت حداقل هفتاد نفرشان پشت سر میرحسین موسوی بودند و به زحمت بیست نفرشان پشت سر احمدی نژاد، مردم به موسوی رای دادند، شما با تائید تقلب بزرگ انتخابات چنان کردید که هفتاد درصد حکومت هم توسط خودتان حذف شده است. بترسید که اگر هر فرمانی بدهید، حتی اعضای نزدیک به شما هم امرتان را مطاع ندانند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;آقای خامنه ای!&lt;BR&gt;آنچه در این انتخابات رخ داد، تنها یک دروغ بزرگ نبود. دروغی چنان بزرگ و موهن که اثباتش از انکارش بسیار ساده تر است. آنچه مردم را عصبانی کرد و به خیابان کشید، وقاحت و بیشرمی بی حد رئیس جمهور در انکار همه واقعیت ها جلوی دوربین تلویزیون بود، او بدون اینکه به شعور مردم احترام بگذارد، حتی به قدرت محاسبه ریاضی مردم هم بی احترامی کرد. آنچه در این انتخابات مردم را عصبانی کرد این بود که رئیس جمهور اینقدر ارزان رای و فکر مردم را می خواست بخرد. آنچه در این انتخابات مردم را عصبانی کرد این بود که او به چشم مردم هم دروغ گفت و به آنان گفت چیزی را که می بینند اتفاق نیفتاده است. آنچه در این انتخابات اتفاق افتاد این نبود که چرا در شمارش آرای مردم تقلب شد، این بود که چرا آرای مردم اصلا شمارش نشد. آنچه مردم را عصبانی کرده است این است که رییس جمهور میلیونها ایرانی مخالف خودش را خس و خاشاک نامیده است. آقای خامنه ای! ما آدمیم، خس و خاشاک نیستیم.&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;از سوی دیگر آنچه در این انتخابات رخ داد این بود که بعد از 28 سال به روی جمعیت خیابانی شلیک شد، فقط بخاطر اینکه آنان حق قانونی شان را می خواستند. پلیس مردمی را کشت که در کمال سکوت و آرامش چهار ساعت در خیابان راه رفته بودند. شوربختانه دولت در این چهار سال آنقدر پول نفت داشته است که همه اراذل و اوباش را به لباس شخصی های دولتی تبدیل کرده است. آنها هستند که با قمه و باطوم به جان مردم افتاده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;در این انتخابات حرمت شهدای جنگ هم شکسته شد، حرمت کسانی که مردم آموخته بودند که آن بزرگان فداکار حافظ ناموس مردم بودند. در این انتخابات حرمت روحانیت و مرجعیت هم شکسته شد. ما به این حرمت نیاز داشتیم و داریم، همیشه باید خانه ای باشد که بتوان از دست ظلم به آن پناه برد. آنچه در این انتخابات رخ داد این بود که به 26 سال از زندگی سی ساله جمهوری اسلامی و به تمام رهبران آن، جز شخص شما، بی احترامی شد. و البته تاریخ به یاد ندارد که حکومتی چنین با خود بیرحمی کرده باشد، تنها بخاطر اینکه انتخاب شخصی دیگر را تاب نمی آورد. آقای عزیز! آنچه بی حرمت شد چنان بزرگ است که براحتی نمی توان از آن گذشت. اما از همه چیز مهم تر این است که شما، با حرمت شکنی روحانیت و دانشگاه و ملت و مجلس و انقلاب و جمهوری اسلامی خودتان را بی حرمت کردید، آیا ادامه عمر دولت احمدی نژاد ارزش این همه بی حرمتی را داشت؟ آیا بخاطر این دولت بی لیاقت که هر روز میلیونها نفر نفرینش می کنند، تا کجا حاضرید بمانید؟&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;آقای خامنه ای!&lt;BR&gt;بسیاری از سرداران جنگ، بزرگانی اند که حاضر نیستند دروغی به این بزرگی را بپذیرند، آنها اوباش گردن کلفت نیروی ضد شورش نیستند که مثل سگ هار به جان ملت بیفتند، مطمئن باشید در روزی که دور نیست، آنان در کنار مردم خواهند ایستاد. آنانی که بخش از جان شان را برای دفاع از ملت فدیه کرده اند، روبروی ملت نمی ایستند. کارکنان دولت نیز غلامان حلقه به گوش رئیس جمهور نیستند، حتی به کارکنان وزارت اطلاعات تان هم اعتماد نکنید، آنها هم حاضر نیستند از دروغی به این بزرگی دفاع کنند. و از همه مهم تر ملتی هستند که راه خیابان ها را یاد گرفته اند. این ملت دیگر از هیچ کس نمی ترسند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;متاسفانه یا خوشبختانه چنان راه حضور همه رسانه ها را بسته اید که دیگر هیچ صدایی جز صدای ملت در شهر شنیده نمی شود. نه صدای آمریکا، نه صدای انگلیس، نه صدای اسرائیل و نه حتی صدای روشنفکران، فقط صدای پارازیت دولت حاکم بر رسانه هاست. اما صدای مردم بلند است، بلند تا آسمان. به چه زبان باید بگویند؟ در شعارها می گویند، نمی شنوید؟ سه میلیون نفر با سکوت و انگشت های نشانه شده حرف می زنند، نمی شنوید؟ بر کاغذهایی که در دست شان است، می نویسند، نمی خوانید؟ بر دیوارهای شهر نظرشان را نوشته اند، نمی بینید؟ آیا شبها صدای مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر را نمی شنوید؟ چگونه باید بگویند تا بشنوید؟ آنان حق شان را می خواهند، آنها به مردی که یک سال وزیر خارجه و هشت سال نخست وزیر دوران جنگ و بیست سال عضو مهم ترین ارکان قدرت بود، با شادمانی تمام رای داده اند و حالا هم حاضرند تا پای جان از رای شان دفاع کنند. آنها برای دفاع از عدالت شهید داده اند. نمی بینید؟&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;کاری که باید بکنید کاری ساده است، باید حق مردم را به آنان برگردانید، همان چیزی که هر انسان شریفی از آن دفاع می کند. انتخابات را باید باطل کنید تا مردم آزادانه انتخاب شان را بکنند. این همه چیزی است که مردم می خواهند، اگر این را ندهید، آن وقت ممکن است مجبور بشوید چیزهای بزرگتری را بدهید. مردم ایران با شنیدن خطبه های نماز جمعه شما عصبانی و خشمگین شده اند ولی متانت شان را از دست نمی دهند، آنان به راهپیمایی های گسترده شان ادامه می دهند. آنها بدون نفرت و خشم حق شان را می گیرند. آقای خامنه ای! مردم بزرگوار ایران قدرتمند تر از آن هستند که فرض می کنید، آنها به خیابان آمده اند، در خیابان می مانند، حق شان را می گیرند و شما را هم سر جای خودتان می نشانند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;در جهان گورستانهای بی شماری است که در آن مردانی خفته اند از قبیله سیاست، که چیزی شبیه به همین حرف های شما را زده اند، آنان یک چیز را فراموش کرده بودند، و آن اینکه شترهای مرگ در کاخ و بیت رهبران هم می خوابند. هیتلر و استالین و پل پت و لنین و شاه و آیت الله خمینی مردند، شما هم بالاخره می میرید. وقتی مرگ بزرگان فرا می رسد دو واکنش در عموم مردم ایجاد می شود، گروهی برمزار مرد بزرگ می گریند و گروهی دیگر نفرینی ابدی را نثارش می کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;آقای عزیز! تا مرگ نرسیده است و دچار نفرین ابدی مردم نشدید، حرف تان را پس بگیرید و بگذارید همان خامنه ای معمولی باشید، آدمی که مردم او را یک آدم بی قدرت، پر کینه و بدون موضع مشخص می دانند، یک رهبر ضعیف که شاید بشود تحملش کرد. اما اگر هوس کنید که ادای بزگتر از خودتان را در بیاورید و دستور کشتن بدهید، ما باورتان نمی کنیم، شما این کاره نیستید برادر. مردم هم اینقدر ترسو نیستند، مردم ایستاده اند و اگر باد بکارید توفان مردم را درو خواهید کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;ابراهیم نبوی&lt;BR&gt;29 خرداد 1388 &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 19 Jun 2009 17:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siedebrahimnabavi&amp;postid=559</comments>
<dc:creator>siedebrahimnabavi</dc:creator>
<guid>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-559.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>22 خرداد روز ملت</title>
<link>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-551.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 505px; HEIGHT: 319px&quot; height=358 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i44.tinypic.com/12135af.jpg&quot; width=533 align=baseline border=0&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=overheader&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;H2 align=justify&gt;22 خرداد روز ملت&lt;/H2&gt;
&lt;DIV class=news-author-section align=justify&gt;
&lt;DIV class=news-author-image&gt;چهار سال است که به انتظار امروز هستم، امروزی که می توانیم برویم پای صندوق رای و به دروغ و فریب و ماجراجویی و دشمنی با ایران نه بگوئیم و به جنبش سبز ملت بزرگ ایران رای بدهیم. چهار سال است که به امروز فکر کرده ام، به امروزی که جنبش سبز امید به خیابان آمده و می خواهد بگوید که ما دیگر تحمل اهانت به حیثیت ایران و ایرانیان را نداریم. چهار سال است که منتظر امروز هستم تا بگویم ما بیشماریم، ما که تو را نمی خواهیم، تویی که ملتی بزرگ را فروختی تا هزینه ماجراجویی ها و بازی های احمقانه گروهی قلیل کنی. &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;واقعیت این است که انتظار نداشتم آغاز دوران احمدی نژاد که با یاسی بزرگ همراه بود، به امیدی این همه بزرگ و سبز بدل شود، چنانچه مردمان به خیابان بروند و خیابان ها را از دست نکبت های کوتوله دولتی بی لیاقت بگیرند. تنها حسرتم این است که چرا نمی توانم شب های اکنون تهران را با تمام احساس بچشم و ببینم و لمس کنم و بفهمم، اگر چه هزار دوست، هزار هزار دوست، هر روز برایم روایت پیروزی یک ملت را می کنند. دلم برای تهرانم تنگ شده و دلم برای تک تک مردم شهر خودم تنگ شده. دلم و چشمم می خواهد تهران این روزها را ببیند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;آنچه رخ داده است نه پیروزی میرحسین موسوی است، اگر چه آن هم هست، نه پیروزی خاتمی است، اگرچه آن هم هست، نه، آنچه اتفاق افتاده است پیروزی راستی بر دروغ است. آنچه رخ داده خواسته ملتی است که نمی خواهد حقیر و کوچک و بی منزلت باشد. ما، میلیونها ایرانی در میلیونها خانه چهار سال است داریم نقشه می کشیم، مکانی برای توطئه وجود ندارد. همه مردم ایران عوامل توطئه علیه دولت هستند. &quot; ما&quot; با تمام وجودمان و استعدادمان می خواهیم بگوئیم که از دیکتاتوری، حقارت، فقر، نکبت، عقب ماندگی بیزاریم. ما از زشتی و پلیدی نفرت داریم، ما نمی خواهیم تصویر ایرانیان در جهان تصویری زشت و عقب مانده باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;مردم ایران در همه شهرها به خیابان آمده اند، نرم و متمدن و آرام و انسان تا بگویند که چهره واقعی این ملت تصاویری نیست که در دیدارهای رسمی مرد دروغگوی شهر پخش می شود. مردم ایران تمام استعداد و توانایی شان را در انتقامی بامزه و شیرین از احمدی نژاد که با شوخی تلخی چهار سال از زندگی مردم مان را دزدید به کار گرفته اند. در جنبش سبز مردم دیگر تراکت و پوستر در تعداد یک میلیون چاپ نمی شود، بلکه هزاران تراکت و پوستر شخصی بامزه و جذاب توسط صدها هزار نفر تولید می شود. این یک جنبش بزرگ ملی است. ما نیازی به پول هیچ کس برای تبلیغات نداریم، ما نیاز به اتوبوس نداریم، ما نیاز به امکانات نداریم. ما با قلب مان در انتخاباتی سرنوشت ساز شرکت می کنیم و با آگاهی بزرگ مان رای می دهیم. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;هرگز مردم ایران تا این حد شیرین و دلنشین نبودند، شعارهایی می سازند سراسر دانایی و شعور و طنز و پوسترهایی می سازند سراسر زیبا و عمیق و دلنشین. این مردمان را کسی نیاورده است تا بتواند آنها را اداره کند. آنان با دانایی تمام، با درکی عمیق، با احساس مسوولیتی بزرگ به خیابان آمده اند تا دموکراسی را زنده کنند تا بگویند 22 خرداد روز سبز ماست و ادامه دوم خردادی است که هرگز از خاطرمان نمی رود. ما فیلسوفانی را که جنبش سبز ما را عامیانه خواندند با بزرگواری مان می بخشیم، چرا که ما خوانندگان آنان هستیم و آنکه به من چیزی یاد داده است، همیشه نزد من بزرگ است، اگرچه ممکن است حقیقت را بخوبی بداند، بی آنکه مصلحت را دانستن نتواند. ما دست بزرگانی مانند مهرجویی و مخملباف و بهاره رهنما و مجتبی راعی و همه هنرمندان سبزمان را می بوسیم که برای نجات فرهنگ و هنر به میدان آمدند و از شرافت انسانی در مقابل دروغ دفاع کردند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;من، ابراهیم نبوی، پس از چهار سال پر از رنج، بخاطر منافع ملی کشورم، و بخاطر مصالح شخصی خودم و دوستانم و فرزندانم به جبهه سبز رای می دهم. از شما می خواهم با عشقی بزرگ، با حسی عمیق، با مسوولیت شناسی در قبال ایران و ایرانی در اولین ساعات روز جمعه 22 خرداد به حوزه های رای گیری بروید و بقول خاتمی عزیز که عاشقانه دوستش می دارم نام زیبای میرحسین موسوی را بر برگه های رای تان بنویسد. من هرگز فراموش نخواهم کرد که بزرگمردی مانند کروبی که قطعا پیروزی بر دروغ را مدیون تلاش او و دوستان خوبش هستیم، در جنگ شرافت و دروغ مدیون تلاش و سخت کوشی آنان نیز هستیم. پیروزی میرحسین موسوی پیروزی ستاد او و شخص او نیست، پیروزی مردمی است که خواستند باور کنند که ملتی بزرگ اند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;هنوز ساعاتی باقی است. وقت برای تصمیم گیری هست. من می دانم که تحریمی ها، تحکیمی ها، طرفداران کروبی، مخالفان سرسخت حکومت در مخالفت شان با انتخابات جز صداقتی برای مبارزه با بی عدالتی و دیکتاتوری و دروغ و فریب انگیزه ای ندارند. بسیاری از ما اشتباه کردیم و احمدی نژاد را به عنوان اشتباه مان چهار سال تحمل کردیم، اما جنبش ملت ایران برای رهایی از ماجراجویی و بی عدالتی و فقر و فریب یک مبارزه انتخاباتی نیست. من از همه آنانی که می خواهند بیرون از دایره بزرگی مردم ایران بمانند می خواهم که وارد این صحنه شوند و به میرحسین موسوی رای بدهند تا بتوانیم یک بار دیگر در سیطره آزادی و آگاهی ایران را با همدیگر بسازیم. ما با رای مان در 22 خرداد ایران را از خطر بزرگی نجات می دهیم. وعده ما ساعت هشت صبح پای صندوق های رای. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;و پنج نتیجه گیری اخلاقی از کمک ده میلیاردی&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;صادق محصولی وزیر کشور رسما و در خبرگزاری های رسمی کشور در روز روشن اعلام کرد که برای کمک به ستاد انتخاباتی احمدی نژاد ده میلیارد تومان به او پول داده است. نتایج زیر از اقدام فوق گرفته می شود: &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;اول، کروبی از سوی احمدی نژاد بخاطر دریافت 300 میلیون تومان از شهرام جزایری متهم شد که فساد مالی دارد، اما احمدی نژاد برای گرفتن پولی به میزان 30 برابر همان پول متهم به فساد نیست. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;دوم، دقت کنید که صادق محصولی که به احمدی نژاد قبلا و فعلا پول داده است، وزیر کشور شده است، در حالی که قرار بود قبل از آن وزیر نفت بشود و مجلس به او رای اعتماد نداده بود. یعنی یک آقایی که میلیاردر است، و پولش را از طریق رانت خواری به دست آورده، به رئیس جمهور پول داده است، رئیس جمهور هم او را وزیر کشور کرده است. این واقعه در کجای دنیا اگر اتفاق افتاده بود، ممکن بود وزیر کشور را بلافاصله برکنار نکنند؟ یا حداقل دادگاه رئیس جمهور را سی سال زندانی نکند؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;سوم، آقای صادق محصولی که ده میلیارد تومان به احمدی نژاد پول داده است، و علنا هم این موضوع را اعلام کرده است، وزیر کشور است و موظف است نه تنها کمکی به یکی از نامزدها نکند، بلکه بیطرف باید باشد. به عبارت دیگر وزیر کشور نه تنها طرفدار یکی از نامزدهاست، بلکه برای انتخاب شدن او پول هم داده است. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;چهارم، این وزیر کشوری که قرار است انتخابات را برگزار کند و باید بیطرف باشد و ده میلیارد تومان به رئیس اش پول داده است، قبل از اینکه وزیری بشود که باید انتخابات را برگزار کند، خودش رئیس ستاد انتخاباتی همین آقایی شده است که گفته بود اعضای ستاد من هرگز پست و مقامی نخواهند گرفت. به نظر شما در کلمبیا یا در زیمبابوه ممکن است چنین فسادی وجود داشته باشد؟ مثلا بشنویم که در کلمبیا یک سرهنگ نظامی که بعدا استاندار شده با استفاده از قدرت دولت میلیاردر شده و با دادن پول یک شهردار را رئیس جمهور کرده و در مقابل توسط آن رئیس جمهور او را وزیر کشور کرده که دوباره با دادن پول و دخالت در انتخابات توسط همین وزیر کشور، رئیس جمهور بشود. رتبه فساد مالی چنین کشوری چند است؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;پنجم، این وزیر کشوری که ده میلیارد به رئیس جمهوری که رئیس اش است و قرار است توسط او رئیس جمهور شود، میلیاردر بزرگی است که به اندازه همه وزرای تاریخ سی سال گذشته پول دارد، این وزیر در کابینه ای وزیر کشور است که رئیس اش مهمترین شعار انتخاباتی اش مبارزه با قله های ثروت است و می خواهد به فقرا و پابرهنگان کمک کند. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;احمدی نگو، بلا بگو&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;امروز می خواستم طنزی درباره صادق محصولی بنویسم، اما نوشته ای برایم ای میل شده بود که حیفم آمد منتشرش نکنم. فرستنده آن فقط نامش را &quot; خودم&quot; نوشته است. شعر بسیار خوب و روان و شیرین است. از سراینده شعر تشکر می کنم و امیدوارم آرزوی او و همه ماها بوقوع بپیوندد. &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;توي ده ارادون      احمدي زار و گريون &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;احمدي نگو بلا بگو            دشمن جون ما بگو &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;اخلاق بد، روي سياه، زبون دراز، واه واه واه &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;نه محسن و نه كروبي، نه ميرحسين موسوي    &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;هيچكی باهاش رفيق نبود &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;با اين همه سرمايه             گند زده بود از پايه &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;موسوي گفت: &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;ـ احمدي مي آي قاطي آدما؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;ـ نه نمي‌يام، نه نمي‌يام &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            ـ‌ خودتو مي‌خواي اصلاح كني؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;ـ نه نمي‌خوام، نه نمي‌خوام &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;كروبي گفت: &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            ـ مي‌خواي يه كم تغيير كني؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;ـ نه نمي‌خوام، نه نمي‌خوام &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;رضايي گفت: &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;ـ‌ اخلاقتو خوب مي‌كني؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;ـ نه نه نه، نمي‌كنم! &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;مردم سبز نازنين              مشت در هوا پا بر زمين &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;دنبال حرف كدخدا             ريخته بودن تو كوچه‌ها &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;ـ ملت چرا رژه مي‌ري؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            ـ دارم مي‌رم كه راي بدم، ديرم شده، عجله دارم &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;ـ ملت خوب و نازنين         مشت در هوا پا بر زمين &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;سهام مي‌دم عدالت             به عمه و به خاله‌ت &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;چك پول مي‌دم هوارتا       به هركدوم هزار تا &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;يه كمي به من راي مي‌دي؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            ـ نه كه نمي‌دم، نه كه نمي‌دم &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;ـ چرا نمي‌دي؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            ـ‌ واسه اين كه من تميزم    پيش همه عزيزم &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            راي مي‌دم به موسوي        منتخب انس و پري &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            اما تو چي؟ الهي كه ور بپري &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;          دروغ مي‌گي، رنگ مي‌كني              &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;هركي كه حرف حق بگه، مي‌پري و جنگ مي‌كني &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            اخلاق بد، روي سياه، زبون دراز، واه واه واه &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;در وا شد و شيخ ما                 اومد و شد كانديدا &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;غرغر زنون، گردش كنون    اومد و اومد پيش احمدي &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;ـ آقا كروبي، كه خوبي               به نفع من كنار مي‌ري؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;غلومي اومد: &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            ـ‌ قوقولي قوقو، قوقولي قوقو         برو خونه‌تون، بچه‌ي پررو &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            اين شيخ ريزه ميزه                  ببين چه‌قدر تميزه &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            اومده از لرستون                   حسابي تيز تيزه &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            اما تو چي؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            از دست تو خوار شديم        بي‌پول و بي‌كار شديم &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            از بس كه گولمون زدي      مفلس و بيمار شديم &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            اخلاق بد، روي سياه، زبون دراز، واه واه واه &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;احمدي با چشم گريون          اومد توی تلويزيون &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;گريه مي‌كرد زار مي‌زد        حرف از پول و كار مي‌زد &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;ـ ما اون بوديم اين شديم         سوار بر زين شديم &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;رو صندلي نشستيم               شاخ غولو شكستيم &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;قد رشيدم ببينيد                   روي سپيدم ببينيد &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;خوش‌بو مثال ريحونم         پررو مثال فرعونم &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;وقاحتم طبق طبق              سگا به دورم وق و وق &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;ـ آقا محسنم، آقاي خودم    تو مي آي با من آشتي كني؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            ـ‌ نه كه نمي‌يام &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;ـ‌ چرا نمي‌ياي؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            ـ‌ من و اكبر و بزرگون        جلسه داريم فراوون &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            نخبه‌ها رو جمع مي‌كنيم      بالا مي‌ريم، پايين مي‌يايم، ضرب مي‌كنيم، كم مي‌كنيم &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            حرف حسابو مي‌شنويم        پرده‌ي ننگو مي‌دريم &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            اما تو چي؟ &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            دروغ مي‌گي، انگ مي‌زني    &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;حرف درست نمي‌زني، همه‌ش دم از جنگ مي‌زني &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;            اخلاق بد، روي سياه، زبون دراز، واه واه واه &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;احمدي اومد پيش ثمره                  ـ بيرونو ببين كه چه خبره! &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;سبز شده خيابونا                            سفيد شده بيابونا &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;زنجيرو پاره كردن                          منو بي‌چاره كردن &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;فك و فاميلو خبر كنين                   فكري به حال من كنين &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;هرچي دروغ بود گفتم                  یه حرف راست نگفتم &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;السون و ولسون                            به من كمك برسون &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;بله بچه‌های نازنین! &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;عاقبت دروغ گويي همينه                الهی که  احمدي خير نبينه &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;نه الهام و نه ثمره، نه بذر پاش          نيومدن هيچ یکی شون به همراش &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;مردم دروغاشو دونسته بودن             از اين همه نيرنگ، خسته بودن &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;با دل‌هايي پر از خون                     سبز و سفيد و قرمز    &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;                   حلقه زدن دور اون &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;سبز اومد، تار شد                      سفيد اومد، پود شد &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;ميون خون قرمز دلاشون          احمدي كله‌پا شد و دود شد &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;بالا رفتيم دوغ بود، پايين اومديم ماست بود &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;قصه‌ي ما از اولش تا آخرش راست بود &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;20/3/88 &lt;/P&gt;
&lt;P class=content align=justify&gt;خودم &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 12 Jun 2009 05:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=siedebrahimnabavi&amp;postid=551</comments>
<dc:creator>siedebrahimnabavi</dc:creator>
<guid>http://siedebrahimnabavi.blogfa.com/post-551.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
